خاورمیانه در برزخ جنگ و صلح
- شناسه خبر: 22059
- تاریخ و زمان ارسال: 20 خرداد 1405 ساعت 14:11
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» بازی جنگ و مذاکره ایران و آمریکا را بررسی می کند:
احسان انصاری/در حالی که براساس اظهارات مقامات آمریکایی ایران و آمریکا به صلح نزدیک بودند اسرائیل و ایران وارد جنگ شدند. جنگی که خیلی زود متوقف شد اما به خوبی نشان داد که خاورمیانه در یک برزخ بزرگ جن و صلح قرار گرفته و این آینده مبهم بسیاری از معادلات سیاسی و اقتصادی را تغییر داده است.
مسیر متفاوت ترامپ و نتانیاهو؟
گفتوگوی پرتنش چند روز قبل دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نشانه نوعی ترک در انگاره هماهنگی مطلق واشینگتن و تلآویو است. لحن ترامپ در این تماس تلفنی از مرز ادب گذشته و بابت تشدید تنشها در لبنان خشمگین شده است. او نتانیاهو را مسئول سختتر شدن مسیر توافق احتمالی واشینگتن با تهران میداند. نتانیاهو اما بعدتر با کوچکنمایی ماجرا، اختلاف را رویهای تاکتیکی جلوه داد که حتی در بهترین خانوادهها بروز مییابد. همین تلاش برای عادیسازی روایت، عمق شکاف را آشکارتر میکند.
ترامپ همان است که در دوره اول حضور در کاخ سفید، یکی از نزدیکترین رؤسای جمهور آمریکا به دولتهای راستگرای اسرائیل بود. حالا همان فرد در موضوع لبنان، آشکارا با نتانیاهو به اختلاف دیدگاه میرسد. در حال حاضر جنگ ابزار ارزانی برای سیاست خارجی، بازار انرژی و فضای داخلی آمریکا به شمار نمیرود. اتفاقی که رخ داده فشار توأمان بر نقطهای متمرکز را نمایان میسازد. از تنش با ایران و فرسایش جنگ در لبنان گرفته تا افزایش قیمت بنزین در آمریکا، بدبینی رأیدهندگان نسبت به ماجراجویی نظامی و نیاز ترامپ به باز ماندن کانالی برای گفتوگو با تهران.
اسرائیل میدان دار جنگ های خاورمیانه
اسرائیل با تغییر آشکار در استراتژی امنیت ملی خود از بازدارندگی به سوی هیمنه و سلطه راهبردی بر محیط پیرامونی خود و با اعلام تمایل به تغییر نقشه ژئوپلیتیک منطقهای تحت عنوان اسرائیل بزرگ که از سوی جناح افراطی، راستگرا و راستکیش اسرائیل مطرح میشد، تقریبا برای همگان در خاورمیانه روشن کرد که این رژیم نهفقط با جمهوری اسلامی ایران، بلکه با کشورهای عربی و اسلامی ذاتا دشمنی دارد.
در نقشه اسرائیل بزرگ که از سوی استراتژیستهای اسرائیلی نظیر «ادید دعنون» طراحی شده و از سوی نتانیاهو و دولت راستگرای کنونی دنبال میشود، کشورهای عربی در محیط پیرامونی رژیم صهیونیستی برای تضمین برتری اسرائیل تجزیه خواهند شد.
سوریه، لبنان، عربستان، اردن، عراق و مصر در این طرح برای تضمین امنیت اسرائیل، بخشهایی از خاک خود را به صورت زمینهای سوخته از دست خواهند داد و اساسا فلسطینی در کار نخواهد بود که طرح دودولتی مورد تقاضای بینالمللی و اعراب به سامان برسد.
همزمان با پیشبرد نظامی طرح مزبور، رهبری افراطی رژیم اسرائیل نیز با برافراشتن شعار اسرائیل بزرگ، سلطه بر سرزمینهای عربی را با عنوان تمدن یهودی و مطالبه تاریخی یهودیان از خاورمیانه دنبال میکند.

به نظر میرسد مدتی است کشورهای عربی متوجه چنین خطر بزرگی برای موجودیت خود شدهاند؛ ترکی فیصل، رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان در ۹ ماه می ۲۰۲۶ در روزنامه الشرقالاوسط نسبت به این پدیده هشدار داد و از کشورهای عربی خواست در مقابل حملات ایران در جنگ رمضان خویشتنداری کنند. اکنون به نظر میرسد کشورهای حاشیه خلیج فارس دریافتهاند که افزایش تنش و دعوت به تشدید جنگ و تأکید بر اختلافات خود با ایران، در نهایت خواست رژیم اسرائیل است.
پروژه توافق ابراهیم که جوهره آن عادیسازی روابط کشورهای عربی و اسلامی با اسرائیل است، طرح شکستخوردهای است که یک طرف آن که اسرائیل باشد، اساسا تمایلی برای عادیسازی با محیط پیرامونی خود به صورت مسالمتآمیز ندارد، بلکه خواهان اعمال قدرت و تسلیم بلاشرط این کشورهاست. به نظر میرسد کشورهای عربی نیز اکنون حتی حضور نظامی آمریکا در کشورهای خود را مضر به منافع خود تشخیص دادهاند؛ زیرا بیش از آنکه استقرار این نیروها به افزایش امنیت آنان کمک کند، به تحکیم سلطه اسرائیل و حمایت از ماجراجوییهای نتانیاهو خدمت میکند.
همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس اینک با یادداشتبرداری از یافته و نتایج جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران بر سر دوراهی تعیین تکلیف در سیاست خارجی خود قرار دارند. از یک سو میدانند واقعیتهای تاریخی و جغرافیایی پایدار جبر ژئوپلیتیک آنان را به تداوم روابط حسن همجواری با ایران و بهبود و ترمیم روابط ناگزیر میکند و از سوی دیگر بیداری ایران در کشف استراتژیک تنگه هرمز بهعنوان یک سلاح ژئوپلیتیک قدرتمند آیندهای غیرقابل پیشبینی برای توسعه و حیات اقتصادی این کشورها را ترسیم میکند.
ترامپ به دنبال یک امتیاز بزرگ از ایران است
علی بیگدلی تحلیل گر روابط بین الملل در این زمینه به «بشارت نو» گفت: آمریکاییها با توجه به هزینه سنگینی که متحمل شدهاند و حجم عظیمی از تسلیحاتی که وارد منطقه کردهاند، به این نتیجه رسیدهاند که دنبال کردن جنگ واقعی صرفهای ندارد. یعنی دیگر گلولهباران و موشکزنی را بهترین راه نمیدانند. به این جمعبندی رسیدهاند که اقتصاد ایران را در حالت خفقان نگه دارند.
وی ادامه داد: این محاصره دریایی، بدون آنکه کشتهای داده شود یا هزینههای مستقیم جنگ افزایش یابد، به یک استراتژی تبدیل شده است؛ در واقع، استراتژی نظامی به استراتژی اقتصادی تغییر یافته و این بسیار خطرناک است. زیرا بدون آنکه هزینهای در پی داشته باشد، میتواند مدتها ادامه یابد.
این تحلیل گر روابط بین الملل تصریح کرد:اگرچه ترامپ در داخل آمریکا با مشکلاتی مواجه است، اما میتواند این وضعیت را برای مدتی ادامه دهد. طبق قانون اساسی آمریکا، رئیسجمهور بدون مجوز کنگره میتواند تا ۶۰ روز در شرایط اضطراری اقدام نظامی انجام دهد و این مدت در صورت تداوم شرایط میتواند حدود ۳۰ روز دیگر نیز تمدید شود. بنابراین، در حالی که هزینهای از جنس جنگ مستقیم پرداخت نمیکند، با حضور چند ناو سنگین در دریای عمان، عملاً گلوگاه ایران را تحت فشار قرار داده است. این وضعیت برای ما بسیار سخت و فرساینده خواهد بود.
بیگدلی درباره نقش اسرائیل در معادلات پیش رو گفت:حیات سیاسی نتانیاهو در گرو جنگ است؛ زیرا اگر به شرایط عادی بازگردد، هم خود او و هم همسرش با پروندههای فساد اقتصادی مواجهاند و در صورت تشکیل دادگاه، احتمال زندانی شدن وجود دارد. در آن صورت، کابینهاش منحل خواهد شد و نخستوزیر نیز برکنار میشود. با توجه به اینکه انتخابات نخستوزیری نیز در پاییز برگزار میشود، این مسئله برای او اهمیت مضاعفی دارد.
وی خاطرنشان کرد:آنچه برای ترامپ اهمیت اساسی دارد، امتیازی است که بتواند با خود به جامعه آمریکا ببرد و بگوید که در این جنگ پیروز شده است؛ اینکه توانستهاند در یک نشست، هم مسئله هرمز را حل کنند و هم ایران را در تنگنا قرار دهند تا مسئله هستهای را بپذیرد و برنامه هستهای را برای مدتی متوقف کند. اگر چنین نتیجهای حاصل شود، ترامپ میتواند بگوید با وجود هزینههای سنگینی که انجام شده، امتیاز بزرگی نیز به دست آمده است. او بهشدت به چنین امتیازی نیاز دارد تا بتواند پاسخگوی کنگره، افکار عمومی و فضای سیاسی داخلی آمریکا باشد. بدون کسب یک امتیاز ملموس، این ماجرا برای ترامپ و آمریکا به پایان نخواهد رسید.
حسن هانیزاده تحلیل گر کارشناس خاورمیانه نیز در این زمینه به«بشارت نو» گفت: رئیس جمهور ایالات متحده از اینکه همه نقشههایش برای ایران نقش برآب شد، به شدت عصبی و مستاصل است. دقیقا به همین دلیل از روزی که آتشبس اعلام شد، رفتار متناقضی از خودش به نمایش درمیآورد. یک روز از حمله میگوید و روز دیگر عقبنشینی میکند. باز ایران را تهدید به زدن زیرساختها میکند و روز دیگر به دروغ از میانجیگری سران منطقه برای منصرف شدن میگوید. در واقع او درصدد است رسما خودش را برنده جنگ اعلام کند که باید گفت، این آرزویی واهی است.
این تحلیلگر امور بینالملل در ادامه گفت: واقعیت این است که پرونده جنگی ایران با آمریکا و اسرائیل همچنان باز است. به همین دلیل طرفین، به ویژه ایرانیها و آمریکا، این روزها تحرکات دیپلماتیک را به طور جدی دنبال میکنند. البته نمیتوان نقش اسرائیل را در این بین نادیده گرفت. به هر حال، همه میدانند، آیپک که جریان حامی رژیم صهیونیستی در داخل آمریکاست، در لایههای ساختاری این کشور نفوذی عمیق دارد. بنابراین، باید اذعان داشت کاخ سفید نمیتواند بدون هماهنگی آیپک با ایران توافق کند تا تصمیم به حمله را به مرحله اجرایی برساند.هانیزاده خاطرنشان کرد: نظام سیاسی ایران در بزنگاه مهمی قرار دارد. به این معنی که دستگاههای حاکمیتی باید با درک موقعیت خطیر، بنا را بر اتحاد و انسجام بگذارند و همچنین دیپلماسی را طوری مدیریت کنند که توفیق بزرگ در جنگ در نهایت به اقتدار و صلابت هر چه بیشتر نظام جمهوری اسلامی منجر شود.







