روایت ایستادگی مردم ایران ، از حماسه دفاع مقدس تا امروز
- شناسه خبر: 23951
- تاریخ و زمان ارسال: ۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۰۷
- منتشرکننده: مدیریت

سیدرضا هاشمی زاده/سیویکم شهریورماه ۱۳۵۹، روزی که ارتش عراق با بهرهگیری از شرایط نابسامان پس از انقلاب و با هدف تحمیل جنگ و تصرف بخشهایی از سرزمین ایران، حمله گسترده خود را آغاز کرد، یکی از تلخترین فصلهای تاریخ معاصر کشورمان رقم خورد. جنگی که قرار بود، بنا بر محاسبات مهاجمان، در زمانی کوتاه به پیروزی و تصرف بخشهایی از خاک ایران بینجامد، هشت سال به طول انجامید و به آزمونی بزرگ برای مردم، نیروهای نظامی و ساختار نوپای کشور تبدیل شد.آنچه در روزهای نخست جنگ اهمیت داشت، تنها تجهیزات و امکانات نظامی نبود؛ مردمی بودند که در دشوارترین شرایط، برای دفاع از خانه، شهر و سرزمین خود ایستادند. ارتشیان، پاسداران، نیروهای بسیجی و مردم عادی، با وجود کمبود سلاح، ضعف سازماندهی و مشکلات ناشی از شرایط انقلابی کشور، در کنار یکدیگر قرار گرفتند. همین همبستگی، در کنار فداکاری و مقاومت نیروهای مدافع، مانع تحقق اهداف اولیه دشمن شد.دفاع مقدس را نمیتوان تنها در تقویم نظامی و تاریخ عملیاتها خلاصه کرد. این جنگ، تاریخ زندگی میلیونها ایرانی است؛ تاریخ خانوادههایی که فرزندانشان را به جبهه فرستادند، مادرانی که چشمانتظار ماندند، کودکانی که با صدای آژیر و انفجار بزرگ شدند و شهرهایی که زیر بمباران، بخشی از خانهها و خاطرات خود را از دست دادند.جنگ هشتساله، تنها نبردی در مرزها نبود. جنگ به خانههای مردم رسید، به مدرسهها، بیمارستانها، کارخانهها، قطارها و خیابانهای شهرها. موشکباران شهرها و بمباران مناطق مسکونی، زندگی غیرنظامیان را در معرض خطر قرار داد. دانشآموزانی در مدرسهها جان باختند، خانوادههایی در حملات هوایی عزیزانشان را از دست دادند و بسیاری از مردم، سالهای جوانی خود را با ترس، انتظار و نگرانی سپری کردند.در این میان، رنج جنگ تنها به سالهای درگیری محدود نماند. جانبازان، آزادگان و خانوادههای شهدا، هرکدام بخشی از بار سنگین آن دوران را تا سالها و حتی دههها با خود حمل کردند. جانبازی که با درد ناشی از جراحت زندگی میکند، آزادهای که خاطرات اسارت را پشت سر گذاشته و خانوادهای که جای خالی عزیز ازدسترفتهاش همچنان در خانه احساس میشود، یادآور این واقعیتاند که جنگ، با پایان رسمی عملیاتها، برای همه به پایان نمیرسد. دفاع از کشور، اگرچه در میدان نبرد با سلاح و فداکاری معنا پیدا میکند، اما در سالهای پس از جنگ، با مسئولیت اجتماعی، توجه به آسیبدیدگان، رسیدگی به خانوادههای شهدا و حفظ کرامت جانبازان و آزادگان نیز ادامه مییابد. بزرگداشت دفاع مقدس، بدون دیدن این رنجهای انسانی، ممکن است به مراسمی محدود و دور از واقعیت زندگی کسانی تبدیل شود که هزینه جنگ را پرداختهاند.هشت سال جنگ، خسارتهای سنگین انسانی، اقتصادی و زیرساختی بر ایران تحمیل کرد. شمار زیادی از مردم جان باختند یا مجروح شدند، شهرها و روستاها آسیب دیدند و منابع کشور صرف دفاع و بازسازی شد. با این همه، ایرانیان دلاور در پایان جنگ، بدون واگذاری سرزمین به دشمن، از تمامیت ارضی کشور دفاع کرد. این واقعیت تاریخی، در کنار همه رنجها و هزینههای جنگ، بخشی از حافظه جمعی ایرانیان را شکل داده است.اهمیت این تجربه را میتوان در زمینه تاریخی گستردهتری نیز دید. ایران در تاریخ معاصر خود دورههایی از جنگ، اشغال و جدایی سرزمینها را پشت سر گذاشته است. از همین رو، حفظ تمامیت ارضی کشور در جنگ ایران و عراق، برای بسیاری از ایرانیان معنایی فراتر از یک نتیجه نظامی داشت. دفاع از حق تعیین سرنوشت و جلوگیری از تحمیل اراده یک قدرت خارجی بر سرزمین و مردم ایران. با این حال، بزرگداشت این دستاورد نباید ما را از هزینههای جنگ غافل کند. افتخار به مقاومت مردم و نیروهای مدافع، زمانی با حقیقت تاریخی سازگارتر است که همزمان، رنج قربانیان، آسیبهای برجایمانده و ضرورت آموختن از تجربه جنگ را نیز به رسمیت بشناسیم.فردوسی در شاهنامه، در روایت پهلوانی و دفاع از ایران، بارها بر پیوند میان سرزمین، مردم و مسئولیت انسانی تأکید میکند. یکی از مشهورترین ابیات منسوب به او چنین است:
چو ایران نباشد تن من مباد / بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
این بیت، در خوانش امروز، میتواند یادآور اهمیت سرزمین و مسئولیت جمعی در پاسداری از آن باشد؛ البته دفاع از ایران را نمیتوان تنها به یک شعار فروکاست. ایران، پیش از هر چیز، خانه انسانهایی است که حق زندگی، امنیت، کرامت و آیندهای شایسته دارند.
در جایی دیگر، فردوسی میسراید:
همه سر به سر تن به کشتن دهیم / از آن به که کشور به دشمن دهیم
این مضمون، در متن حماسه ملی، بر فداکاری در برابر تهدید خارجی دلالت دارد. اما در زمانه امروز، فهم مسئولیت دفاع از کشور میتواند در کنار فداکاری نظامی، به معنای حفظ جان مردم، جلوگیری از ویرانی، تقویت انسجام اجتماعی و تلاش برای کاهش رنجهای ناشی از جنگ نیز باشد.امروز، در سالگرد آغاز جنگ تحمیلی و در هفته دفاع مقدس، یادآوری ایستادگی مردم ایران فقط بازگشت به یک واقعه تاریخی نیست. این یادآوری، فرصتی است برای اندیشیدن به معنای دفاع از کشور در شرایطی که تهدیدهای امنیتی، فشارهای خارجی و نگرانی درباره آینده ایران همچنان در فضای عمومی مطرح است.ایران، مانند هر کشور دیگری، حق دارد از امنیت، استقلال و تمامیت ارضی خود دفاع کند. هیچ قدرت خارجی نباید حق مردم ایران را برای تعیین سرنوشت کشورشان نادیده بگیرد یا با تهدید و خشونت، آینده آنان را به تصمیم خود وابسته کند. دفاع از کشور، در این معنا، یک مسئولیت ملی است که میتواند میان مردم با دیدگاهها و تجربههای متفاوت، نقطه اشتراک ایجاد کند.اما این مسئولیت ملی، به معنای نادیده گرفتن مشکلات داخلی نیست. مردم ایران ممکن است از برخی سیاستها، تصمیمهای مدیریتی، فشارهای اقتصادی، ناکارآمدیها یا بیتوجهی به مطالباتشان گلایه داشته باشند. شنیدن این گلایهها، رسیدگی به رنجهای مردم و اصلاح تصمیمهای نادرست، نه در تضاد با دفاع از کشور، بلکه بخشی از تقویت بنیانهای اجتماعی و ملی آن است.ایران تنها یک مرز جغرافیایی نیست؛ مجموعهای از انسانها، خاطرات، زبانها، فرهنگها، خانهها و امیدهای مشترک است. دفاع از ایران، همزمان با حفاظت از مرزهای آن، نیازمند توجه به زندگی مردمی است که در این سرزمین کار میکنند، میآموزند، خانواده تشکیل میدهند و آینده فرزندانشان را میسازند.کشوری که میخواهد در برابر تهدید خارجی ایستادگی کند، به جامعهای نیاز دارد که مردمش احساس کنند جان، حقوق، کرامت و آینده آنان اهمیت دارد. اعتماد عمومی، عدالت، رسیدگی به آسیبدیدگان و مسئولیتپذیری مدیران، از عواملی هستند که میتوانند سرمایه اجتماعی کشور را تقویت کنند.نسلهایی که جنگ را تجربه کردهاند، خاطرات متفاوتی از آن دوران دارند. برای یک رزمنده، خاطره میتواند به سنگر و همرزمانش بازگردد؛ برای مادری، به آخرین دیدار فرزندش؛ برای کودکی که در شهر بمبارانشده بزرگ شده، به صدای آژیر و پناه گرفتن در زیرزمین؛ و برای جانبازی که هنوز با عوارض جراحت زندگی میکند، به دردی که گذر زمان نتوانسته آن را بهطور کامل از میان ببرد.این خاطرات، هرکدام بخشی از حقیقت جنگاند. نمیتوان از دفاع مقدس سخن گفت و سهم مردم عادی، زنان، کودکان، امدادگران، کارگران، معلمان و خانوادههایی را که پشت جبهه ایستادند، نادیده گرفت. دفاع از کشور، حاصل مشارکت مجموعه بزرگی از انسانهایی بود که هرکدام به شیوه خود در برابر دشواریها ایستادند. بزرگداشت شهدا نیز زمانی میتواند با عمق بیشتری همراه شود که به جای محدود شدن به تکرار عبارات کلی، به زندگی و شخصیت واقعی آنان توجه کند؛ به آرزوهایشان، خانوادههایشان، کارهایی که دوست داشتند انجام دهند و آیندهای که فرصت تجربهاش را نیافتند. روایت انسانی جنگ، نه از ارزش فداکاری میکاهد و نه از اهمیت مقاومت؛ بلکه اجازه میدهد نسلهای بعدی، آن را با درک عمیقتری بشناسند.از سوی دیگر، مسئولیت جامعه در قبال جانبازان و آزادگان، نباید تنها به روزهای مناسبتی محدود شود. رسیدگی به مسائل درمانی، معیشتی و اجتماعی آنان، توجه به خانوادههایشان و شنیدن تجربههایشان، بخشی از مسئولیتی است که در برابر تاریخ و انسانهای آسیبدیده از جنگ بر عهده داریم. هفته دفاع مقدس، فرصتی برای یادآوری یک تجربه تاریخی بزرگ است؛ تجربهای که در آن مردم ایران، با وجود کمبودها و دشواریهای فراوان، در برابر تجاوز خارجی ایستادند و از سرزمین خود دفاع کردند. این تجربه، در کنار تلخیهای جنگ، درسهایی درباره همبستگی، فداکاری، صبر و ضرورت حفظ استقلال کشور به همراه دارد.اما اگر قرار است این خاطره برای نسلهای آینده معنا داشته باشد، باید از سطح بزرگداشت صرف فراتر برود. باید از خود بپرسیم چگونه میتوان کشوری امنتر، آبادتر و برخوردار از انسجام اجتماعی ساخت؛ چگونه میتوان از تکرار جنگ و ویرانی جلوگیری کرد؛ چگونه میتوان در برابر تهدید خارجی ایستاد و در عین حال، زندگی و حقوق مردم را در مرکز توجه قرار داد.ایران، سرزمینی با تاریخی طولانی، فرهنگی متنوع و مردمی است که بارها در برابر دشواریهای بزرگ قرار گرفتهاند. پاسداری از این سرزمین، تنها به میدان جنگ و روزهای بحرانی محدود نیست.
در مدرسهای که باید امن باشد، در بیمارستانی که باید به بیماران خدمت کند، در کارخانهای که باید چرخ تولید را بچرخاند، در خانهای که خانوادهای در آن زندگی میکند و در تصمیمهایی که آینده نسلهای بعد را رقم میزنند نیز میتوان از ایران دفاع کرد. فردوسی در شاهنامه، در ستایش خرد و پرهیز از شتابزدگی، میسراید:
خرد رهنمای و خرد دلگشای / خرد دست گیرد به هر دو سرای
این مضمون، برای امروز نیز قابل تأمل است. پاسداری از کشور، در کنار شجاعت و فداکاری، به خردورزی، شناخت واقعیتها و تصمیمگیری مسئولانه نیاز دارد. تجربه جنگ به ما یادآوری میکند که امنیت و استقلال، دستاوردهایی ارزشمندند و حفظ آنها نیازمند هوشیاری و مسئولیتپذیری است.در سالگرد آغاز دفاع مقدس، باید هم به یاد کسانی باشیم که جان خود را برای دفاع از ایران از دست دادند، هم به رنج کسانی توجه کنیم که با آثار جنگ زندگی میکنند و هم به آیندهای بیندیشیم که در آن، هیچ خانوادهای ناگزیر نباشد داغ جنگ را تجربه کند.یاد دفاع مقدس، اگر با شناخت تاریخ، احترام به قربانیان، رسیدگی به آسیبدیدگان و مسئولیت در برابر آینده همراه شود، از یک خاطره ملی به تعهدی برای ساختن ایرانی امنتر و انسانیتر تبدیل خواهد شد؛ ایرانی که مردمش در آن، نه فقط در برابر دشمن خارجی، بلکه در مسیر ساختن آیندهای شایسته نیز در کنار یکدیگر ایستادهاند.ایران را باید هم در روزهای خطر و هم در روزهای آرام، با مسئولیت، خرد و احترام به مردم پاس داشت







