سرمایه اجتماعی؛ سلاح پنهان ایران
- شناسه خبر: 22137
- تاریخ و زمان ارسال: 25 خرداد 1405 ساعت 14:16
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» تاب آوری جامعه را یک سال پس از جنگ ۱۲ روزه بررسی می کند؛
مونا ربیعیان/یک سال از آغاز جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل میگذرد؛ جنگی که شاید کوتاهترین رویارویی مستقیم میان دو دشمن دیرینه منطقه بود، اما آثار آن به مراتب فراتر از ۱۲ روز در سیاست، امنیت و اقتصاد ایران امتداد یافته است. اکنون در سالگرد آن روزهای پرالتهاب، زمان مناسبی است تا فراتر از روایتهای نظامی، به یک پرسش مهمتر پاسخ دهیم؛ ایران پس از جنگ در چه وضعیتی قرار دارد و مهمترین چالش پیش روی کشور چیست؟
واقعیت آن است که جنگ ۱۲ روزه صرفاً یک درگیری نظامی نبود. این جنگ بخشی از یک نبرد بزرگتر برای تغییر موازنه قدرت در منطقه و اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران محسوب میشد. هدف تنها وارد کردن خسارت نظامی نبود؛ بلکه فرسایش توان اقتصادی، ایجاد شکاف اجتماعی، افزایش نارضایتی عمومی و در نهایت تضعیف قدرت ملی ایران نیز بخشی از محاسبات طرف مقابل به شمار میرفت.
یک سال بعد میتوان گفت ایران توانست از آزمون امنیتی عبور کند، اما همچنان درگیر آزمون دشوارتر و پیچیدهتری به نام اقتصاد است.
جنگی برای تغییر محاسبات ایران
در ادبیات راهبردی، بسیاری از جنگها با هدف اشغال سرزمین آغاز نمیشوند، بلکه هدف آنها تغییر محاسبات سیاسی کشور مقابل است. جنگ ۱۲ روزه نیز از همین جنس بود.
تصور طراحان فشار علیه ایران این بود که ترکیب عملیات نظامی، فشار رسانهای، تحریم اقتصادی و تشدید نااطمینانی اجتماعی میتواند جامعه ایران را در برابر حاکمیت قرار دهد و نوعی شکاف درونی ایجاد کند. در واقع آنها به دنبال آن بودند که هزینه مقاومت برای ایران به اندازهای افزایش یابد که تهران ناچار به تغییر رفتار منطقهای و سیاسی خود شود.
اما آنچه رخ داد با بخشی از این محاسبات متفاوت بود. برخلاف انتظار بسیاری از تحلیلگران خارجی، جامعه ایران در برابر تهدید خارجی دچار فروپاشی نشد. حتی بخشی از منتقدان داخلی نیز در موضوع امنیت ملی، تمامیت ارضی و مقابله با تهدید خارجی موضعی همسو با منافع ملی اتخاذ کردند.
این موضوع نشان داد که میان نارضایتی اقتصادی و تعلق به کشور فاصله قابل توجهی وجود دارد؛ فاصلهای که برخی بازیگران خارجی در تحلیلهای خود نادیده گرفته بودند.

سرمایه اجتماعی؛ سلاح پنهان ایران
شاید مهمترین دستاورد ایران در یک سال گذشته نه در حوزه نظامی بلکه در حوزه اجتماعی بوده است.
سرمایه اجتماعی مفهومی است که کمتر در گزارشهای رسمی دیده میشود، اما در بزنگاههای تاریخی نقش تعیینکنندهای ایفا میکند. اعتماد عمومی، احساس تعلق ملی، هویت مشترک و آمادگی جامعه برای تحمل هزینههای دفاع از کشور، بخش مهمی از قدرت ملی را تشکیل میدهند.
تجربه سال گذشته نشان داد که با وجود تمام مشکلات اقتصادی، این سرمایه هنوز در جامعه ایران وجود دارد. مردم ممکن است از گرانی، تورم، فساد، ناکارآمدی یا مشکلات معیشتی ناراضی باشند، اما در برابر تهدید خارجی همچنان از ایران به عنوان خانه مشترک خود دفاع میکنند.
این واقعیت برای سیاستگذاران یک فرصت بزرگ و در عین حال یک هشدار جدی است.
فرصت از آن جهت که هنوز پیوند میان جامعه و مفهوم ایران قدرتمند است و هشدار از آن جهت که هیچ سرمایه اجتماعی نامحدود و پایانناپذیر نیست.
اقتصاد؛ جبهه اصلی نبرد
اگر یک سال پیش آسمان ایران صحنه رویارویی موشکها و سامانههای پدافندی بود، امروز میدان اصلی نبرد در اقتصاد قرار دارد.
مردم ایران اکنون بیش از آنکه درباره جنگ صحبت کنند، درباره قیمت مسکن، هزینه درمان، اجاره خانه، قبض برق، شهریه دانشگاه و هزینههای روزمره زندگی سخن میگویند.
تورم همچنان مهمترین دغدغه افکار عمومی است. کاهش قدرت خرید، کوچک شدن سفره خانوارها و دشواری تأمین نیازهای اولیه زندگی، مهمترین چالشهای جامعه محسوب میشوند.
از این منظر، اقتصاد به مهمترین میدان تعیینکننده آینده سیاسی و اجتماعی کشور تبدیل شده است.
تجربه تاریخی نیز نشان میدهد کشورها زمانی دچار فرسایش میشوند که فشارهای اقتصادی به صورت مزمن ادامه پیدا کند. هیچ جامعهای نمیتواند برای مدت طولانی میان سطح انتظارات و کیفیت زندگی خود شکاف عمیق را تحمل کند.
مردم پای ایران ایستادهاند؛ اما مطالبه دارند
برخی تصور میکنند حمایت از کشور به معنای چشمپوشی از مشکلات اقتصادی است. این برداشت نه دقیق است و نه منطبق بر واقعیت اجتماعی ایران.
جامعه ایران در یک سال گذشته نشان داده که میان «حمایت از ایران» و «نقد عملکردها» تفاوت قائل است. مردم میتوانند همزمان از تمامیت ارضی کشور دفاع کنند و در عین حال خواهان اصلاحات اقتصادی، مبارزه با فساد و بهبود حکمرانی باشند.
در واقع مطالبه اصلی جامعه امروز نه تغییر در اصل امنیت ملی، بلکه بهبود کیفیت مدیریت اقتصادی است.
مردم انتظار دارند همان ارادهای که در حوزه دفاعی و امنیتی به کار گرفته میشود، برای حل مشکلات اقتصادی نیز وجود داشته باشد. آنها میخواهند آثار مقاومت ملی را در سفرههای خود نیز مشاهده کنند.
خطر فرسایش تدریجی اعتماد
شاید مهمترین تهدید پیش روی ایران در دوران پساجنگ نه یک تهدید نظامی بلکه فرسایش تدریجی اعتماد عمومی باشد.
اعتماد، مهمترین پشتوانه هر نظام سیاسی است. هرگاه مردم احساس کنند که مشکلات آنها دیده میشود و برای حل آنها برنامهای وجود دارد، حتی در سختترین شرایط نیز همراهی خواهند کرد.
اما اگر فاصله میان مطالبات عمومی و عملکرد اقتصادی افزایش پیدا کند، سرمایه اجتماعی به تدریج تحلیل خواهد رفت.
این مسئله نه یک هشدار سیاسی، بلکه یک واقعیت تاریخی است. همه کشورها برای حفظ قدرت ملی نیازمند بازتولید اعتماد عمومی هستند.
امنیت ملی فقط موشک نیست
یکی از مهمترین درسهای جنگ ۱۲ روزه این بود که مفهوم امنیت ملی در دنیای امروز تغییر کرده است.
امنیت ملی دیگر فقط به تعداد موشکها، جنگندهها یا سامانههای دفاعی وابسته نیست. امنیت ملی زمانی پایدار خواهد بود که شهروندان نیز احساس امنیت اقتصادی داشته باشند.
جوانی که چشمانداز روشنی برای اشتغال ندارد، خانوادهای که از پس هزینههای درمان برنمیآید و بازنشستهای که نگران معیشت خود است، همگی بخشی از معادله امنیت ملی هستند.
به همین دلیل، تقویت اقتصاد دیگر صرفاً یک ضرورت توسعهای نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد حفظ قدرت ملی محسوب میشود.
سالگرد جنگ؛ زمان بازنگری در اولویتها
سالگرد جنگ ۱۲ روزه باید فرصتی برای بازنگری در اولویتهای کشور باشد.
یک سال پیش مهمترین دغدغه جامعه، دفع تهدید خارجی بود. امروز اما مهمترین دغدغه افکار عمومی، بهبود وضعیت اقتصادی است.
این تغییر اولویت به معنای کاهش اهمیت امنیت نیست، بلکه نشانه آن است که جامعه انتظار دارد مرحله جدیدی آغاز شود؛ مرحلهای که در آن سیاست خارجی، امنیت ملی و اقتصاد در خدمت ارتقای رفاه عمومی قرار گیرند.
مردم ایران در یک سال گذشته نشان دادهاند که در شرایط سخت کنار کشور خود میایستند. اکنون نوبت سیاستگذاران است که نشان دهند این همراهی و صبوری را درک کردهاند.
ایران پس از جنگ؛ در آستانه یک انتخاب بزرگ
یک سال پس از آغاز جنگ ۱۲ روزه، ایران همچنان مقتدر، باثبات و تأثیرگذار در معادلات منطقهای است. اما تداوم این جایگاه بیش از هر چیز به نحوه مواجهه با چالشهای اقتصادی بستگی دارد.
امروز بزرگترین سرمایه کشور نه ذخایر نفت و گاز، نه توان موشکی و نه موقعیت ژئوپلیتیکی، بلکه مردمی هستند که با وجود فشارهای اقتصادی، همچنان پای ایران ایستادهاند.
این ایستادگی یک فرصت تاریخی برای کشور ایجاد کرده است؛ فرصتی که اگر با اصلاحات اقتصادی، بهبود حکمرانی، افزایش شفافیت و تقویت رفاه عمومی همراه شود، میتواند ایران را وارد مرحلهای جدید از توسعه و اقتدار کند.
اما اگر اقتصاد همچنان پاشنه آشیل کشور باقی بماند، هزینههای این وضعیت دیر یا زود در حوزههای دیگر نیز نمایان خواهد شد.
ایران از آزمون امنیتی عبور کرده است، اما آزمون بزرگتر، یعنی تبدیل انسجام ملی به رفاه عمومی و قدرت اقتصادی، هنوز پیش روی کشور قرار دارد.







