همصدایی تندروهای داخل ،اسراییل و براندازان
- شناسه خبر: 22144
- تاریخ و زمان ارسال: 25 خرداد 1405 ساعت 14:24
- منتشرکننده: مدیریت

سیدرضا هاشمی زاده/در حالی که نشانههای جدی از نزدیک شدن ایران و آمریکا به یک تفاهم در سپهرسیاسی منطقه رویت می شود ، مقامات ارشد اسرائیلی با ابراز نگرانی از توافق احتمالی، عملاً با طیف قلیل اما پرسروصدای تندروی داخلی همصدا شده اند. آنچه بیش از هر چیز در این میان نگرانکننده به نظر میرسد، تلاش برای دوگانهسازی فضای سیاسی و تهدید انسجام ملی ازسوی تندروهای داخلی است؛ همان الگویی که پیشتر در ماجرای برجام نیز تکرار شد و اکنون در شرایط حساس کنونی، با شدت بیشتری از سوی جریانهای تندرو دنبال میشود.
مقامات ارشد اسرائیلی و کارشناسان این رژیم که سالها در حوزه ایران فعالیت میکنند، بار دیگر هشدار دادهاند که توافق احتمالی میان آمریکا و ایران، عمیقترین منافع امنیتی رژیم صهیونیستی را به خطر میاندازد. اطرافیان بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به صراحت ابراز نگرانی کردهاند که “دونالد ترامپ در بحث توافق با ایران، همان کاری را می کند که باراک اوباما در قبال برجام انجام داد” . اشاره آنها به توافقی است که به باور آنها، راه را برای پیشرفت برنامه هستهای ایران هموار کرد.
بر اساس گزارشهای بینالمللی، تنش در بالاترین سطوح اسرائیل به وضوح قابل مشاهده است. یک مقام اسرائیلی به روزنامه :یدیعوت آحارونوت” گفته است: “ترامپ ما را فریب داد” و توافق روی میز “از دیدگاه ما بسیار بد است، زیرا به اصول تعیینشده در آغاز جنگ پایبند نیست.”در همین حال، منابع نزدیک به نتانیاهو نگراناند که تفاهم جدید که به گفته منابع آگاه میتواند ظرف روزهای آینده امضا شود بدون پرداختن جامع به زیرساختهای فنی برنامه هستهای ایران، صرفاً برخی فعالیتهای هستهای را منجمد کند و این را یک تهدید راهبردی بلندمدت ارزیابی میکنند.
نتانیاهو اما در موضعی دوگانه، علیرغم نارضایتی عمیق از جزئیات توافق، از ابراز مخالفت مستقیم با ترامپ خودداری کرده است. او در بیانیهای رسمی تأکید کرد: “تا وقتی نخستوزیر اسرائیل هستم، ایران به سلاح هستهای دست نخواهد یافت. من و رئیسجمهور ترامپ در این زمینه کاملاً هماهنگ هستیم.”کارشناسان اما سکوت طولانی نتانیاهو در قبال اعلام توافق از سوی ترامپ را نشانه نارضایتی عمیق ارزیابی کردهاند.
اسرائیل و تندروهای ایران در یکسو
در سوی دیگر ماجرا، تحلیلگران سیاسی بر این نکته تأکید دارند که اکنون «”اسرائیل و تندروهای داخلی در ایران “علیه هرگونه تفاهم با آمریکا همصدا شدهاند. این در حالی است که توافق احتمالی در شرایط کنونی میتواند به معنای پایان جنگ، توقف حملات مستمر آمریکا و فرصتی برای بازسازی اقتصادی ایران باشد. بر اساس گزارش آکسیوس و رویترز، چارچوب سه مرحلهای توافق احتمالی شامل تمدید آتشبس ۶۰ روزه، بازگشایی تنگه هرمز، آزادی فروش نفت ایران و متعاقباً مذاکراتی درباره مهار برنامه هستهای است.
طیفهای تندرو و گروههای همسو با آنها که اکثریت قریب به اتفاق آنها با هر گونه مذاکره و دیپلماسی آشتی پذیر مخالفند، با تکرار الگوی مشابه دوران برجام، فضای سیاسی کشور را به سمت دوگانهسازی و قطبیسازی پیش میبرند. تابلوی واضح این رویکرد، خودداری تیم جلیلی و جبهه پایداری از امضای بیانیه حمایت از تیم مذاکرهکننده در مجلس بود؛ آن هم در حالی که ۲۶۱ نماینده این بیانیه را امضا کرده بودند.نکته جالبتأمل آنکه همین جبهه پایداری، چندی پیش در موضعی متناقض، از قالیباف و اعضای تیم مذاکره حمایت کرده بود – حمایتی که تحلیلگران آن را تاکتیکی برای تحتالشعاع قرار دادن اختلافات درونی ارزیابی میکنند.
پدر معنوی جدید جبهه پایداری نیز به صراحت با مذاکرات ایران و آمریکا مخالفت کرده و پرسیده است: “چه منافع مشترکی بین ما و کافر است؟!”
توافق؛ پنجره فرصت یا تهدید وجودی؟
تندروها و گروههای همسو، گویی بر این باورند که جنگ باید تا ابد ادامه یابد، در حالی که واقعیت میدانی و اجتماعی چیز دیگری میگوید. اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران در شرایط بسیار دشوار اقتصادی به سر میبرند. تورم افسارگسیخته، بحران عمیق معیشت، فرسایش مزیتهای اقتصادی کشور و تحلیل رفتن ظرفیتهای ملی، معادلات را به نفع پایان دادن به جنگ تغییر داده است.یک مقام آمریکایی به صراحت اذعان کرده که چرخش شانس موفقیت توافق از ۷۵ درصد به ۸۰ تا ۸۵ درصد رسیده است.یعنی درست زمانی که جرقههای امید برای پایان جنگ زده میشود،
برخی در داخل و خارج تلاش میکنند با دوگانهسازی و قطبیسازی، این جرقهها را خاموش کنند. امضای یادداشت تفاهم (MOU) میان ایران و آمریکا که به گفته منابع آگاه یک توافق نهایی نیست، بلکه نقطه شروعی برای مذاکره درباره موضوعات کلیدی از جمله مسئله هستهای محسوب میشود.این موضوع و امتیازاتی که در جوف آن قرار دارد برای کشوری که سالهاست درگیر تحریم بودهاست ، میتواند سرآغاز جزیی پایان یک دوره طاقتفرسا باشد.اما تندروها به جای فرصتشناسی ملی و تلاش برای بهرهگیری از این پنجره دیپلماتیک، بر طبل تفرقه میکوبند.
بزرگترین خطر؛ تهدید انسجام ملی
کارشناسان مسائل سیاسی هشدار میدهند که قطبیسازی و دوگانهسازی فضای سیاسی، بزرگترین تهدید برای انسجام و یکپارچگی ملی است؛ انسجامی که در ماههای اخیر و در خلال حملات و تهاجمات سنگین آمریکا و اسرائیل علیه ایران با هزینههای بسیار به دست آمده است.
تحلیلهای اخیر نشان میدهد الگوهای سنتی رقابت سیاسی در ایران یعنی تقابل اصلاحطلب و اصولگرا کارکرد پیشین خود را از دست داده و جای خود را به آرایش جدیدی داده است که محور اصلی آن، تقابل میان “عقلانیت معطوف به بقای ملی” با “رادیکالیسم هزینهساز” است.پدیده نگرانکننده اما پافشاری جریانی است که هرچند در ساختار اجرایی و تصمیمگیر حاکمیت به حاشیه رانده شده، اما با در اختیار داشتن تریبونهای متعدد در فضای مجازی و برخی رسانههای رسمی، همچنان بر طبل تفرقه و متهمسازی طیفهای دیگر میکوبد.
در ذات جنگ و بحران، هر حرکتی که باعث شکاف در بدنه جامعه شود، ناخواسته جادهصافکنِ نقشههای دشمن برای فروپاشی از درون است.دوقطبی کردن جامعه بر سر رویکردهای مذاکراتی و اولویتهای جنگ، آن هم در حالی که دشمنان خارجی تمامیت ارضی و هویت ملی ما را هدف گرفتهاند، با هیچ منطق و عقل سلیمی سازگار نیست.
هشدار درباره گسست و فروپاشی اجتماعی
اگر این همدلی و یکپارچگی جمعی که حاصل مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن است، به هر علتی از جمله دوگانهسازیهای داخلی از بین برود، دشمن به راحتی میتواند از همین گسست نفوذ کرده و تمام دستاوردهای اجتماعی و یکپارچگی کشور را از بین ببرد. در چنین سناریویی، کشور با خطر فروپاشی اجتماعی و زوال مواجه خواهد شد.
این هشدار را تحلیلگران ارشد مسائل راهبردی بارها مطرح کردهاند: دشمن برای ضربه زدن به ایران، نیازی به پیروزی نظامی در میدان نبرد ندارد؛ کافی است شکافهای داخلی را عمیقتر کند تا کشور از درون متلاشی شود. تندروها که به نظر میرسد درک درستی از هزینههای واقعی تداوم جنگ و نبرد ندارند شعارهای جذاب اما غیرواقعی درباره نابودی اسرائیل یا آمریکا سر میدهند و ضرباتی را که از آن سوی میدان بر کشور وارد میشود، نادیده میگیرند.
در چنین شرایط حساسی، انتظار میرود که مقامات ارشد نظام و مسئولان عالیرتبه کشور با ورود به موقع و قاطع، جلوی این رویه خطرناک را بگیرند. اگر این کار انجام نشود، فشار سنگینی متوجه نظام خواهد شد و پشتوانه مردمی که اکنون در حال فرسایش توسط جریانهای تندرو است، از بین خواهد رفت.
ضرورت ایستادگی در برابر قطبیسازی
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، ایستادگی آگاهانه در برابر پروژه قطبیسازی و تفرقهافکنی است. دشمنان خارجی از اسرائیل تا برخی بازیگران منطقهای به خوبی میدانند که تنها راه تضعیف ایران، ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت و همچنین ایجاد دوگانههای کاذب در داخل کشور است.
در شرایط فعلی که مذاکرات دیپلماتیک در حساسترین مرحله خود قرار دارد و چشمانداز پایان جنگ و بازسازی اقتصادی بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک شده، حفظ انسجام ملی یک ضرورت راهبردی است، نه یک توصیه اخلاقی. آینده کشور در گرو تصمیمات هوشمندانه و عقلانی امروز است؛ تصمیماتی که بین شعارهای پوپولیستی اما پرهزینه از یک سو و منافع ملی و بقای کشور از سوی دیگر، یکی را انتخاب میکند. تندروهایی که همچنان بر تداوم جنگ اصرار میورزند، باید بدانند که بازی با آتش داخلی در شرایطی که دشمن در آستانه در ایستاده، میتواند آخرین بازی آنها باشد. ملت ایران هوشیار است و فریب دوگانهسازیهای کاذب را نخواهد خورد.







