مدیری که اصلاح آموزش را از مدرسه آغاز کرد
- شناسه خبر: 24936
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۷ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۰۶
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش «بشارت نو» از کارنامه مدیریتی زندهیاد علیاصغر فانی:
سیدرضا هاشمیزاده/روزنامه نگار
آموزشوپرورش ایران یکی از چهرههای باسابقه خود را از دست داد؛ مردی که بخش عمدهای از عمرش را در راهروهای مدارس، ادارههای آموزشوپرورش، معاونتهای وزارتخانه و کلاسهای دانشگاه گذراند و سرانجام به جایگاهی رسید که سالها در سطوح مختلف آن تجربه اندوخته بود. علیاصغر فانی، وزیر پیشین آموزشوپرورش، از جمله مدیرانی بود که مسیر حرفهای خود را نه از بیرون این دستگاه، بلکه از درون آن آغاز کرد؛ از معلمی و مدیریت مدرسه و منطقه تا مسئولیتهای کلان آموزشی و سیاستگذاری.فانی در 14 آبان 1405، در 72 سالگی درگذشت؛ اما برای شناخت جایگاه او در تاریخ آموزشوپرورش کشور، باید به مسیری بازگشت که از سالهای جوانی آغاز شد و بیش از پنج دهه از زندگیاش را به خود اختصاص داد.
معلمی؛ نقطه آغاز یک مسیر طولانی
علیاصغر فانی متولد سال 1333 در تهران بود. تحصیلات متوسطه را در رشته ریاضی گذراند و در دانشکده فنی دانشگاه تهران به تحصیل مهندسی راه و ساختمان پرداخت. او پس از دریافت مدارک دانشگاهی در این رشته، مسیر علمی خود را در حوزه مدیریت ادامه داد و در دانشگاه تربیت مدرس به تحصیل در مقطع دکتری مدیریت دولتی پرداخت.اما آنچه در زندگی حرفهای او اهمیت بیشتری دارد، آغاز فعالیت آموزشیاش در نوجوانی است. فانی در 15 سالگی تدریس را تجربه کرد؛ تجربهای که بعدها به یکی از محورهای اصلی زندگی او تبدیل شد.او در سالهای نخست پس از انقلاب، مسئولیتهای اجرایی خود را در آموزشوپرورش منطقه 16 تهران آغاز کرد؛ ابتدا معاون آموزشی و سپس رئیس اداره آموزشوپرورش منطقه شد. این تجربه، فرصتی بود تا مسائل نظام آموزشی را نه صرفاً از منظر بخشنامهها و ساختارهای اداری، بلکه از نزدیک و در تماس با مدارس و معلمان بشناسد.در سال 1364 به مدیرکلی آموزشوپرورش کردستان رسید؛ مسئولیتی که در آن سالها، با توجه به شرایط دشوار امنیتی و اجتماعی استان، فراتر از یک مأموریت اداری بود. پذیرش این مسئولیت و تلاش برای استمرار فعالیت مدارس در منطقهای که با ناامنی و تهدید گروههای مسلح مواجه بود، از مقاطع مهم کارنامه اجرایی او به شمار میرود.فانی پس از آن در معاونتهای مختلف وزارت آموزشوپرورش فعالیت کرد و در حوزههایی چون آموزش متوسطه، برنامهریزی و نیروی انسانی و معاونت آموزشی تجربه اندوخت. در فاصله سالهای 1368 تا 1372 نیز در دانشگاه تربیت مدرس مسئولیتهایی بر عهده داشت و مدتی معاون فرهنگی بنیاد شهید بود.این تنوع مسئولیتها، او را با بخشهای مختلف نظام اداری، دانشگاهی و آموزشی کشور آشنا کرد؛ تجربهای که بعدها در نگاه مدیریتیاش به آموزشوپرورش بازتاب یافت.
مدرسه؛ کانون اندیشه مدیریتی
یکی از وجوه قابل توجه شخصیت حرفهای فانی، نگاه او به مدرسه و جایگاه مدیران آموزشی بود. او برخلاف رویکردهایی که اصلاح آموزشوپرورش را عمدتاً در تغییر ساختارهای بالادستی و صدور دستورالعملهای تازه جستوجو میکنند، بر توانمندسازی مدیران مدارس و افزایش اختیارات آنان تأکید داشت.در گفتوگویی که سال 1398 با فصلنامه رشد مدیریت مدرسه انجام داد، به تجربهای از دوران معاونت آموزش متوسطه خود اشاره کرد: سپردن مدیریت مدارس ضعیف به مدیران توانمند و اعطای اختیار بیشتر به آنان برای بهبود وضعیت مدرسه.او معتقد بود بسیاری از مشکلات مدارس را میتوان با اصلاح شیوه مدیریت، تقویت روابط انسانی و ایجاد اعتماد میان مدیر، معلمان، دانشآموزان و خانوادهها کاهش داد.فانی در همین گفتوگو از الگویی سخن گفت که آن را «مدرسه به مثابه خانواده» میدانست. از نظر او، مدیر مدرسه نباید صرفاً مسئول اجرای مقررات و اداره امور روزمره باشد؛ بلکه باید بتواند میان اعضای مدرسه اعتماد ایجاد کند، به مسائل و مشکلات آنان توجه داشته باشد و خود را در سرنوشت مجموعه سهیم بداند.او چهار مؤلفه صداقت، شایستگی، وفاداری و شفافیت را از پایههای اعتماد متقابل در محیط آموزشی معرفی میکرد.تأکید بر این دیدگاهها نشان میداد که فانی مدیریت آموزشی را صرفاً یک دانش اداری نمیدانست؛ او برای روابط انسانی، انگیزه معلمان و مشارکت مدیران و کارکنان در اداره مدرسه اهمیت قائل بود.توجه او به نقش معلم نیز در همین چارچوب قابل فهم است. فانی معتقد بود معلمان باید دیده شوند و عملکرد و تلاششان مورد توجه و تشویق قرار گیرد. از نگاه او، ایجاد محیط کاری مطلوب و برخورداری از احساس تعلق به مجموعه میتوانست بخشی از کمبودهای انگیزشی در نظام آموزشی را جبران کند.
از اندیشه تا برنامههای اجرایی
کارنامه فانی فقط به مسئولیتهای مدیریتی محدود نمیشد. او در حوزه مدیریت آموزشی و منابع انسانی نیز فعالیت علمی و پژوهشی داشت و در موضوعاتی مانند مدیریت مدرسهمحور، ساختار سازمانی آموزشوپرورش، برنامهریزی نیروی انسانی و رفتار سازمانی صاحبنظر بود.طرح مدرسهمحوری، کلاسهای جبرانی، مدارس لازمالتوجه، مدارس نمونه دولتی، پژوهشسراهای دانشآموزی و نظام سالیواحدی از جمله برنامههایی هستند که در سوابق و روایتهای مربوط به فعالیتهای او مورد اشاره قرار گرفتهاند.وجه مشترک بخشی از این برنامهها، تلاش برای بهبود کیفیت آموزشی، کاهش افت تحصیلی و توجه بیشتر به ظرفیتهای مدارس بود. برای نمونه، در طرح مدارس لازمالتوجه، تلاش میشد با تقویت مدیریت و فراهم کردن اختیارات بیشتر برای مدیران، وضعیت مدارس ضعیف بهبود پیدا کند.توجه به مناطق محروم نیز از محورهای مهم نگاه آموزشی او بود. ایجاد مدارس شبانهروزی، مدارس نمونه دولتی در مناطق کمبرخوردار، تربیت نیروی انسانی بومی و کلاسهای ویژه مناطق دوزبانه از جمله برنامههایی بود که در سوابق اجرایی و آموزشی او ثبت شده است.این مجموعه اقدامات را باید در کنار یک واقعیت مهم دید: فانی به دلیل سالها حضور در سطوح مختلف آموزشوپرورش، با دشواریهای اجرایی این دستگاه آشنایی داشت و میکوشید میان ایدههای مدیریتی و امکان اجرای آنها در مدرسه ارتباط برقرار کند.
وزارت؛ مسئولیتی همراه با دشواری و اختلاف
فانی یک بار در سال 1384 برای مدتی کوتاه سرپرستی وزارت آموزشوپرورش را بر عهده گرفت؛ اما مهمترین دوره حضور او در رأس این وزارتخانه به دولت یازدهم بازمیگردد.پس از آنکه مجلس به محمدعلی نجفی، گزینه پیشنهادی وزارت آموزشوپرورش، رأی اعتماد نداد، فانی به عنوان سرپرست این وزارتخانه منصوب شد. او در پنجم آبان 1392 با 185 رأی موافق نمایندگان مجلس، به عنوان وزیر آموزشوپرورش دولت یازدهم انتخاب شد و تا مهرماه 1395 در این مسئولیت باقی ماند.دوره وزارت او، همچون بسیاری از دورههای مدیریت آموزشوپرورش، با مجموعهای از مشکلات ساختاری و اقتصادی همراه بود؛ از مسائل معیشتی و مطالبات فرهنگیان گرفته تا کمبود منابع مالی، مشکلات نیروی انسانی و دشواریهای اداره یکی از گستردهترین دستگاههای اجرایی کشور.در این دوره، عملکرد او با انتقادهایی در مجلس شورای اسلامی مواجه شد. فانی چهار کارت زرد از مجلس دریافت کرد و طرح استیضاح او نیز در سال 1394 در دستور کار قرار گرفت؛ طرحی که در جلسه علنی مجلس رأی نیاورد و او در سمت خود باقی ماند. سرانجام در مهرماه 1395 استعفا کرد.مرور این بخش از کارنامه او ضروری است؛ زیرا یادکرد منصفانه از یک مدیر، تنها با برشمردن برنامهها و دستاوردهایش کامل نمیشود. وزارت فانی نیز مانند دیگر دورههای مدیریت آموزشوپرورش، با محدودیتها، اختلافنظرها و نقدهایی همراه بود که بخشی از تاریخ مدیریتی این وزارتخانه را شکل میدهد.با این همه، آنچه در بررسی کارنامه او اهمیت دارد، استمرار دغدغههای آموزشی و مدیریتیاش حتی پس از پایان مسئولیت وزارت است.

معلمی که از کلاس دانشگاه فاصله نگرفت
یکی از وجوه متمایز زندگی فانی، پیوند مستمر او با محیط دانشگاه بود. او عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس بود و در کنار مسئولیتهای اجرایی، به تدریس و فعالیت علمی ادامه داد.حوزه تخصصی او مدیریت دولتی، منابع انسانی و رفتار سازمانی بود؛ موضوعاتی که با مسائل روزمره آموزشوپرورش ارتباط مستقیم داشتند. او در مقالات و پژوهشهای خود به موضوعاتی مانند مدیریت مدرسهمحور، ارزیابی عملکرد، فرهنگ سازمانی و توانمندسازی مدیران توجه داشت.این پیوند میان تجربه اجرایی و دانش دانشگاهی، یکی از ویژگیهای مهم کارنامه او بود. فانی از جمله مدیرانی بود که سالها در ساختار آموزشوپرورش فعالیت کرده و در عین حال میکوشید تجربههای خود را در قالب دانش مدیریتی صورتبندی کند.او همچنین در شورای عالی آموزشوپرورش و برخی شوراها و مجموعههای سیاستگذاری آموزشی حضور داشت و در موضوعاتی چون تحول نظام آموزشی و تدوین اسناد بالادستی نقشآفرینی کرد.
میراث یک مدیر؛ فراتر از عنوان وزارت
شاید مهمترین پرسشی که پس از درگذشت فانی پیش روی جامعه فرهنگیان قرار میگیرد، این باشد که از یک عمر فعالیت او چه چیزی در حافظه نظام تعلیموتربیت باقی خواهد ماند؟پاسخ را باید در چند وجه از شخصیت حرفهای او جستوجو کرد: تجربه طولانی حضور در بدنه آموزشوپرورش، اعتقاد به توانمندسازی مدیران، توجه به جایگاه معلمان، تأکید بر روابط انسانی در مدرسه و تلاش برای پیوند دادن دانش مدیریت با واقعیتهای اجرایی.در روایت همکاران و شاگردانش نیز تصویری از مدیری کمهیاهو، مسئولیتپذیر و اهل تعامل ترسیم شده است.محمدرضا مخبر دزفولی، رئیس فرهنگستان علوم، نیز در پیام تسلیت خود به تجربه عینی، نگاه ساختارمند و انضباط اداری او اشاره کرده و نقش وی را در نزدیک کردن سیاستگذاریهای آموزشی به واقعیتهای میدانی مورد تأکید قرار داده است.این روایتها در کنار سوابق علمی و اجرایی او، تصویری از شخصیتی ارائه میکنند که هویت حرفهایاش بیش از هر چیز با آموزشوپرورش گره خورده بود.علیاصغر فانی رفت، اما مسئلهای که سالها ذهن او را به خود مشغول کرده بود، همچنان پیش روی نظام آموزشی کشور قرار دارد.چگونه میتوان مدرسه را از یک واحد اداری به محیطی پویا برای یادگیری و پرورش تبدیل کرد؟ چگونه میتوان به معلم انگیزه داد و به مدیر مدرسه اختیار و مسئولیت واقعی سپرد؟ و چگونه میتوان کیفیت آموزش را در کنار عدالت آموزشی ارتقا داد؟شاید ارزش بازخوانی زندگی و کارنامه فانی نیز در همین پرسشها باشد. او از معلمی آغاز کرد، سالها در سطوح مختلف آموزشوپرورش مسئولیت پذیرفت و در نهایت به وزارت رسید؛ اما مدرسه، معلم و مدیر آموزشی هیچگاه از دایره دغدغههای حرفهای او بیرون نرفتند.درگذشت او، فرصتی برای بازخوانی کارنامه یکی از مدیران باسابقه تعلیموتربیت ایران است؛ کارنامهای که هم دستاوردهایش و هم نقدهای وارد بر آن، بخشی از تاریخ آموزشوپرورش معاصر کشور به شمار میرود.







