مِهری با مُهر بیمِهری
- شناسه خبر: 23889
- تاریخ و زمان ارسال: ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۴۰
- منتشرکننده: مدیریت

محمدعلی وزیری/ماه مهر وآغاز سال نو تحصیلی؛ جشن مهرگان را به یاد می آورد که بن مایه هر دو دانایی و شادابی جامعه بود.
روزگاری نه چندان دور با بوی مهر، خانه ها پرجنب وجوش تر می شد. یاد نوروز و شمیم تازگی زنده می کرد و بچه ها با کیف؛ کفش؛ لباس؛ کتاب و دفترهای مشق نو؛ حرص و جوش جلد کردن کتابها حال و هوای خاصی داشت که با یاد دیدار یاران دبستانی و شیطنتهای مدرسه ای چنانکه افتد دانی! گره می خورد .
والدین نیز امیدوار بودند که فرزندشان از راهروهای مدرسه به زندگی بهتر از خودشان راه یابند و بدآنها افتخار کنند و شکستها و ناکامی های خود را در پیروزی و کامروایی او می یافتند (درست یاغلط)
از آن سو مدارس هم در جنب وجوش دیگری بود تا کهنگی و خاک فترت سه ماهه از رخ کلاسها زدوده، شکستگی ها ترمیم و در حد مقدورات روز اول مدرسه علاوه تر از روزهای عادی کرده آذین بندی می کردند اما چندسالی است حال خانه و مدرسه چون اولیای دانش آموزان و جامعه خوب نیست تا جاییکه واهمه دارم مدرسه به «مجمع ناراضیان» مبدل گردد که در آن از دانش آموز و اولیای شان معلم و مدیر عوامل مدرسه هرکدام به نوعی و دلیلی؛ احساس شادی، امنیت روانی و رضایت خاطر نکرده موج زدن امید و شادی در آن دیده نشود!
با نجومی شدن شهریه ها مدارس غیر دولتی و مشکل سرویس باعث شده بخشی از اولیا نتوانند فرزند خود را به مدرسه دولتی ببرند. نمی دانم چقدر طول می کشد تا دانش آموز خود را با محیط جدید وفق دهد و اولیا با دیدن چهره فرزند چه حالی دارند؟
گرچه ضرورت تامین مخارج سنگین مدارس کم از مدارس خاص نبودن لزوم خودیاری والدین را به مدارس دولتی کشانده است همین شهریه سربار دیگری است بر تامین هزینه چند برابر شده فرم مدارس و نوشت افزار که بسیار گران شده هم هست. در هنرستانها این غم فقر افزونتر است چون علاوه بر قلم و دفتر نرخ لوازم کارگاهی مورد نیاز هنرجویان سربه فلک کشیده است.
فکر نکنید حال مدیر و معلم نکوتر از دانش آموز و اولیای او است حقوق بس ناچیز و پر از تبعیض آزار دهنده است و خدا نکند با برخورد نه درشآن اولیا و دانش آموزان هم مواجه شوند.
از خطر پوشیده درجای دیگر بگویم آن آمار نگران کننده ای که سخنگوی وزارت آموزش و
پرورش از کاهش ۳ میلیونی جمعیت دانشآموزی در هفت سال اخیرداده است این «تغییر آماری» ساده نیست بلکه «شکستِ تمدنی» شماریدش.
اقتصادِ فقیرساز قاتلِ خاموشِ نسلها و دانایی و بی فردایی جامعه است. بخشی از این آمار را پای کاهش زاد و ولد بنویسید که خود خطر پیری جمعیت را می رساند ولی بخشی از خالی شدن صندلیهای مدارس، حاصلِ ترک تحصیل کودکان و نوجوانان است؛ کودکانی که خانوادههایشان زیر فشار فقر، تورم، بیکاری و کاهش قدرت خرید، دیگر توان تأمین هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تحصیل را ندارند ناچارند فرزندان خود را برای کمک به اقتصاد خانواده وارد بازار کارکنند و هشدار که کودک کار بمب ساعتی متحرک از بغض و تحقیر درحال و آینده است.
تکرار می کنم ناامیدی در مجمع معترضان شدن مدرسه در کنار افزایش تعداد کودکان کار و ترک تحصیل کننده همه ریشه در اقتصاد مولد فقر دارد .
اندوه بار وتاسف انگیز اینکه پای تضاد و تناقص و جنگ بین یخچال با تلویزیون به جنگ صدا و سیما بامدرسه و خانه هم کشیده شده است زیرا در میان دلهای غمگین از صدا وسیما آهنگهای شاد (باز مدرسه ها وامیشه) بوی ماه مهر با بیان شاد مجریان پخش می شود که از شادی دانش آموزان و معلمان می گوید به همه برای این موفقیت تبریک عرض می کند.







