نبرد معابر؛ «سوتفاهم» از بند پنجم «تفاهم نامه»
- شناسه خبر: 22628
- تاریخ و زمان ارسال: 23 تیر 1405 ساعت 13:47
- منتشرکننده: مدیریت

ایران و امریکا در دورتازه درگیری های منطقه ای در پی چه هستند؟
سیدرضا هاشمیزاده/روزنامه نگار
علیرغم اعلام رسمی فروپاشی آتشبس موقت بر اساس تفاهم نامه خرداد ۱۴۰۵ (ژوئن ۲۰۲۶) از سوی دونالد ترامپ و تبادلات سنگین موشکی و هوایی میان ایران و امریکا، ارزیابی ناظران بینالمللی نشان میدهد ساختار فرماندهی دو طرف، علیرغم لفاظیهای تند، در حال سنجش یک موازنه نظامی جدید بر پایه «بیثباتی مدیریتشده» است. در این میان، پافشاری تهران بر بازتعریف ژئوپلیتیک تنگه هرمز از طریق اعمال پروتکلهای مدیریت انحصاری، تأسیس اداره «تنگه خلیج فارس» و اخذ هزینه خدمات ناوبری یا پوشش ریسک از طریق پلتفرم «هرمزسیف»، در تقابل با استراتژی «فشار حداکثری» واشنگتن، اجرای «پروژه آزادی» جهت اسکورت نظامی کشتیها و محاصره دریایی بنادر ایران، خلیج فارس را به کانون یکی از بزرگترین اختلالات انرژی پس از دهه ۱۹۷۰ تبدیل کرده و حجم تردد روزانه کشتیها را از میانگین ۱۳۸ فروند به رقمی بیسابقه کاهش داده است.
دکترین «جنگ روزهای محدود» در برابر راهبرد «ضربه برای تفهیم»
گزارشهای اطلاعاتی فاششده از سوی اندیشکدهها و مقامات امنیتی، پرده از یک تقابل استراتژیک در زمینه ادراک جنگ برمیدارد. محاسبات ادراکی تهران، بر اساس تحلیلهای کارشناسی از جمله ارزیابی مرکز CSIS، بخشی از ساختار تصمیمگیری در تهران بر این باور است که دونالد ترامپ به دلیل نزدیکی به انتخابات میاندورهای کنگره و هراس از جهش قیمت بنزین در آمریکا، از ورود به یک درگیری پایدار امتناع میکند. فرض آنها بر این است که ترامپ پس از چند روز تبادل آتش محدود، تحت فشار کشورهای عربی منطقه عقبنشینی خواهدکرد .در مقابل، مقامات کاخ سفید با تکیه بر باز بودن مسیر جنوبی تنگه هرمز (نزدیک به آبهای عمان) معتقدند ریسک جهش فوری و مهارگسیخته قیمت نفت تا حدی مهار شده است. از این رو، واشنگتن راهبرد «ضربه برای تفهیم» را با هدف وادار کردن تهران به تمکین از قوانین ناوبری بینالمللی در دستور کار قرار داده تا دست ترامپ برای افزایش شدت حملات نظامی تا زمان تمکین تهران به آزادی ناوبری بازتر از گذشته باشد.
نبرد تفسیرها بر سر «بند پنجم» تفاهمنامه اسلامآباد
تحلیل ژئوپلیتیک بحران اخیر نشان میدهد که ریشه درگیریهای میدانی و حملات اخیر به نفتکشها و کشتی ها، در دو برداشت کاملاً متضاد از متن یادداشت تفاهم ۶۰ روزه اسلامآباد (منعقده در ۲۷ خرداد ۱۴۰۵) نهفته است. ایران معتقد است واگذاری مسئولیت «تأمین امنیت و مینروبی ظرف ۳۰ روز» به تهران طبق بند ۵، به معنای اعطای حق نظارت انحصاری و مدیریت عملیاتی است. بر این اساس، امتیاز عدم دریافت عوارض صرفاً مختص همین دوره اولیه ۶۰ روزه بوده و پس از آن کشتیها موظف به تردد در مسیر شمالی (جنوب جزیره لارک) و هماهنگی با «نهاد مدیریت آبراه» هستند. مبنای مالی این طرح نیز دریافت «هزینه خدمات دریایی و ناوبری» یا پوشش ریسک از طریق پلتفرم رمزپایه «هرمزسیف» با الگوبرداری از آبراه داردانل تعریف شده است.در مقابل، آمریکا و متحدان منطقهای آن اصرار دارند که تنگه هرمز مشمول اصل مطلق آزادی کشتیرانی (حق عبور ترانزیتی طبق کنوانسیون ۱۹۸۲) است و تفاهمنامه هیچ مجوزی برای کنترل انحصاری یا دریافت عوارض ۱.۵ تا ۲ میلیون دلاری صادر نکرده است. واشنگتن توسعه مسیر جنوبی (عمان) را حق قانونی خود دانسته و خزانهداری آمریکا علاوه بر لغو معافیتهای نفتی ایران، پرداختکنندگان این عوارض و شبکه صرافیهای سایه را تحت تحریم قرار داده است.

جغرافیای تنش؛ از تبادل آتش میدانی تا بنبست دیپلماتیک
تنگه هرمز به طول حدود ۱۵۸ تا ۱۶۷ کیلومتر و عرض متغیر بین ۳۹ تا ۹۶ کیلومتر، با اشراف جزایر استراتژیکی چون قشم، لارک و هرمز، به عنوان بزرگترین شاهراه انرژی جهان (گذرگاه ۲۰ تا ۲۵ درصد نفت بینالمللی) اکنون به سه کریدور موازی و ناامن تقسیم شده است.مسیر شمالی (تحت کنترل ایران)، مسیر میانی (مسدود به دلیل مینهای دریایی) و مسیر جنوبی (تحت نظارت آمریکا و عمان). آرایش نظامی ایران مبتنی بر رصد کریدور جنوبی عمان از طریق پستهای دیدهبانی ساحلی و پهپادهای پایش جهت شناسایی پیشاپیش کشتیها و اقدام نظامی یا توقیف، پیامدهای سنگینی داشته است.
پیامدهای اقتصادی: افزایش قیمت نفت برنت، نفت وست تگزاس و اعلام وضعیت فورس ماژور (Force Majeure) از سوی شرکتهای بزرگ انرژی منطقه نظیر قطر انرژی و شرکت نفت کویت. تقابل نظامی گسترده: اجرای «پروژه آزادی» (Project Freedom) از سوی سنتکام جهت اسکورت نظامی کشتیها، در کنار حملات موشکی به بیش از ۱۴۰ تا ۱۷۰ هدف نظامی در جنوب کشور (بوشهر ، بندرعباس، چابهار، کنارک، سیریک، لاوان و ابوموسی و…) و حتی انهدام پل راهآهن ترانزیتی آققلا در شمال کشور.
در پاسخ، سپاه پاسداران پایگاههای میزبان نیروهای آمریکایی در الازرق اردن، بحرین و قطر و عمان را هدف موج موشکهای بالستیک خود قرار داد.
مسدودسازی مهندسیشده ورودی تونلهای زیرزمینی در سایتهای نطنز، فردو و اصفهان بر اساس تصاویر ماهوارهای JFeed و ممانعت از بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، فضای دیپلماتیک را بیش از پیش کدر کرده است؛ به طوری که شورای حکام سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) در قطعنامهای رسمی، ادعای حاکمیت ایران بر آبراه و تأسیس «سازمان آبراه خلیج فارس» را نکوهش کرد . اگرچه مسقط تلاش میکند با ارائه فرمول میانه (تبدیل عوارض حاکمیتی به هزینههای اختیاری خدمات ناوبری و ایجاد سامانه اطلاعرسانی دوگانه) مانع از برخورد مستقیم شود، اما اصرار ترامپ بر تحویل کامل مواد غنیشده (آنچه که او گرد و غبار هستهای می نامد) و آمادگی رزمی ناوگان پنجم آمریکا، منطقه را در وضعیت شکننده «نه جنگ، نه صلح» و بر لبه فعال شدن دکترین نظامی روبیو و والتز نگه داشته است.
ایران در دور تازه رویارویی نظامی در خلیج فارس در پی امتیازگیری برای معبر مورد ادعای خود است تا پس از آن بتواند اهرمی همیشگی و مستمر و در عین حال به زعم خود بازدارنده در مقابل حملات نظامی برای خویش به دست آورد و در مقابل آمریکا و متحدان آن علاوه بر تلاش برای جلوگیری از دست یابی ایران به چنین برتری، از تاثیرگذاری ناامنی در تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی و بویژه انرژی نگران هستند .نتیجه این زورآزمایی در حال حاضر مشخص نیست اما قطعا تنگه هرمز بدون جلب رضایت ایران، با زور اسلحه آمریکایی ها امکان امنیت پایدار نخواهد یافت.







