هفت روز خطرناک زیر سایه جنگ سوم
- شناسه خبر: 24504
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۷ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۳۰
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» خطر گسترش درگیریها در آستانه انتخابات اسرائیل و آمریکا را بررسی میکند:
مونا ربیعیان/فاصله میان 27 اکتبر تا 3 نوامبر شاید تنها هفت روز باشد، اما در خاورمیانهای که ماههاست میان جنگ و دیپلماسی در نوسان است، همین هفت روز میتواند اهمیت راهبردی پیدا کند. در 27 اکتبر، اسرائیل پای صندوقهای رأی میرود و یک هفته بعد، در 3 نوامبر، انتخابات میاندورهای آمریکا برگزار میشود. همزمان، آرایش نظامی آمریکا در منطقه در حال سنگینتر شدن است و مذاکرات تهران و واشنگتن نیز هنوز از بنبست خارج نشده است.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح شده است که آیا منطقه در آستانه دور تازهای از درگیری قرار دارد؛ دوری که ممکن است مرحله نخست آن پیش از انتخابات اسرائیل آغاز شود و مرحله بعدی آن پس از انتخابات آمریکا شکل بگیرد؟
البته میان «آماده بودن شرایط برای تشدید» و «تصمیم قطعی بازیگران برای آغاز جنگ در یک تاریخ مشخص» فاصلهای جدی وجود دارد. آنچه اکنون میتوان از دادههای علنی گفت، افزایش سطح آمادگی و فشار نظامی است؛ نه وجود یک تصمیم اثباتشده برای آغاز جنگ در بازهای معین.
آرایش نظامی؛ زنگ خطر بلندتر شده است
مهمترین متغیر تازه، تحرکات نظامی آمریکاست. گزارشهای اول و دوم اکتبر از اعزام یک گروه ناو هواپیمابر دیگر و هزاران نیروی اضافی آمریکایی به منطقه حکایت دارد. آسوشیتدپرس شمار نیروهای اعزامی را حدود 9 هزار نفر اعلام کرده و گزارشهای دیگر نیز از احتمال حضور حدود 10 هزار نیروی اضافی سخن گفتهاند.
رویترز نیز در گزارش اول اکتبر، افزایش حضور نظامی آمریکا را همزمان با بررسی امکان ازسرگیری عملیات علیه ایران گزارش کرد. بازار نفت نیز بلافاصله به این تحولات واکنش نشان داد و قیمت برنت در همان روز بیش از 4 درصد افزایش یافت.
این آرایش نظامی الزاماً به معنای تصمیم برای جنگ نیست. استقرار نیرو میتواند برای بازدارندگی، افزایش فشار، حفاظت از نیروها و مسیرهای کشتیرانی، آمادهسازی برای عملیات احتمالی یا حتی تقویت موضع مذاکره استفاده شود.
اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: وقتی ناوهای هواپیمابر، نیروهای دریایی و تجهیزات بیشتر همزمان با شکست یا توقف مذاکرات وارد منطقه میشوند، هزینه یک اشتباه محاسباتی نیز افزایش پیدا میکند.
هفت روزی که میتواند معادله را تغییر دهد
نکته مهم، فقط برگزاری دو انتخابات نیست؛ بلکه فاصله بسیار کوتاه میان آنهاست.
انتخابات پارلمانی اسرائیل در 27 اکتبر برگزار میشود و انتخابات میاندورهای آمریکا در 3 نوامبر.
این فاصله یکهفتهای میتواند یک «پنجره تصمیم» ایجاد کند؛ نه به این معنا که حتماً قرار است اقدامی نظامی در آن رخ دهد، بلکه به این معنا که هر تحول نظامی پیش از انتخابات اسرائیل میتواند پیامدهای سیاسی و امنیتی خود را تا انتخابات آمریکا ادامه دهد.
در اسرائیل نیز موضوع امنیت همچنان بخش مهمی از فضای انتخاباتی است. رویترز گزارش داده که بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخابات 27 اکتبر، بار دیگر بر تصویر خود بهعنوان مدافع امنیت اسرائیل تأکید کرده است. این واقعیت، اهمیت مسائل امنیتی در رقابت انتخاباتی اسرائیل را نشان میدهد، اما بهخودیخود اثبات نمیکند که دولت اسرائیل قصد آغاز جنگ در آستانه انتخابات را دارد.

دیپلماسی؛ آخرین ترمز
در سوی دیگر، کانال دیپلماسی هنوز کاملاً از بین نرفته است.
گزارشهای اخیر از ادامه اختلاف میان تهران و واشنگتن حکایت دارند، اما همزمان نشانههایی از تلاش برای یافتن مسیر مذاکره نیز دیده میشود. رویترز گزارش کرده که ایران در حال آمادهسازی برای واکنش شدیدتر در صورت ازسرگیری حملات آمریکاست و در عین حال، پیشنهادهایی برای پایان درگیری و بازگشت به مسیر مذاکره مطرح شده است.
همین وضعیت دوگانه، شرایط را پیچیدهتر کرده است: در یک سو، نیروی نظامی بیشتر؛ در سوی دیگر، تلاش برای حفظ روزنه مذاکره.
یک مقام آگاه در تهران نیز به «نشنال» گفته است که ایران خود را برای «دور عمدهای از درگیری» آماده میکند و گزینه نظامی آمریکا همچنان روی میز است. این اظهارنظر، البته یک ارزیابی منبع آگاه است و نه سندی مستقل درباره تصمیم قطعی طرفین برای آغاز جنگ.
ترامپ و جنگ پس از انتخابات
متغیر مهم دیگر، موضع خود دونالد ترامپ است.
گزارشهای اخیر AP و رسانههای دیگر نشان میدهد ترامپ احتمال ازسرگیری حملات علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای 3 نوامبر را مطرح کرده است.
از این منظر، یک سناریوی قابل بررسی شکل میگیرد: اگر پیش از انتخابات اسرائیل درگیری جدیدی آغاز شود، ممکن است آثار آن تا انتخابات آمریکا ادامه پیدا کند و پس از 3 نوامبر، تصمیمگیری واشنگتن در فضای سیاسی متفاوتی انجام شود.
اما اینجا همان نقطهای است که تحلیل باید از پیشگویی جدا شود.
هیچ مدرک علنی معتبری وجود ندارد که نشان دهد نتانیاهو و ترامپ درباره یک «تقسیم زمانی جنگ» ــ نتانیاهو پیش از انتخابات اسرائیل و ترامپ پس از انتخابات آمریکا ــ به توافق رسیدهاند.
بنابراین این گزاره را باید سناریو دانست، نه واقعیت اثباتشده.
خطر اصلی شاید خودِ برنامه جنگ نباشد؛ خطای محاسباتی باشد
در بحرانهای نظامی، همیشه این احتمال وجود ندارد که طرفین از ابتدا برای جنگ تمامعیار برنامهریزی کرده باشند. گاهی یک حمله محدود، پاسخ متقابل، حمله به نیروهای طرف مقابل یا یک حادثه در مسیرهای کشتیرانی میتواند زنجیرهای ایجاد کند که کنترل آن دشوار شود.
اکنون شرایط برای چنین خطایی حساستر شده است.
آرایش نظامی آمریکا افزایش یافته، تهران از آمادگی برای پاسخ سختتر سخن میگوید، مذاکرات در وضعیت شکننده قرار دارد و مسئله انتخابات نیز به معادله سیاسی دو طرف اضافه شده است. رویترز هم گزارش داده که بازارهای منطقهای تحت تأثیر بنبست مذاکرات و افزایش حضور نظامی آمریکا قرار گرفتهاند.
از این منظر، خطر اصلی فقط «تصمیم به جنگ» نیست؛ خطر میتواند در تصمیمهایی باشد که هرکدام بهتنهایی محدود به نظر میرسند اما در کنار یکدیگر به تشدید زنجیرهای منجر میشوند.
جنگ سوم هنوز خبر نیست؛ اما خطر آن را نمیتوان نادیده گرفت
آنچه امروز روی میز قرار دارد، ترکیبی از چند متغیر است: انتخابات اسرائیل در 27 اکتبر، انتخابات آمریکا در 3 نوامبر، افزایش حضور نظامی واشنگتن، تهدید به ازسرگیری حملات، آمادگی ایران برای پاسخ و ادامه بنبست دیپلماتیک.
کنار هم گذاشتن این عوامل، یک سناریوی تشدید را قابل بررسی میکند؛ اما هنوز نمیتوان از آن بهعنوان «نقشه قطعی جنگ سوم» سخن گفت.
به بیان دقیقتر، شمارش معکوس برای جنگ ثابت نشده است؛ اما شمارش معکوس برای یک پنجره بسیار حساس سیاسی و نظامی آغاز شده است.
از 27 اکتبر تا 3 نوامبر، هر شلیک، هر حمله، هر جابهجایی بزرگ نظامی و هر شکست یا گشایش دیپلماتیک میتواند اهمیت چندبرابری پیدا کند.
هفت روز؛ فاصلهای کوتاه میان دو انتخابات و شاید یکی از حساسترین مقاطع تقابل تهران، تلآویو و واشنگتن.
جنگ سوم هنوز قطعی نیست؛ اما این بار، فاصله میان «تهدید» و «درگیری» بیش از همیشه نیازمند رصد دقیق است.







