پس از ناکامی محاصره دریایی نوبت به جادها رسید
- شناسه خبر: 24131
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۳۵
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش « بشارت نو» از جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران:
مونا ربیعیان/اگر تا دیروز نگرانی اصلی اقتصاد ، محدودیت در آسمان و دریا بود، امروز مرزهای زمینی نیز به یکی از حساسترین نقاط فشار تبدیل شدهاند. تجارت ایران که بخش بزرگی از ظرفیت دریایی خود را از دست داده، ناچار شده بار بیشتری را به جادهها، مرزها و مسیرهای شمالی منتقل کند؛ اما همین تغییر مسیر، شریانهای زمینی را نیز با ازدحام، تأخیر و افزایش هزینه روبهرو کرده است.
محاصره فقط بستن مرز نیست
محاصره اقتصادی الزاماً با سیمخاردار و سرباز آغاز نمیشود. گاهی صف کامیونها، توقف کالا در مرز، افزایش هزینه حمل و دشوارشدن عبور از یک گذرگاه، همان اثر اقتصادی را ایجاد میکند. گزارشهای اخیر از تشکیل صفهای طولانی در مرزهای ایران حکایت دارد. در نوردوز، صف حدود ۱۸۰۰ کامیون و در برخی پایانهها زمان انتظار چندینروزه گزارش شده است. کارشناسان مشکلات زیرساختی، ظرفیت محدود پایانهها، تشریفات گمرکی و افزایش فشار ناشی از انتقال تجارت به مسیرهای زمینی را از عوامل این وضعیت دانستهاند.
دریا از دست برود، جاده هم کافی نیست
مسئله اساسی اینجاست: جاده نمیتواند بهسادگی جای کشتی را بگیرد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، بخش عمده تجارت ایران پیش از جنگ از مسیر بنادر جنوبی انجام میشد و انتقال این حجم به مسیرهای زمینی، ظرفیت موجود در مرزها و شبکه حملونقل را تحت فشار قرار داده است. حتی گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد جایگزینکردن ظرفیت یک کشتی با حمل جادهای، به هزاران کامیون نیاز دارد. این یعنی اگر فشار بر مسیرهای دریایی ادامه پیدا کند، مسئله فقط تغییر یک مسیر به مسیر دیگر نیست؛ مسئله ظرفیت محدود کل شبکه حملونقل کشور است.
صف کامیونها؛ زنگ خطر تجارت
مرزهایی که قرار بود مسیر جایگزین باشند، حالا خودشان با صف و تأخیر مواجهاند. در شرایطی که ایران تلاش میکند تجارت خود را از جنوب به شمال و از دریا به خشکی منتقل کند، مسیرهای زمینی با یک واقعیت سخت روبهرو شدهاند: زیرساخت موجود برای جایگزینی کامل تجارت دریایی طراحی نشده است. در همین حال، مسیرهای شمالی نیز محدودیتهای خود را دارند. ظرفیت بنادر خزر بهمراتب پایینتر از بنادر جنوبی است و کاهش سطح آب خزر نیز بر ظرفیت کشتیرانی اثر گذاشته است.
فشار چندلایه بر اقتصاد
یک گزارش تحلیلی از مؤسسه Geopolitical Intelligence Services نیز تأکید میکند که شبکههای موازی تجاری همچنان مانع انزوای کامل اقتصاد ایران شدهاند؛ یعنی مسیرهای جایگزین هنوز فعالاند و همین مسیرها بخشی از فشار را جذب میکنند. اما مسئله اینجاست که «فعالبودن مسیر» با «کارآمدبودن مسیر» تفاوت دارد. ممکن است مرز باز باشد، اما اگر کامیون چند روز متوقف بماند، اگر هزینه حمل چند برابر شود، اگر بیمه و نقلوانتقال پول دشوارتر شود و اگر کالا دیرتر به مقصد برسد، تجارت همچنان آسیب دیده است.
محاصره زمینی الزاماً به معنای بستن مرز نیست
در همین چارچوب، ولی قلیچی، پژوهشگر مسائل روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز، در گفتوگو با الجزیره درباره فشار ایجادشده بر مرزهای زمینی، محدودیت ظرفیت پایانهها، مشکلات گمرکی و زیرساخت جادهای را از عوامل تشدیدکننده ازدحام دانسته است. او همچنین هشدار داده که نبود برخی اتصالهای ریلی در قفقاز، ظرفیت مسیرهای جایگزین را محدود میکند. این نکته از منظر اقتصادی اهمیت دارد: حتی اگر هیچ کشوری رسماً مرزهای خود را نبندد، مجموعهای از محدودیتهای زیرساختی، گمرکی، امنیتی و سیاسی میتواند کارکرد یک مسیر تجاری را بهشدت کاهش دهد.

سناریوی خطرناکتر؛ فشار از چند طرف
اکنون ایران با یک مسئله تکمسیره مواجه نیست. فشار بر مسیرهای دریایی، محدودیتهای هوایی و انتقال بار تجارت به مرزهای زمینی، همزمان شبکه حملونقل کشور را تحت فشار قرار دادهاند. رویترز نیز در اول اکتبر گزارش داد که پس از محدودیت شدید کشتیرانی، ایران بیش از گذشته به حملونقل زمینی متکی شده و همزمان تحریمهایی علیه بخشهای خودرو و ریلی ایران اعلام شده است. این همزمانی، اهمیت مرزهای زمینی را چند برابر کرده است.
مسئله فقط کامیون نیست؛ مسئله سفره مردم است
هر کامیونی که پشت مرز میماند، فقط یک عدد در آمار حملونقل نیست. پشت آن کامیون، کالایی قرار دارد که باید به کارخانه برسد، ماده اولیهای که باید وارد خط تولید شود، محصولی که باید صادر شود یا کالایی اساسی که باید به بازار مصرف برسد. وقتی زمان حمل بالا میرود، هزینه بالا میرود؛ و وقتی هزینه بالا میرود، فشار نهایی به تولیدکننده، واردکننده و در نهایت مصرفکننده منتقل میشود. به همین دلیل، محاصره اقتصادی را نباید فقط در نقشه نظامی جستوجو کرد. گاهی محاصره از جایی آغاز میشود که کامیونها متوقف میشوند، کالاها دیر میرسند و هزینه عبور از مرز هر روز بیشتر میشود.
آخرین شریانها زیر فشار
هنوز نمیتوان از «محاصره زمینی کامل ایران» بهعنوان یک واقعیت قطعی سخن گفت. مرزهای ایران با چند کشور همچنان فعالاند و گزارشها از تلاش برای گسترش مسیرهای جایگزین حکایت دارد. حتی پاکستان در مقاطعی مسیرهای زمینی بیشتری را برای انتقال کالا به ایران فعال کرده است. اما خطر در جای دیگری است:اگر دریا ظرفیت سابق را نداشته باشد، آسمان محدود باشد و جادهها نیز توان جذب بار اضافی را نداشته باشند، اقتصاد با یک محاصره رسمی روبهرو نیست؛ با فرسایش تدریجی شریانهای تجارت روبهروست و این شاید همان نقطهای باشد که باید جدیتر از خود واژه «محاصره» دیده شود. جادهها هنوز بازند؛ اما سؤال این است که تا کجا میتوانند بار یک اقتصاد تحت فشار را به دوش بکشند؟







