صیانت از حضور مردم؛ سرمایهای که نباید مصادره شود
- شناسه خبر: 21584
- تاریخ و زمان ارسال: 27 اردیبهشت 1405 ساعت 14:26
- منتشرکننده: مدیریت

میثم درستی/بیش از هفتاد شب پیاپی، خیابانها شاهد یکی از صادقانهترین تجلیهای تعلق ملی بودند؛ لحظاتی که مردم ایران با حضور آرام ولی پرشور خود نشان دادند پیوند ملت و نظام در هنگامههای سخت، رشتهای گسستناپذیر است. این حضور نه از سر هیجان که از عمق احساس مسئولیت و وطندوستی برآمد، و همین صداقت مردمی است که باید پاس داشته شود تا مبادا دستهای ناپاک آن را به ابزاری برای تفرقه و تندروی تبدیل کنند.
حضور در صحنه، از هر منظر، نماد بلوغ مدنی و سیاسی یک ملت است. هرگاه مردم تصمیم میگیرند خود را به میدان بیاورند، معنایش آن است که هنوز امید دارند صدایشان در تصمیمگیریها شنیده شود و همچنان بر توان اصلاح و تغییر درونزا باور دارند. اما همین سرمایه اجتماعی، اگر بیمحابا به مصادره جناحی سپرده شود، از نیروی سازنده به منبع شکاف و بیاعتمادی تبدیل خواهد شد. وظیفه جریانهای دلسوز آن است که اجازه ندهند صداقت مردم به ابزاری برای حذف، تحقیر یا تسویهحساب سیاسی تبدیل شود.
در روزها و شبهای اخیر، بسیاری از چهرههای فکری و تحلیلگران مستقل، از جمله عباس عبدی، کوشیدهاند هشدار دهند که نباید این حضور را میدان رقابت برای کسب امتیاز سیاسی دانست. متأسفانه برخی از این هشدارها با انگ تضعیف یا بدفهمی همراه شد، حال آنکه دفاع از گوهر مردمیترین حرکتها تنها از مسیر نقد و هوشیاری ممکن است. همانگونه که فداکاری در میدان نیازمند شهامت است، صیانت از آن نیز خرد و انصاف میطلبد.
هر ملتی که در بزنگاههای تاریخی ایستادگی میکند، عملاً سرمایه حیاتی خود را میآفریند؛ سرمایهای که اگر درست مدیریت شود، میتواند به پشتوانهای برای مذاکره، توسعه و بازسازی تبدیل گردد. مقاومت میدانی و دیپلماسی دو روی یک سکهاند. مقاومت بدون عقلانیت دیپلماتیک، در نهایت به فرسایش میانجامد و دیپلماسی بدون تکیه بر پشتوانه مردمی، بیرمق و بیاعتبار است. از اینرو، پیوند میان «پایداری در میدان» و «تعقل در مذاکره» کلید تبدیل فداکاری به دستاورد ملی است.
اینکه مردم در روزهای سخت زیر پرچم ایران ایستادند، معنایش آن است که آنان خواهان بقا و سربلندی کشورند، نه استمرار رنج و تنش. بنابراین طبیعی است اگر انتظار داشته باشند ثمره ایستادگیشان در معیشت بهتر و ثبات سیاسی بازتاب یابد. جریانهایی که از تداوم بحران، تحریم یا جنگ ارتزاق میکنند، دقیقاً مخالف این خواستهاند؛ آنان از التهاب میزیند، از ناامیدی تغذیه میشوند و هر نوع آرامش را تهدیدی برای منافع خود میدانند.
مقابله با این انگلهای سیاسی تنها با عقلانیت و شفافیت ممکن است.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آنیم که مفهوم “حضور مردم” از یک شعار احساسی به راهبردی عاقلانه تبدیل شود. حضور مردم وقتی معنا مییابد که بهبود واقعی در زندگی آنان حاصل شود؛ زمانی که تصمیمگیریها نه بر پایه هیجان بلکه بر پایه مشارکت و گفتوگو شکل گیرد. اگر این سرمایه اجتماعی در گرداب تندرویها گرفتار شود، بیاعتمادی جای امید را خواهد گرفت. نسل جوانی که این روزها با جان و دل کشور خود را حمایت کرده، نباید در پایان مسیر احساس کند صدایش تنها برای تزئین تبلیغات یا رقابتهای جناحی بوده است.
شایسته است نهادهای رسمی و سیاسی کشور با صراحت اعلام کنند که از این سرمایه مردمی برای ساختن آینده استفاده خواهند کرد، نه برای تخریب دیگری. کشور برای عبور از بحرانها به وحدت و منطق نیاز دارد، نه هیجان و انتقامجویی. در این میان رسانهها و نخبگان نیز وظیفه خطیری دارند: آنان باید مراقبت کنند که تحلیلها به دقت و تعادل آراسته باشد، و هر نقدی را دشمنی نپندارند. جامعهای زنده است که نقد در آن آزاد و محترم باشد.
بیش از هفتاد شب بیداری و ایستادگی، تنها یادآور فداکاری نیست، بلکه فرصتی برای بازسازی روابط ملت و دولت است؛ فرصتی برای تقویت اعتماد، اصلاح سازوکارها و نزدیکتر شدن تصمیمگیران به نیازهای مردم. اگر این انرژی جمعی درست هدایت شود، میتواند به سرمایهای برای حل مسائل مزمن اقتصادی، فرهنگی و بینالمللی تبدیل شود. اما اگر رها شود تا هر جریان برای خود آن را مصادره کند، به ضد خود بدل خواهد شد.
راه صیانت از آرمانهای ملت از مسیر عقلانیت، انصاف و گفتوگوی ملی میگذرد. مردم در خیابانها نشان دادند که برای حفظ ایران از هیچ کوششی دریغ ندارند؛ اکنون نوبت سیاستورزان است که نشان دهند پاس این اعتماد را میدارند. آینده این سرزمین نه با فریادهای جناحی که با درایت جمعی رقم خواهد خورد. فداکاری مردم را باید پاس داشت، نه مصرف کرد؛ باید بر بام عقلانیت ایستاد، نه در چاه هیجان سقوط کرد.








