«اکبر عبدی» تنها کمدین سینمای ایران بود
- شناسه خبر: 22898
- تاریخ و زمان ارسال: 5 مرداد 1405 ساعت 12:51
- منتشرکننده: مدیریت

جبار آذین/منتقد سینما در گفت وگو با«بشارت نو»:
اکبر عبدی بازیگر برجسته نسل های مختلف سینمای ایران درگذشت. عبدی که به دلیل بازی در نقش های متفاوت به عنوان مرد هزارچهره سینمای ایران شناخته می شد میراث عظیمی از خود برجای گذاشت که می تواند به عنوان یک الگو برای نسل های بعدی مورد استفاده قرار بگیرد.«بشارت نو» برای تحلیل و بررسی زمانه و دوران این بازیگر بی تکرار سینمای ایران با جبار آذین منتقد سینما گفت وگو کرده که در ادامه می خوانید.
میراث اکبر عبدی در سینمای ایران چیست؟
سینمای ایران در سالهای بعد از انقلاب دستاوردهای فراوان و ارزشمندی داشت که به دلیل نامدیریتیها و بیهنریها و قدر ناشناسیها و جایگزین شدن هنر فروشها و هنرمندان حکومتی به تدریج از سینما و جامعه رفتند.
در سینما و تلویزیون بعد از انقلاب، بازیگران زیادی به این دو رسانه پیوستند که گرچه نتوانستند جای خالی بزرگ بازیگران تاریخ سینما را پر کنند،اما هرکدام در حد بضاعت خود و سینما و سیما به هنرنمایی پرداختند. در میان بازیگران، بعضی توانستند، تاثیرگذار و ماندگارتر شوند و با بازیهای خود،در یادها بمانند.
بخشی از بازیگران سینما و تلویزیون با ایفای نقش در آثار طنز و کمدی،وارد فرهنگ عامه و خانوادهها شدند و در قاب خاطرات ملت نشستند.
بازیگران مستعد و کم استعداد فراوانی در فیلمها و سریالهای طنز و کمدی بازی کردهاند، ولی هیچ کدام نه تنها نتوانستند، یاد کمدینهای قدیمی سینما را زنده کنند، بلکه خود هم نتوانستند به کمدین تبدیل شوند.
در بین این عده، فقط زندهیاد اکبر عبدی بود که توانست مرزهای بازیگری طنز و جدی را پشت سر گذارد و به مقام “کمدین” نایل شود.

مقام کمدین از نظر شما چه ویژگی هایی دارد؟
ایفای نقشهای خندهساز در تولیدات جدی و طنزگونه ضعیف یا قوی،به معنای کمدین شدن بازیگر وو کمدی بودن آن اثر نیست، اما اکبر عبدی با بازیهایش به کار خود و آثاری که در آنها بازی میکرد، رنگ و طعم کمدی میبخشید.
با آنکه او در سالهای اخیر، دیگر مانند سالهای پیشین و آثار قبلیاش،ندرخشید و سن بالا و وضع جسمی نامتعارفش و همچنین ضعفهای مفرد فیلمهای شبه کمدی و طنز گیشهای و نقشهای سطحی و تکراری و نبود فیلمنامههای قوی و قّدّر کمدی و کارگردانهای حرفهای کمدی ساز در این رخداد، سهم داشتند،ولی بازیهای خوب و دلنشین او در فیلمها و سریالهای قدیمیترش،او را توانا و مستعد در خلق کارکترها و آثار کمدی نشان میداد.
نوع تیپ و فیزیک و بازی اکبر عبدی کمدین، مختص خود او بود و مقلدانش نتوانستند دنبالهروی او باشند.
اکبر عبدی فقط کمدی بازی نمیکرد. او با آنکه نقش جدی هم ایفا کرد،اما در نقشهای جدی هم طناز بود.
زندهیاد اکبر عبدی تنها کمدین سینمای ایران در چهار دهه اخیر و هنرمندی مردمی و صریحالهجه بود که سینما و هنر کشور و ملت، او را از دست دادند.
به نظر می رسد سینمای ایران از پرورش استعدادهایی مانند عبدی تهی شده است. چرا چنین اتفاقی رخ داده است؟
متاسفانه سینمای ایران در این برهه از زمان به آلودگیهای فکری، تجاری و سیاسی دچار شده و بیمار است و بدتر اینکه به جای توجه به اکثریت سینما، صرفاً یک تعداد از افراد و جریانهای خودی نما از امکانات سینما برای حضور در این عرصه بهره می برند. از همین رو سینما از منظر کلی به یک معمار نوین نیاز دارد چرا که یک سری مناسبات قدیمی و تاریخ مصرف گذشته و ساختارهای سینمایی هم نیاز به باز آفرینی و تجدید نظر دارد. برخی از این ساختارهای سینمایی متعلق به سه دهه قبل است و اصلا به روز رسانی نشده از همین رو برای اینکه به این مهم دست پیدا کنیم همدلی و هماهنگی و مشارکت فعال و تخصصی بین اهالی فرهنگ و سینما به ویژه مدیران سینمایی و هنرمندان و منتقدان کارشناس و کاربلد و حتی رسانهای های فعال، یک امر حتمی و لازم است.سینمای ایران بیمار است و در این بیماری نامدیریتهای سینمایی، مناسبات ناسالم، یکه تازی باندهای مافیا و پولشویی نقشهای اصلی را ایفا میکنند.
این سینمای بیمار در چه مسیری قرار گرفته است؟
این اوضاع نادرست سبب شده تا گروه از هنرمندان حرفهای و درجه یک نتوانند در سینما فعالیت کنند و در عوض عدهای با استفاده از رانت و باند و رفاقت و سیاست در سینما به حیف و میل بیت المال مشغول باشند. بدیهی است که محصول سینمای بیمار نمیتواند فیلمهای سالم داشته باشد. هشتاد درصد فیلمهای ایران اساسا سینما نیستند و آن تعداد اندک باقیمانده هم مشکلات خود و کشمکش با سلیقهها و مافیای سینما را در تولید و اکران را تحمل میکنند. در این حال و هواست که سینماگران متفاوت اندیش مانند محمد هادی کریمی به رغم معضلات موجود همچنان کم و بیش فیلم میسازند.







