آرامش خانواده ها به دلیل بحران های متعدد از بین رفته است
- شناسه خبر: 22104
- تاریخ و زمان ارسال: 24 خرداد 1405 ساعت 15:11
- منتشرکننده: مدیریت

مصطفی اقلیما در گفت وگو با«بشارت نو»:
احسان انصاری/مهم ترین پیامدهای اجتماعی واقتصادی دوران پساجنگ چیست؟ مدیران جامعه چگونه می خواهند بحران های اجتماعی و اقتصادی موجود را مدیریت کنند؟«بشارت نو» برای پاسخ این پرسش ها با مصطفی اقلیما آسیب شناس اجتماعی گفت وگو کرده که در ادامه می خوانید.
اقلیما در این زمینه گفت:پایه و اساس مسائل اجتماعی را باید در اقتصاد جستوجو کرد. هنگامی که پایه و اساس خانه خراب باشد، دور از انتظار نخواهد بود اگر روزی دیوارها هم ایستادگی خود را از دست بدهند. واقعیت این است که در شرایط کنونی اغلب کارگران در وضعیت نامناسب اقتصادی زندگی میکنند و بسیاری از مغازهداران با رکود مشتری مواجه هستند. از سوی دیگر بیکاری روزبهروز در حال افزایش است. وضعیت به شکلی شده که شرکتهای خصوصی یا به حالت نیمه تعطیل درآمدهاند و یا اینکه مجبور شدهاند کارکنان خود را اخراج کنند.
وی افزود:شرایط اقتصادی مردم تأثیر مستقیمی در تحولات اجتماعی یک جامعه خواهد داشت. این مسأله تنها مختص به ایران نیست و بلکه در همه کشورهای جهان وجود دارد. این در حالی است که هیچکس حاضر نیست مسئولیت نابسامانیها را بر عهده بگیرد. برخی نیز انتظار دارند مردم باید شرایط را تحمل کنند. سؤال این است؛ هنگامیکه پدر خانواده نمیتواند شکم همسر و فرزندان خود را سیر کند، چگونه باید تحمل کند؟ امکان ندارد که کسی بتواند با وعده و قول زندگی خود را بچرخاند. این یک اصل خدشهناپذیر است که شکم با وعده و کلمه سیر نمیشود.

این آسیب شناس اجتماعی تصریح کرد: مدیریت تحول زمانی از کارآیی و کارآمدی برخوردار است که کنترل پذیر و قابل مدیریت باشد. در این زمینه اساس به رسمیت شناختن رقبا و تحمل عقاید آنها، جلوگیری از بروز یا شکلگیری جریانهای برانداز، ارتقای کارآمدی بر اساس شایستهسالاری، حل و فصل مشکلات معیشتی و رفاهی مردم، تدبیر امور مربوط به خدمات و رفاه عمومی، ارتقای کارایی دستگاه اداری پاسخگو، پیگیری و نظارت بر حسن اجرای امور، ترجیح مصالح و منافع ملی بر منافع فردی گروهی و جناحی، انضباط و نظمپذیری و سازماندهی در توسعه اقتصادی و سیاسی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
وی ادامه داد: در این صورت است که مردم حاکمان سیاسی را مصمم به رفع معضلات و گرفتاریهای عمومی و کوشا در ارتقای حیثیت اجتماعی آنان خواهند یافت. نکته مهم اینکه نبود بهرهوری در ساختار اداری مهمترین مشکل اداری کشور است. عدم توجه به بهرهوری و کارایی در ساختار اداری و استخدامی موجب گسترش پارتیبازی شده است.
اقلیما گفت: امروز جامعه ایران به نقطهای رسیده که خسارت های زیادی از جنگ و سومدیریت دیده است و با مشکلات و بحرانهایی مواجه است. بدون تردید اگر جامعه به چنین نقطهای رسیده به دلیل عملکرد کسانی بوده که در گذشته در مسند کار بودهاند. ما باید بین آدم خوب و آدم متخصص تفکیک قائل شویم. بسیاری از کسانی که در گذشته در جامعه مدیر بودهاند آدمهای خوبی بودهاند، اما از تخصص کافی برخوردار نبودهاند. حضور همین افراد در مسند کار باعث شده که جامعه به این نقطه برسد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: مشکل اصلی جامعه مسائل اجتماعی است. این در حالی است که دولت برنامهای برای مشکلات اجتماعی ندارد. فقدان آرامش روانی در خانوادهها به دلیل بحران های متعدد یکی از دلایل اصلی افزایش آمار اعتیاد و طلاق عاطفی بین زوجین است. هنگامی که مرد مجبور است برای تأمین شرایط اقتصادی خانواده دو شیفت کار کند دیگر فرصتی برای عشق ورزی به همسر و فرزندان برای وی باقی نمیماند. در نتیجه روز به روز روابط بین زوجین در محیط منزل سردتر میشود. هنگامی که یک فرد شغل و درآمد کافی برای گذراندن زندگی خود ندارد به صورت طبیعی دچار افسردگی و مشکلات روحی و روانی میشود. عدم امنیت شغلی و پاسخگو نبودن برخی مسئولان نسبت به مشکلات مردم از دلایل اصلی عصبی شدن جامعه است.






