آمریکا و تبعات جنگ ۴۰ روزه
- شناسه خبر: 24262
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۵۲
- منتشرکننده: مدیریت

امیر فتحی/کارشناس حوزه بین الملل و پژوهشگر مدیریت حکمرانی اسلامی
وقتی از «جنگ ایران و آمریکا» صحبت میکنیم، از یک جنگ کلاسیکِ رودررو (مانند جنگ جهانی یا حمله به عراق) حرف نمیزنیم، بلکه از یک «منازعه استراتژیک در منطقه خاکستری» سخن گفته می شود دهههاست بین تهران و واشنگتن این مدل از جنگ در جریان است. در واقع، این یک جنگ تمامعیار نبوده، اما «آثار یک جنگ تمامعیار» را در سیاست خارجی آمریکا داشته است.
اگر بخواهیم پیامدهای این چالش طولانیمدت را برای ایالات متحده تحلیل کنیم، میتوانیم آن را از چند زاویه کلیدی بررسی کرد:
۱) فرسایش «هژمونی» و تغییر دکترین نظامی:
آمریکا پس از فروپاشی شوروی، خود را قدرت بلامنازع جهان میدانست. اما درگیری (مستقیم و غیرمستقیم) با ایران، آمریکا را مجبور کرد مدلهای نظامی خود را بازتعریف کند:
تغییر از نبرد متعارف به نبرد نامتقارن: قدرتِ شبکهای (Proxy) ایران باعث شد آمریکا مجبور شود میلیاردها دلار صرفِ پدافندهای موشکی، سامانههای ضدپهپادی و توانمندیهای دریاییِ کوچکمقیاس کند. این یعنی آمریکا بخشی از تمرکز استراتژیک خود را از رقابت با قدرتهای بزرگ (مثل چین) به مدیریتِ مداومِ «تنش در غرب آسیا» اختصاص داده است.
۲)چالش در «ائتلافسازی»:
این یک پیامد سیاسی بزرگ برای آمریکاست. واشنگتن همیشه میخواهد متحدان منطقهایاش (کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و اسرائیل) را حول یک جبهه علیه ایران متحد کند. اما رفتار ایران در این منازعه، شکافهای بزرگی ایجاد کرده:
سیاستِ «موازنه منفی»:
برخی کشورهای منطقه به این نتیجه رسیدند که «اتکا به آمریکا» ممکن است آنها را در تیررسِ ایران قرار دهد. در نتیجه، به سمت دیپلماسی با ایران رفتند (مانند توافق عربستان و ایران). این یعنی آمریکا در ایجاد یک «ناتوی عربی» یا یک جبهه متحدِ ضدایرانی، بارها ناکام مانده است.
۳) فشار بر سیستم تصمیمگیری داخلی :
همانطور که در حوزه تخصصیات (حکمرانی) بررسی میکنی، این منازعه هزینههای سنگینی بر سیستم سیاسی آمریکا تحمیل کرده است:
شکاف در اولویتبندی استراتژیک: همیشه در واشنگتن بین دو طیف بحث است:
عدهای معتقدند باید با فشار حداکثری و «تغییر رژیم» ایران را مهار کرد، و عدهای دیگر (رئالیستها) معتقدند این کار فقط باعث گسترش نفوذ ایران میشود.
این نوسانِ دائمی در سیاست خارجی آمریکا (از اوباما به ترامپ و سپس بایدن) باعث شده اعتبارِ «تعهداتِ» آمریکا در نزد متحدانش خدشهدار شود.
۴) تغییر در «برندینگِ» جهانی:
آمریکا همواره سعی کرده ایران را به عنوان یک «یاغی» یا عامل بیثباتی معرفی کند. اما در بسیاری از محافل جهانی (بهویژه در «جنوب جهانی»)، ایران موفق شده است خود را به عنوان «دولتِ مقاوم» در برابر «امپریالیسم» معرفی کند. این باعث شده که روایتِ (Narrative) آمریکا در بسیاری از کشورها خریدار نداشته باشد و «جنگِ روایتها» را برای آمریکا در فضای بینالملل دشوارتر کند.
۵) تمرکزِ بیشازحد و غفلت از رقبای دیگر:
شاید مهمترین پیامد استراتژیک این باشد که آمریکا به دلیل درگیر بودن با پرونده ایران، سالها از تمرکزِ کامل بر «ظهور چین» بازماند. بسیاری از تحلیلگران در واشنگتن معتقدند که آمریکا در دو دهه گذشته بیش از حد در «باتلاقِ غرب آسیا» گرفتار شده و این به ضرر رقابت کلانِ استراتژیک با چین تمام شده است.







