حمایت از خانواده سرمایه گذاری برای آینده است
- شناسه خبر: 24258
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۴۹
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش «بشارت نو» از راهبرد جدید جوانی جمعیت:
زهرا زارع/ وقتی از بحث جمعیت صحبت میکنیم، منظورمان فقط اعداد و ارقامِ خشک و خالی در گزارشهای آماری نیست؛ بلکه صحبت از آیندهی زندگی ما، فرزندانمان و پایداریِ همین جامعهای است که در آن زندگی میکنیم. جمعیت، در واقع همان موتور محرک و قلب تپندهی کشور است که اگر ضعیف شود، تمامِ برنامههای اقتصادی و اجتماعی هم از کار میافتند. اما واقعیت این است که امروزه خانوادهها با چالشهای بسیار پیچیدهای روبرو هستند؛ از فشارِ مالی و هزینههای بالای زندگی گرفته تا نبودِ امکاناتِ مراقبتی و تغییرِ سبک زندگی که باعث شده تصمیم برای ازدواج یا فرزندآوری، برای بسیاری از جوانان دشوار و حتی نگرانکننده شود.
ما دیگر نمیتوانیم با روشهای قدیمی و دستورالعملهای اداریِ خشک، به این مسائل پاسخ دهیم. زمان آن رسیده است که نگاهِ ما از «فقط بررسیِ آمارها» به سمت «حلِ مشکلاتِ واقعی مردم» تغییر کند. این یعنی وقتی از جمعیت حرف میزنیم، باید به فکرِ اینکه چطور میتوانیم با استفاده از ابزارهای مدرن، مثل استفاده از همان داراییهای خُردِ مردم برای ضمانتِ وامها، یا با ایجادِ محیطهای کاریِ منعطف برای مادران، بارِ زندگی را از روی دوش خانوادهها برداریم. حال به طور ساده و دور از پیچیدگیهای اداری، چگونه میتوان با هماهنگیِ بیشترِ سازمانها و تغییرِ این نگاهِ قدیمی، مسیری روشن و پر از امید برای آیندهی خانوادههای ایرانی باز کرد؛ مسیری که در آن، حمایت از فرزندآوری دیگر یک شعار نباشد، بلکه به یک واقعیتِ ملموس و ساده در زندگیِ روزمرهی مردم تبدیل شود.
موضوع جمعیت برای کشور ما فقط یک آمار و عدد نیست، بلکه ستون اصلی آینده کشور و تضمینکننده پویایی جامعه است. امروزه سبک زندگی مردم با گذشته فرق کرده و تغییرات فرهنگی و اقتصادی زیادی رخ داده که باعث شده خانوادهها با چالشهای جدیدی برای ازدواج و فرزندآوری روبهرو شوند. روشهای قدیمی و دستورالعملهای خشک اداری دیگر جوابگوی این تغییرات نیستند و اگر بخواهیم کاری برای جمعیت انجام دهیم، باید نگاهمان را تغییر دهیم و به جای کارهای مقطعی، به دنبال راهحلهای ریشهای و عملی باشیم. در حال حاضر ۲۷ دستگاه مختلف در کشور وظیفه دارند که برای بهبود وضعیت خانوادهها تلاش کنند، اما نکته کلیدی اینجاست که این دستگاهها نباید به صورت جزیرهای و جدا از هم عمل کنند؛ بلکه باید یک هماهنگی واقعی بین آنها شکل بگیرد تا بتوانند نیازهای خانوادهها را قبل از اینکه تبدیل به بحران شود، شناسایی و برای آن فکری کنند. این هماهنگی نباید فقط در جلسات اداری خلاصه شود، بلکه باید در میدان عمل خود را نشان دهد و مدیران دستگاهها باید به جای اینکه فقط کارهای قانونیشان را انجام دهند، به دنبال نوآوری و حل مشکلات ملموس مردم باشند.

وقتی صحبت از حمایت مالی میشود، دولت مبلغ ۴۷۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات برای ازدواج و فرزندآوری در نظر گرفته که عدد بسیار بزرگی است و نشان میدهد عزم جدی برای این کار وجود دارد. بانک مرکزی گزارش داده که امسال ۳۱۰ هزار فقره وام فرزندآوری پرداخت شده که رشد خوبی نسبت به قبل داشته، اما همه ما میدانیم که در عمل، جوانها وقتی به بانک میروند، با دیوارهای بلندی مثل پیدا کردن ضامن روبهرو میشوند. این ضامن نداشتن، خودش یکی از بزرگترین سدها برای تشکیل خانواده یا آوردن فرزند دوم و سوم است. برای حل این مشکل، دیگر نباید به روشهای سنتی تکیه کرد. پیشنهادهای خوبی روی میز است که میتواند این گره را باز کند؛ مثلاً استفاده از سهام عدالت یا یارانههای نقدی خانوادهها به عنوان ضامن وام، راهکار بسیار هوشمندانهای است. وقتی خانوادهها بتوانند از همین داراییهای خرد خود برای ضمانت استفاده کنند، هم خیالشان از بابت ضامن راحت میشود و هم بانکها با اطمینان بیشتری وام میدهند و صفهای انتظار کوتاه میشود. این یعنی استفاده درست از داراییهای موجود برای گرهگشایی از مشکلات مردم.
در کنار کارهای بانکی، نباید از اقدامات مستقیم و حمایتی هم غافل شد. سازمان بهزیستی در این زمینه کارهای بسیار خوبی انجام داده که نشان میدهد اگر بخواهیم، میتوانیم گره باز کنیم. مثلاً حمایت از ۴۶ هزار خانواده که فرزندان چندقلو دارند و پرداخت ماهانه مبلغی بین ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تا ۷ میلیون تومان به آنها، کمک بزرگی به والدینی است که ناگهان با هزینههای سنگین چند فرزند همسن مواجه شدهاند. یا طرحی که به صورت آزمایشی در هشت استان برای «مراقب همراه» اجرا شده، نشاندهنده یک نگاه تازه است. این یعنی به جای اینکه فقط قانون بنویسیم و منتظر باشیم اتفاقی بیفتد، خودمان به سراغ خانوادهها برویم و در خانه، باری از دوششان برداریم. این مدل کارهای خُرد
و ملموس باید در تمام سازمانها و وزارتخانهها به یک عرف تبدیل شود. یعنی هر سازمانی باید به فکر کارمندان خودش هم باشد؛ مثلاً آیا در محیط کار برای مادران شاغل مهدکودک داریم؟ آیا ساعت کاری برای والدین منعطف است؟ اگر سازمانها بتوانند محیط کار را برای خانوادهها راحتتر کنند، نه تنها به جمعیت کمک کردهاند، بلکه کارمندانشان هم با انگیزه و آرامش بیشتری کار میکنند و بهرهوری سازمان بالا میرود.
بزرگترین تغییر باید در نحوه ارزیابی عملکرد مدیران رخ دهد. نباید مدیران را فقط بر اساس اینکه چقدر بودجه خرج کردهاند یا چند بخشنامه صادر کردهاند بسنجیم. بلکه باید معیار اصلی موفقیت این باشد که چقدر در ایجاد یک محیط آرام برای خانوادهها موفق بودهاند. آیا در شهر یا سازمان آنها، مادری احساس امنیت و حمایت میکند؟ آیا یک زوج جوان احساس میکند که اگر فرزندی به دنیا بیاورد، راه برای رشد او باز است؟ اگر مدیران بدانند که نمره قبولیشان را از همین اقدامات کوچک و کاربردی میگیرند، آن وقت است که به جای کاغذبازی، به دنبال راهکارهای تازه و خلاقانه میروند. این یعنی ما برای رسیدن به وضعیت مطلوب، به یک نهضتِ حلِ مسئله نیاز داریم که در آن همه دستگاهها، از بانکها گرفته تا سازمانهای خدماتی و حتی رسانهها، دست به دست هم بدهند تا یک فضای امیدبخش در جامعه ایجاد شود.
در نهایت باید بدانیم که جمعیت، قلب تپنده کشور است و هر قدمی که برای حمایت از خانواده برمیداریم، در واقع سرمایهگذاری برای آینده خودمان و فرزندانمان است. ما نباید انتظار داشته باشیم که همه مشکلاتِ اقتصادی و معیشتی یکشبه حل شود، اما با همین کارهای هماهنگ، با همین تسهیلگریهای بانکی، و با همین حمایتهای خُرد و هوشمندانه، میتوانیم مسیر را هموار کنیم. خانوادههای ایرانی تشنهی شنیدن خبرهای خوب و دیدن اقداماتِ واقعی هستند؛ آنها به شعار نیاز ندارند، بلکه به این نیاز دارند که ببینند دولت، سازمانها و سیستم بانکی واقعاً در کنارشان ایستادهاند تا بارِ تشکیلِ خانواده را از روی دوششان بردارند. اگر همه ارکان کشور با این نگاهِ همدلانه و خلاقانه جلو بروند، نه تنها مشکلاتِ کشور حل میشود، بلکه ایرانِ عزیز به سمت یک آیندهی پویا، جوان و پرانرژی حرکت خواهد کرد. این مسیر ممکن است پرچالش باشد، اما با مدیریت صحیح، عزمِ جدی و تکیه بر توانمندیهای داخلی، کاملاً دستیافتنی است و همه ما در هر جایگاهی که هستیم، سهمی در این موفقیت بزرگ داریم.







