بازگشایی مسیرهای دریایی و آغاز نظم جدید در خلیج فارس
- شناسه خبر: 22166
- تاریخ و زمان ارسال: 26 خرداد 1405 ساعت 14:36
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو » از سایه و روشن های تفاهم ایران و آمریکا گزارش می دهد؛
مونا ربیعیان/در عرصه روابط بینالملل، برخی توافقها صرفاً به معنای توقف یک منازعه یا کاهش یک تنش نیستند، بلکه نشانه آغاز دورهای تازه در موازنه قدرت، امنیت منطقهای و حتی اقتصاد جهانی محسوب میشوند. توافق اخیر میان ایران و آمریکا که به کاهش تنشهای نظامی، بازگشایی مسیرهای دریایی و پایان محدودیتهای گسترده علیه کشتیرانی ایران منجر شده، از همین جنس تحولات است؛ رویدادی که اگر به مرحله تثبیت و اجرا برسد، میتواند یکی از مهمترین نقاط عطف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر تلقی شود.
طی ماههای گذشته، منطقه خلیج فارس و بهویژه تنگه هرمز در مرکز یکی از حساسترین رویاروییهای ژئوپلیتیکی جهان قرار داشت. تنشهای نظامی، تهدیدهای متقابل، افزایش حضور ناوگانهای خارجی و نگرانی از اختلال در جریان تجارت انرژی، شرایطی را رقم زد که بسیاری از تحلیلگران از آن به عنوان خطرناکترین مقطع روابط تهران و واشنگتن از زمان ترور سردار شهید قاسم سلیمانی یاد میکردند.
اما اکنون با انتشار اخبار مربوط به توافق میان دو کشور، پرسش اصلی این است که این توافق چه تأثیری بر آینده اقتصاد ایران، موازنه قدرت در منطقه و حتی سیاست داخلی کشور خواهد داشت؟
محاصره دریایی؛ ابزار فشار یا شکست راهبرد مهار؟
ایالات متحده طی دهههای گذشته از ابزارهای مختلفی برای اعمال فشار بر ایران استفاده کرده است؛ از تحریمهای مالی و بانکی گرفته تا محدودیتهای نفتی و تجاری. با این حال بسیاری از کارشناسان معتقدند فشار بر خطوط کشتیرانی و تجارت دریایی ایران یکی از مؤثرترین ابزارهای فشار در سالهای اخیر بوده است.
اقتصاد ایران به رغم همه تلاشها برای تنوعبخشی به درآمدها، همچنان به تجارت خارجی و صادرات انرژی وابستگی قابل توجهی دارد. محدود شدن دسترسی به آبراههای بینالمللی، افزایش هزینههای بیمه، کاهش تمایل شرکتهای حملونقل برای همکاری با ایران و افزایش ریسک سرمایهگذاری خارجی از مهمترین پیامدهای این فشارها بود.
حسن بهشتیپور، کارشناس مسائل بینالملل، معتقد است:وقتی هزینه تجارت افزایش پیدا میکند، تنها دولت آسیب نمیبیند؛ بلکه کل اقتصاد ملی تحت تأثیر قرار میگیرد. افزایش قیمت کالاهای وارداتی، کاهش رقابتپذیری صادرات و افزایش نااطمینانی اقتصادی از نتایج مستقیم چنین شرایطی است.»
از سوی دیگر، واشنگتن نیز به تدریج متوجه شد که سیاست فشار حداکثری دریایی هزینههایی فراتر از تصور اولیه برای اقتصاد جهانی ایجاد کرده است. افزایش قیمت نفت، نگرانی از اختلال در زنجیره تأمین جهانی و نارضایتی متحدان آمریکا موجب شد بخشی از محافل تصمیمگیر در واشنگتن به سمت راهکارهای دیپلماتیک حرکت کنند.

هرمز؛ شاهراهی که جهان نمیتواند آن را نادیده بگیرد
تنگه هرمز تنها یک گذرگاه منطقهای نیست. این آبراه راهبردی یکی از مهمترین شریانهای انتقال انرژی جهان به شمار میرود. بخش قابل توجهی از نفت صادراتی کشورهای تولیدکننده خلیج فارس از این مسیر عبور میکند و هرگونه ناامنی در آن بلافاصله در بازارهای جهانی بازتاب مییابد.
فواد ایزدی، استاد روابط بینالملل دانشگاه تهران، معتقد است:امنیت تنگه هرمز فقط مسئله ایران یا آمریکا نیست. چین، هند، ژاپن، اتحادیه اروپا و حتی کشورهای عربی منطقه به ثبات این گذرگاه وابستهاند. به همین دلیل هرگونه توافقی که امنیت کشتیرانی را تضمین کند، با استقبال بازیگران اقتصادی جهان روبهرو خواهد شد.»
همین اهمیت راهبردی موجب شده است که توافق اخیر ابعادی فراتر از روابط دوجانبه پیدا کند. در واقع آنچه در ظاهر یک تفاهم میان تهران و واشنگتن به نظر میرسد، در عمل به معنای کاهش یکی از بزرگترین ریسکهای ژئوپلیتیکی جهان است.
اقتصاد ایران؛ نخستین برنده توافق
شاید مهمترین اثر توافق را بتوان در حوزه اقتصاد مشاهده کرد. اقتصاد ایران طی سالهای اخیر علاوه بر تحریمها با مجموعهای از چالشهای ساختاری نظیر تورم، کاهش سرمایهگذاری، ناترازی انرژی، کسری بودجه و محدودیتهای ارزی مواجه بوده است.
در چنین شرایطی، هرگونه کاهش فشار خارجی میتواند فضای تازهای برای تنفس اقتصاد ایجاد کند.
کارشناسان اقتصادی چند اثر مهم برای توافق پیشبینی میکنند
افزایش صادرات نفت
بازگشایی مسیرهای حملونقل دریایی و کاهش محدودیتهای تجاری میتواند صادرات نفت ایران را افزایش دهد. درآمدهای نفتی همچنان یکی از مهمترین منابع تأمین ارز کشور محسوب میشود و رشد صادرات میتواند به بهبود تراز ارزی کمک کند.
کاهش هزینه تجارت
در دوران تنش، شرکتهای کشتیرانی و بیمه هزینههای اضافی برای فعالیت در منطقه دریافت میکنند. کاهش تنشها به معنای کاهش هزینه تجارت خارجی و افزایش رقابتپذیری اقتصاد ایران خواهد بود.
بهبود انتظارات اقتصادی
بخش مهمی از تحولات اقتصادی تحت تأثیر انتظارات فعالان اقتصادی است. هنگامی که چشمانداز روابط خارجی بهبود پیدا میکند، سرمایهگذاران نیز با اعتماد بیشتری وارد بازار میشوند.
تقویت بازار سرمایه
بازار سرمایه معمولاً نسبت به تحولات سیاسی واکنش سریع نشان میدهد. کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی میتواند به افزایش ارزش سهام شرکتهای صادراتمحور، پتروشیمیها، پالایشگاهها و صنایع بزرگ منجر شود.
آیا توافق به معنای پایان تحریمهاست؟
یکی از مهمترین سوءبرداشتهایی که ممکن است در فضای عمومی شکل بگیرد، تصور پایان کامل تحریمها است.
واقعیت این است که توافق اخیر الزاماً به معنای رفع همه محدودیتهای اقتصادی نیست. بخش عمدهای از تحریمهای آمریکا ریشه در قوانین کنگره دارد و لغو آنها فرآیندی پیچیده و زمانبر خواهد بود.
سعدالله زارعی، تحلیلگر مسائل منطقه، در این باره میگوید:نباید انتظار داشت با یک توافق همه مشکلات اقتصادی کشور حل شود. توافق میتواند فرصت ایجاد کند، اما بهرهبرداری از این فرصت نیازمند اصلاحات اقتصادی، مدیریت کارآمد و برنامهریزی دقیق است.»
به بیان دیگر، توافق میتواند موانع را کاهش دهد، اما موتور رشد اقتصادی را باید در داخل کشور روشن کرد.
پیام توافق برای منطقه
یکی از مهمترین ابعاد توافق، تأثیر آن بر معادلات منطقهای است.
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس طی سالهای اخیر تلاش کردهاند ضمن حفظ روابط راهبردی با آمریکا، تنشهای خود با ایران را نیز کاهش دهند. توافق تهران و واشنگتن میتواند این روند را تقویت کند.
در شرایطی که منطقه خاورمیانه از جنگهای متعدد، بحرانهای امنیتی و رقابتهای فرسایشی رنج میبرد، هرگونه کاهش تنش میان دو بازیگر اصلی منطقه میتواند فضای جدیدی برای همکاریهای اقتصادی و امنیتی ایجاد کند.
از سوی دیگر، چین و روسیه نیز از این تحول استقبال خواهند کرد. پکن به عنوان بزرگترین واردکننده انرژی جهان به شدت به امنیت مسیرهای دریایی وابسته است و از هرگونه ثبات در خلیج فارس سود میبرد.
آزمون بزرگ سیاست خارجی ایران
توافق اخیر را میتوان یکی از مهمترین آزمونهای سیاست خارجی ایران در سالهای اخیر دانست.
جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته همواره تأکید کرده است که سیاست مقاومت و ایستادگی در برابر فشارهای خارجی در نهایت طرف مقابل را به پذیرش واقعیتهای منطقه وادار خواهد کرد.
حامیان این دیدگاه معتقدند توافق اخیر نشان میدهد که فشارهای حداکثری نتوانسته اهداف مورد نظر آمریکا را محقق کند و واشنگتن ناچار شده به سمت مذاکره و تفاهم حرکت کند.
در مقابل، برخی دیگر معتقدند موفقیت دیپلماسی زمانی کامل خواهد شد که کاهش تنشها به توسعه اقتصادی، جذب سرمایه و بهبود معیشت مردم منجر شود.
چالشها همچنان برجا
با وجود فضای مثبت ایجاد شده، موانع مهمی همچنان پابرجاست.
پرونده هستهای ایران، نحوه اجرای تعهدات طرفین، اختلافات منطقهای، آینده تحریمها و فشارهای سیاسی داخلی در هر دو کشور میتواند روند توافق را با چالش مواجه کند.
تجربه توافقهای گذشته نیز نشان داده است که نبود ضمانتهای اجرایی کافی میتواند به شکننده شدن دستاوردهای دیپلماتیک منجر شود.
به همین دلیل بسیاری از کارشناسان تأکید میکنند که نباید صرفاً بر اعلام توافق تمرکز کرد؛ بلکه باید روند اجرای آن را با دقت دنبال کرد.
توافق ایران و آمریکا و پایان محاصره دریایی را میتوان یکی از مهمترین تحولات ژئوپلیتیکی سالهای اخیر دانست. این توافق در صورت تداوم میتواند بخشی از فشارهای اقتصادی بر ایران را کاهش دهد، امنیت انرژی جهان را تقویت کند و زمینه را برای شکلگیری نظم جدیدی در خلیج فارس فراهم آورد. با این حال، تجربه روابط تهران و واشنگتن نشان میدهد که مسیر پیش رو همچنان پیچیده و پرچالش است. موفقیت نهایی این توافق نه تنها به اراده سیاسی دو طرف، بلکه به توانایی آنها در مدیریت اختلافات دیرینه و تبدیل توافقهای امنیتی به همکاریهای پایدار اقتصادی وابسته خواهد بود. آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، تبدیل فرصت دیپلماتیک ایجادشده به دستاوردهای ملموس اقتصادی برای مردم ایران است؛ دستاوردهایی که بتواند رشد اقتصادی، افزایش سرمایهگذاری، ثبات بازارها و بهبود معیشت خانوارها را به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، توافق اخیر نه صرفاً یک رویداد سیاسی، بلکه نقطه آغاز فصلی تازه در تاریخ معاصر ایران خواهد بود.







