مدیریت راهبردی منازعه ایران و آمریکا
- شناسه خبر: 22174
- تاریخ و زمان ارسال: 26 خرداد 1405 ساعت 14:47
- منتشرکننده: مدیریت

اصغر زبرجدی/مدیریت راهبردی منازعات یکی از راهبردی ترین موضوعات کشورهاست و لزوما مرتبط با مقوله جنگ نیست و فراگیری آن همه حوزه های سرنوشت ساز کشور را دربر می گیرد. مدیریت راهبردی منازعه هنر باز تعریف مداوم، سیال و پویا زمین بازی در عرصه بین المللی است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای در پیام گرامیداشت سی و هفتمین سالگرد ارتحال عروج ملکوتی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (رض) تذکر مهمی در باب مراقبت از ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی کشور توسط دشمن فرمودند. پرداختن به ابعاد این پیام پر مغز از ابعاد گوناگون نیازمند زمان بیشتر و اهتمام صاحب نظران است ولی آنچه در این نوشتار به دنبال آن هستیم پاسخ به این سوال مهم است که در شرایط کنونی مهم ترین پروژه کنونی جمهوری اسلامی ایران چیست که میبایست از خطاهای محاسباتی مراقبت نمود؟ پاسخ آن است که به نظر می رسد تمرکز اصلی دشمن بر مدیریت راهبردی منازعه در جمهوری اسلامی ایران و تحت تاثیر قرار دادن دستگاه تدبیر و تصمیم راهبردی کشور است که در ادامه این نوشتار به آن خواهم پرداخت.
مدیریت راهبردی منازعات یکی از راهبردی ترین موضوعات کشورهاست و لزوما مرتبط با مقوله جنگ نیست و فراگیری آن همه حوزه های سرنوشت ساز کشور را دربر می گیرد. مدیریت راهبردی منازعه هنر باز تعریف مداوم، سیال و پویا زمین بازی در عرصه بین المللی است. از سویی توان طراحی، معماری و دیکته کردن قواعد بازی جدید به حریف و تابعی از شناخت دقیق قواعد، روابط و ماهیت قدرت است. منظور از زمین بازی محیط برهم کنش عوامل متعدد بر همدیگر بوده و شامل فضای سایبر، فضا و ماورا جو، محیط اقتصادی، اطلاعاتی و فناوری است و مراد از بازی، پیوند زدن منازعه از یک حوزه به حوزه های دیگر و ترکیب آنها در این محیط ها است.
نکته مهم در مدیریت راهبردی منازعه، نقش مدیران راهبردی کشور در درک، شناخت، ارزیابی و محاسبه عناصر و مولفههای تاثیر گذار بر مدیریت مطلوب منازعه است که میبایست تلاش کنند بدون درگیر شدن در احساسات، با بینش عمیق و واقع گرایی در بازی شطرنج دشمن بازی نکنند، بلکه خود، بازی شطرنج جدید را اختراع و جایگزین کنند. جمله معروفی در میان استراتژیست مصطلح است که می گویند استراتژیست هوشمند کسی نیست که سخت تر بازی کند بلکه او قواعد بازی را عوض می کند و بازی جدید می سازد؛ از این رو تعریف میدانهای جدید برای رقابت و تحت فشار گذاشتن حریف، استراتژی اصلی استراتژیست های ایرانی در مدیریت راهبردی منازعه میان ایران و آمریکا است.
در مدیریت راهبردی منازعه تمام تلاش آن است که کشور از جنگ دور نگه داشته شود و با تدبیر جلوی گسترش و تسری منازعه گرفته شود. البته این هرگز به معنی هراس از جنگیدن نیست ولی این پیام را دارد که قوه عاقله ای وجود دارد که حتی جنگ را در کنار سایر ابزارها برای تامین امنیت و منافع مردم و منطقه ترجیح می دهد. برای دستیابی به این مقصود بازی ساز بودن و گزینه سازی راهبردی و تعیین و تثبیت هوشمندانه خطوط قرمز بسیار مهم است. برای نمونه مدل مدیریت منازعه توسط آمریکا در منطقه غرب آسیا مبتنی بر شکل دادن انواع متنوع از بازیهای پیچیده از فروش صلح (طرح صلح ابراهیم) تا فروش سلاح(قراردادهای تسلیحاتی جدید) تنظیم مناسبات قدرت در منطقه و جهان است. تداوم میلیتاریسم جدید آمریکا به عنوان قدرت استکباری به ضرر جمهوری اسلامی ایران بوده و کشور را به تله معادله امنیت سوق می دهد و منابع، امکانات و ظرفیت کشور را به جای پیشرفت در چرخه استهلاک قرار می دهد.
این درک از بخشی از مدل مدیریت منازعه آمریکا، یک پاشنه آشیل دارد و آن جنگ محاسباتی است. این جنگ با هدف تاثیر گذاری بر روی تصمیم سازان، تصمیم گیران، افکار عمومی، گروهای نفوذ و فشار صورت می گیرد و به نوعی تلاش برای ایجاد اختلال در دستگاه محاسباتی نظام تدبیر و تصمیم راهبردی است و به تعبیر دقیق تر مسموم سازی محیط اطلاعاتی و ورودی های اطلاعاتی، دستکاری داده های کلان، ایجاد الگوریتم های جدید انتشار و تحلیل اطلاعات و جهت دهی و تقویت رفتارهای غیر واقعی جمعی (اعتراض، ناراحتی، خوشحالی یا نقد مصنوعی) در محاسبات و برآوردها را منجر می شود. هدف این آماج نخبگان، خواص، روشنفکران، گروههای مرجع، افراد موثر، رسانههای مختلف، تربیون ها، عناصر ذینفوذ است. از اینرو مراقبت شدید در جنگ محاسباتی در کنار انواع جنگهای اطلاعاتی، روانی و رسانه ای مورد نیاز است.
همه مان باید این نکته مهم را درک و توافق کنیم که مدیریت راهبردی منازعه در کشور، هنر جنگیدن بدون جنگ و مدیریت کردن ممکن ها در غیر ممکن هاست و اعمال اراده و قدرت بدون درگیری ظاهری! در واقع به معنی ایجاد سپر راهبردی برای دفاع از کشور و اکتساب منافع ملی با بکار گیری همه ابزارها است. از اینرو عقلانیت و خردورزی، واقع بینی، شجاعت، شکیبایی، زمان سنجی، ابتکار و مدیریت هوشمندانه قدرت و ابزارهای موجود بسیار حائز اهمیت است. بسیار باید مراقبت نمود که در بن بست راهبردی قرار نگرفت و با ایجاد گزینه های جدید قدرت مانور ایجاد کرد. لازمه این موفقیت شناسایی نقاط اهرمی دارای اولویت راهبردی بجای مسایل حاشیه ای است. یکی از این نکات اهرمی تدوین سیاست ها و به تبع آن راهبردهای آفند و پدافند محاسباتی است. بر همه ما روشن است دشمنان تلاش خواهند کرد این مسیر را آلوده کرده و یا تحت تاثیر قرار دهند ولی لازم است در این الگوی مهم مدیریت کلان کشور، دستگاه های اطلاعاتی، دستگاه های مشورت دهنده و تصمیم ساز با هوشمندی، بدون سوگیری و سیاست زدگی، در کنار مردم با رعایت همه ملاحظات به این دستگاه عظیم تدبیر کمک نمایند. می بایست دلسوزی، نگرانی، خوشحالی، نقد و تعریض در کنار تعریف با تدوین و تالیف پیوست اطلاعاتی – رسانه ای با محوریت جنگ محاسباتی صورت گیرد و همگان این پیوست را در سطح فردی و جمعی برای خود به صورت بومی تدوین و رعایت کنند.
جمع بندی آنکه در چنین شرایط پیچیده، مبهم و حساس، موفقیت در مدیریت راهبردی منازعه بیش از آنکه وابسته به افزایش منابع قدرت باشد، وابسته به کیفیت محاسبات راهبردی، برآورد، تخمین، پیش بینی و تحلیل نظام تدبیر و توانایی کشور در تشخیص بهموقع فرصتها و تهدیدها است. از این منظر، جنگ محاسباتی نه یک موضوع فرعی، بلکه بخش مهم از رقابت راهبردی و بلوغ قدرتها در عصر جدید محسوب میشود.






