بازگشت ناگزیر به «دیپلماسی همسایه گری» در خلیج فارس
- شناسه خبر: 22494
- تاریخ و زمان ارسال: 10 تیر 1405 ساعت 12:04
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» از تغییر معادلات منطقه ای گزارش میدهد:
سیدرضا هاشمیزاده/روزنامه نگار
فوران آتش جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل در منطقه، فرضیات سنتی امنیت در خلیجفارس را به شدت دستخوش تغییر کرد. سرایت ناگزیر دامنه این درگیری به برخی کشورهای عربی منطقه از جمله کویت، بحرین، قطر، عربستان و امارات، نشان داد که جغرافیای سیاسی خلیجفارس تفکیکپذیر نیست. اقدام پیشدستانه و دفاعی ایران در هدف قرار دادن برخی پایگاههای نظامی و زیرساختهای صنعتی-نظامیِ متعلق به آمریکا و شرکای آن در منطقه، در نمایی واقعگرایانه، پاسخی به راهبرد غربی-عبری برای شکست ایران و نابودی زیرساختهایش بود.
اما اکنون، پس از فروکش کردن شعلههای جنگ در پی انعقاد توافق آتشبس و امضای تفاهم ۶۰ روزه میان ایران و آمریکا، منطقه وارد فاز جدیدی از بازسازی روابط شده است؛ فازی که مشخصه اصلی آن، عبور از تنش نظامی و حرکت به سمت دیپلماسی عملگرایانه است.
دیپلماسیِ خطِ زخم
جنگ تحمیلی رمضان ، اگرچه به روابط ایران و همسایگان عربی خدشه وارد کرد و به تعبیری این مناسبات را “تیغخورده” و زخمی به جا گذاشت، اما ضرورتهای همجواری بلافاصله پس از آتشبس خود را تحمیل کردند.پیش از وقوع جنگ، عمان و وزیر امور خارجه این کشور تلاشهای گستردهای برای موازنه و پیشگیری از بحران داشتند که ناکام ماند. اکنون اما قطر با تکیه بر روابط متوازن خود با تهران و واشنگتن، به عنوان میانجی کلیدی در چارچوب برنامه عملکرد ۶۰ روزه وارد میدان شده است. فراتر از میانجیگریهای مقطعی، صحبت از یک “ترتیبات امنیتی جدید و درونمنطقهای” است. عربستان سعودی که برنامههای بلندپروازانه اقتصادی محمد بن سلمان برای آینده این کشور را در گرو ثبات میبیند، تمایلی به استمرار چالشهای ژئواستراتژیک نظامی با ایران ندارد. از همین رو، ریاض در صدد میزبانی از یک نشست فراگیر میان ایران و کشورهای منطقه است؛ ایدهای که با استقبال بازیگران فرامنطقهای و پیرامونی مانند مصر و پاکستان نیز مواجه شده است.
کلاف پیچیده ابوظبی
در میان کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، وضعیت امارات متحده عربی از همه پیچیدهتر است. ابوظبی از یک سو برخلاف دیگر پایتختهای منطقه، روابط خود را با تلآویو نزدیک کرده و از سوی دیگر، بزرگترین آسیب را در این جنگ متحمل شده است. حتی پس از آتشبس، برخی تنشهای وقوعی (مانند حادثه حمله امارات به جزیره نفتی سیری و مقابله به مثل موشکی ایران ) نشان داد که این رابطه تا چه حد شکننده است.
با این حال، واقعیتهای ملموس زیر، حذف ایران و امارات از معادله یکدیگر را غیرممکن میسازد.
• پیشینه تاریخی و پیوندهای سنتی : روابط سنتی، رفتوآمدها و سکونت دیرینه ایرانیان در امارات و ریشههای تاریخی مشترک، این دو کشور را به هم متصل کرده است.
• شریان حیاتی اقتصاد: بخش عمدهای از “هندلینگ اقتصادی” و تجارت منطقهای ایران و منطقه از طریق “جبل علی” و بنادر امارات انجام میشود؛ حذف این شبکه اقتصادی هم برای تهران و هم برای ابوظبی اگر نگوییم محال، بسیار سخت و هزینهبر خواهد بود.
فروریختن افسانه چتر امنیتی آمریکا و تولد موازنه جدید
بزرگترین دستاورد ضمنی و فرامتنی این جنگ برای پایتختهای عربی، بازنگری در مفهوم “تضمین امنیتی آمریکا” بود. حضور گسترده پایگاههای نظامی ایالات متحده در کویت، بحرین، قطر و امارات نتوانست مانع از اصابت موشکها و پهپادها به زیرساختهای آنان شود.
تحلیلگران منطقه اکنون به یک نتیجه واحد رسیدهاند ناوهای آمریکایی و نیروهای خارجی فردا روزی با یک توافق یا با تغییر رئیسجمهور در واشنگتن منطقه را ترک خواهند کرد؛ اما این همسایگان هستند که برای همیشه در کنار یکدیگر باقی میمانند. امنیت ایران به امنیت خلیجفارس و تنگه هرمز گره خورده است و ناامنی در یک سو، به معنای نابودی ثبات در سوی دیگر است.

فرمول ترس، احتیاط و نیاز
اگرچه خبرگزاریهای بینالمللی نظیر رویترز گزارش دادهاند که کشورهای عربی خواستار گنجاندن توانمندیهای پهپادی و موشکی ایران در توافقات پیشرو هستند، اما موضع تهران در این زمینه کاملاً روشن و غیرقابل تغییر است. ایران صنایع موشکی و پهپادی خود را “دکترین دفاعی و خط قرمز” خود میداند که به ویژه در مواجهه با تهدیدات مستمر اسرائیل، به هیچ وجه روی آن معامله نخواهد کرد.
روابط آینده ایران و کشورهای منطقه ، نه بر اساس یک رفاقت سنتی و عادی، بلکه بر بستر یک الگوی چندوجهی شامل ترس متقابل، احتیاط استراتژیک، نگرانی امنیتی و نیاز متقابل شکل خواهد گرفت. این زاویههای گوناگون، ضرورتهایی را خلق میکنند که منافع کشورها را به یکدیگر گره میزند. روی آوردن به یک رویکرد درونمنطقهای، مبتنی بر احترام متقابل و منافع دوجانبه، تنها راه پیشگیری از بازگشت به نقطه بحرانی تنش و جنگ است؛ مسیری که اگر پیموده نشود، کل منطقه را دوباره در دالان تاریک بحران فرو خواهد برد.






