بهروز رضوی؛ طنین ماندگار بم ترین صدای گرم و عمیق رادیو ایران
- شناسه خبر: 22345
- تاریخ و زمان ارسال: 2 تیر 1405 ساعت 10:04
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» با نگاهی به «سلوک فرهنگی و هنری صدای شاخص هنر و ادب ایران» گزارش،می دهد:
سیدرضا هاشمیزاده/روزنامه نگار
بهروز رضوی،نامی است که با شنیدنش، لرزش گرم و عمیقِ بمترین صدای رادیوی ایران در گوش طنینانداز میشود. صاحب یکی از فاخرترین و آشناترین آواهای رادیو، سینما و ادبیات ایران، پس از نزدیک به شش دهه فعالیت
بیوقفه، در خرداد ۱۴۰۵ چشمان خود را از جهان فروبست و جامعه هنری را سوگوار کرد. او تنها یک گوینده ساده نبود؛ رضوی با پیوند زدن آوای جادویی و زنگدار خود به عمق فرهنگ، تاریخ و شاهکارهای ادبی این مرز و بوم، به شاهراهی برای انتقال اصالت به قلب مردم تبدیل شد.
جادوی ارتعاش در بمترین حنجره ایران
در میان اهالی صدا، جنس صدای بهروز رضوی یک استثنای تاریخساز بود؛ صوتی بسیار بم که مشابه آن بیشتر در رادیوهای آلمانیزبان برای ایجاد بیشترین تأثیر و لرزش بر گوش مخاطب به کار میرود. مهارت استفاده از این حجم از صدای بم، راه رفتن روی لبه تیغ است؛ چرا که مرز باریکی میان یک صدای عمیق و آوایی گوشخراش وجود دارد.
رضوی با درک درست از این ویژگی فیزیکی و با هدایت صحیح آن، توانست کیفیتی مخملی و آرامشبخش به صدای خود ببخشد؛ صدایی که به تعبیر مخاطبانش، “آسمانی، متحولکننده و معنوی” بود و برای دههها، به ترجیعبندی ماندگار برای خوانش ترجمه کلامالله مجید (بهویژه سورههای یس و الرحمان) و فرازهای نهجالبلاغه تبدیل شد. او که در شناسنامه با نام محمدرضا رضوینیا شناخته میشد، متولد ۱۰ دی ۱۳۲۶ در یزد بود و سرانجام در ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ در کرج به ایستگاه پایانی زندگی رسید، اما صدای او را پایانی نیست.
حرفه ای ،استاندارد و کاربلد
بهروز رضوی یکی از بنیانگذاران تیزرخوانی حرفهای در ایران بود، اما هرگز هنر خود را ارزان نفروخت. سلوک حرفهای او الگویی پایدار برای اهالی رسانه است. او صدای خود را در اختیار هر تیزر و برندی قرار نمیداد. تعداد پخش، نحوه پخش و اصالت برند برای او حیاتی بود. همین سختگیری زیباشناختی، او را صاحب بالاترین دستمزد در میان گویندگان ایران کرد.پارادوکس زیبای شخصیت رضوی در این بود که در قبال کارهای تجاری بالاترین دستمزد را طلب میکرد، اما صدها پروژه را به صورت کاملاً رایگان برای دانشجویان، کارهای دانشگاهی و امور خیریه ضبط کرد.با اینکه رادیو همیشه کمترین دستمزد ممکن را به اساتید پرداخت میکند، رضوی به خاطر تعلق خاطر عمیقش، هرگز این رسانه را رها نکرد و خود را مدیون سادگی و بیپیرایگی این خانه صمیمی میدانست.

امپراتور صدا در قلمرو کتابهای صوتی و ادبیات
رضوی برخلاف برخی از گویندگان که تنها مجری کلمات هستند، درک عمیقی از محتوای کلام خود داشت. اشراف بینظیر او به متون کهن و معاصر، و دوستی نزدیکش با شاعران بزرگی چون مهدی اخوان ثالث و حسین منزوی، به کلام او شناسنامه میداد. او کتابخوانی را عشق اول و آخر خود میدانست و با ۳ دهه اجرای برنامه “کتاب شب” در رادیو، بیش از ۱۲۰۰ کتاب مشهور ایران و جهان را بازخوانی کرد. کارنامه او در این حوزه، آینهای تمامنما از تنوع ادبی است.او را میتوان راوی اول آثار صادق هدایت دانست؛ خوانش رمان سمبولیستی “بوف کور”، مجموعههای “سه قطره خون” (با داستان مشهور داش آکل)، “زنده به گور”، “سگ ولگرد”، “بنبست”، “دنژوان کرج”، “تخت ابونصر”، “کاتیا” و حتی کتاب علمی “فواید گیاهخواری” با حنجره او ماندگار شدند. از “ورقپارههای زندان” بزرگ علوی که فضای اجتماعی رژیم رضاخان را تصویر میکرد تا شاهکارهای جهان مثل “پیرمرد و دریا”، “بینوایان” و “خوشههای خشم”همه به صدای گرم او ،گوش نواز شنوندگان کتاب های گویا شدند . صدای حکیمانه رضوی در خوانش منتخب اشعار مثنوی مولوی، یکی از بهترین ابزارها برای آشنایی با دریای معرفت ۲۶ هزار بیتی مولانا بود. خوانش کتاب صوتی “عطش” (روایت واقعه عاشورا) و کتاب “مثل دستهای مادر”اثر خسرو باباخانی برای نوجوان ها ،مسیر دیگری بود که بهروز رضوی برای آشتی گوشها با کتاب ها پیمود .
از تجلی در تلویزیون تا حضور در قاب سینما
هنرآفرینی بهروز رضوی هرگز به میکروفن رادیو محدود نشد. او در حوزههای مختلف تصویر و موسیقی نیز ردپای پررنگی از خود به جا گذاشت.
یکی از درخشانترین نقاط عطف کارنامه او، روایتگری در مجموعه مستند ایران (ساخته حمید مجتهدی) بود. رضوی معتقد بود گویندگی این اثر فاخر، حس غیرت ملی او را ارضا کرده است؛ چرا که نام هر شهر و روستای ایران را با احترامی آمیخته به تکریم ادا میکرد. همچنین اجرای برنامه شنیدنیهای تاریخ، رویدادهای کهن را با لحن گیرای او برای مخاطبان ملموس ساخت. او بازیگری توانا بود که کارش را در دهه شصت با مهران مدیری در تئاتر آغاز کرد و از سال ۱۳۶۶ با فیلم “محموله” (سیروس الوند) پا به سینما گذاشت.
بازی در آثار شاخصی چون “آبادانیها” (کیانوش عیاری)، “ردپایی بر شن” (محمدرضا هنرمند)، “سفر به چزابه»”، “نجاتیافتگان” و نهایتاً در سالهای پایانی عمرش در سریال “گناه فرشته” (۱۴۰۲) در کنار شهاب حسینی، بخشی از کارنامه تصویری اوست. برخلاف بسیاری از همنسلانش، رضوی هرگز بهطور جدی وارد حرفه دوبله نشد (جز موارد استثنایی مانند دوبله ماندگار نقش ابنعباس در سریال امام علی). استدلال او این بود که در دوبله، تنها نیمی از توانایی گوینده به کار گرفته میشود و نیمی دیگر وابسته به تصویر است؛ او گویندگی محض را برای نمایش تمام ظرفیت صدا ترجیح میداد.ریشههای هنری رضوی در نوجوانی با یادگیری ساز سنتور و شرکت در کلاسهای آواز استاد اسماعیل مهرتاش شکل گرفت. این پیشزمینه موسیقایی به او کمک کرد تا در ترانهسرایی نیز طبعآزمایی کند. ترانههای ماندگاری همچون “کویر دل” و “گمشده”با صدای مرجان در دهه پنجاه، حاصل قریحه شعری اوست.
مواضع فرهنگی در رویارویی با تکنولوژی روز
بهروز رضوی هنرمندی بهروز بود که با وجود اصالت سنتی، دغدغههای معاصر را به خوبی درک میکرد،
رضوی از مخالفان سرسخت بازسازی صدای گویندگان توسط هوش مصنوعی بود. او تأکید داشت که صدای تولیدشده توسط ماشین، فاقد حس، عاطفه و بیان ظریف انسانی است و هرگز نمیتواند جایگزین اجرای زنده و خلاقانه یک هنرمند واقعی شود. او همواره به علاقهمندان گویندگی توصیه میکرد که در این عرصه پررقابت، پشتکار داشته باشند و “مطالعه مستمر” را کلید اصلی موفقیت بدانند؛ چرا که معتقد بود محتوا و سواد گوینده، همیشه از کیفیتِ صرفِ صدا مهمتر است.
خصوصیات اخلاقی و وجهه حرفهای
جدای از کارنامه هنری، آنچه بهروز رضوی را به یک “نشان درجه یک هنری” (دریافت شده در خرداد ۱۳۹۹) تبدیل کرد، منش انسانی او بود. او که در سال ۱۴۰۲ در سلسله برنامههای “شبهای بخارا” مورد تجلیل قرار گرفت، همواره اصالت را در رفتار خود نیز تجلی میداد. همکارانش او را فردی خوشاخلاق، شریف، نجیب و حامی توصیف میکنند. او تمام دانش و تجربیات خود در فن بیان را بدون بخل و با سخاوت فراوان به شاگردانش منتقل میکرد و با تواضع چشمگیر، به جوانان اعتمادبهنفس ورود به دنیای صدا را میبخشید.
تنها صداست که میماند.
مسعود فروتن، نویسنده و کارگردان، در رثای این استاد فقید میگوید:
“بهروز رضوی همچنان جاری است؛ تنها صداست که میماند. اگر رضوی را یادمان برود، صدایش یادمان نمیرود. صدایش شبیه هیچکس نبود و سواد زیادی پشت کلامش داشت.”
بهروز رضوی در ۷۸ سالگی از میان ما رفت، اما او با به یادگار گذاشتن هزاران ساعت فایل صوتی ارزشمند، مستندهای ملی و دکلمههای روحنواز، تعریف جدیدی از اصالت را در فرهنگ ایران برجای گذاشت. صدایی که هرگز با هیچ هوش مصنوعی بازآفرینی نخواهد شد، چرا که از قلب تپنده فرهنگ، ادبیات و هویت ایرانی برمیخاست. طنین او برای همیشه در تالار خاطرات جمعی ایرانیان جاودانه خواهد ماند.






