وفاق ملی؛ پشتوانه دیپلماسی و منافع ایران
- شناسه خبر: 22353
- تاریخ و زمان ارسال: 2 تیر 1405 ساعت 11:28
- منتشرکننده: مدیریت

میثم درستی/تحولات اخیر در عرصه سیاست خارجی و آغاز فصل تازهای از گفتوگوهای دیپلماتیک، بار دیگر اهمیت انسجام داخلی و ضرورت اولویت دادن به منافع ملی را یادآور شده است. در چنین شرایطی، پیام رهبر انقلاب درباره اعتماد به رئیسجمهور و نهادهای مسئول در حوزه امنیت ملی را میتوان فراتر از یک موضعگیری سیاسی معمول ارزیابی کرد؛ پیامی که نشان میدهد در بزنگاههای حساس، حفظ وحدت ملی و حمایت از سازوکارهای قانونی تصمیمگیری، مهمترین سرمایه کشور برای عبور از چالشهاست.
امروز ایران در موقعیتی قرار دارد که هر تصمیم مهم در حوزه سیاست خارجی، آثار گستردهای بر اقتصاد، امنیت، روابط بینالمللی و زندگی روزمره مردم خواهد داشت. به همین دلیل، نگاه به تحولات اخیر نباید صرفاً از دریچه رقابتهای سیاسی و جناحی باشد. آنچه اهمیت دارد، میزان تأمین منافع ملی، حفظ عزت کشور و فراهم شدن زمینههای بهبود شرایط زندگی مردم است. در چنین فضایی، موفقیت یا ناکامی دولت تنها متعلق به یک جریان سیاسی نیست، بلکه نتایج آن متوجه همه مردم و آینده کشور خواهد بود.
اعتماد رهبری به رئیسجمهور و مجموعه نهادهای تصمیمگیر، حامل یک پیام روشن برای جامعه و نیروهای سیاسی است؛ اینکه در مسائل کلان و راهبردی، باید از نگاههای صرفاً جناحی فاصله گرفت و با رویکردی مسئولانه به موضوعات ملی نگریست. این اعتماد البته به معنای تعطیلی نقد یا نادیده گرفتن دیدگاههای متفاوت نیست. جامعهای که در آن نقد کارشناسی و گفتوگوی سازنده وجود نداشته باشد، از ظرفیت اصلاح و پیشرفت محروم خواهد شد. اما میان نقد دلسوزانه و تخریب سیاسی فاصلهای جدی وجود دارد؛ فاصلهای که رعایت آن برای حفظ منافع کشور ضروری است.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هر زمان ایران از پشتوانه همبستگی ملی برخوردار بوده، توانسته با اقتدار بیشتری از حقوق و منافع خود دفاع کند. در مقابل، هرگاه اختلافات داخلی به سطحی رسیده که به بیاعتمادی عمومی و تضعیف انسجام ملی منجر شده، طرفهای خارجی نیز از این شکافها برای افزایش فشار بر کشور استفاده کردهاند. از این رو، وحدت ملی صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ قدرت و افزایش توان چانهزنی ایران در عرصه بینالمللی است.
تفاهمات و مذاکرات اخیر را نیز باید در همین چارچوب مورد ارزیابی قرار داد. هیچ توافق یا تفاهمی نباید صرفاً بر اساس هیجانات سیاسی یا قضاوتهای شتابزده مورد داوری قرار گیرد. معیار اصلی، میزان تأمین منافع ملی، حفظ استقلال کشور و کاهش هزینههایی است که مردم در سالهای اخیر متحمل شدهاند. اگر یک تصمیم دیپلماتیک بتواند به کاهش تنشها، افزایش ثبات اقتصادی، گسترش فرصتهای تجاری و بهبود شرایط معیشتی شهروندان کمک کند، طبیعتاً باید با نگاه واقعبینانه و ملی به آن نگریسته شود.
در این میان، نقش جریانهای سیاسی، رسانهها، نخبگان و فعالان اجتماعی بسیار مهم است. آنان میتوانند با ترویج گفتوگوی منطقی و پرهیز از دوقطبیسازی، به تقویت سرمایه اجتماعی کشور کمک کنند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به آرامش، امید و اعتماد نیاز دارد. مردم انتظار دارند مسئولان و نیروهای سیاسی، به جای تشدید اختلافات، برای حل مشکلات و گشودن گرههای اقتصادی و اجتماعی تلاش کنند.
واقعیت آن است که سیاست خارجی موفق، بدون پشتوانه داخلی قدرتمند امکانپذیر نیست. مذاکرهکنندگان زمانی میتوانند با قدرت از حقوق ملت دفاع کنند که بدانند از حمایت افکار عمومی و انسجام ملی برخوردارند. در مقابل، هرگونه تفرقه و چندصدایی مخرب، قدرت چانهزنی کشور را کاهش داده و زمینه سوءاستفاده رقبا و مخالفان ایران را فراهم میکند.
البته حمایت از دولت به معنای چشمپوشی از کاستیها و ضعفها نیست. اتفاقاً دولتها زمانی موفقتر خواهند بود که در کنار حمایت عمومی، از نقدهای کارشناسی و پیشنهادهای اصلاحی نیز بهره ببرند. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، حفظ مرز میان نقد مسئولانه و رفتارهایی است که نتیجهای جز افزایش ناامیدی و تضعیف منافع ملی ندارد.
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، گفتوگو و وفاق نیاز دارد. تحولات منطقهای و بینالمللی با سرعتی کمسابقه در حال وقوع است و ایران برای بهرهگیری از فرصتها و کاهش تهدیدها، نیازمند همدلی و همراهی همه ظرفیتهای ملی است. در چنین شرایطی، اولویت دادن به منافع مردم، تقویت انسجام داخلی و حمایت از تصمیمات ملی میتواند زمینهساز عبور موفق کشور از چالشهای پیشرو باشد.
اکنون زمان آن است که همه جریانهای سیاسی، فارغ از اختلافنظرهای طبیعی، بر نقاط مشترک تمرکز کنند. آینده ایران زمانی روشنتر خواهد بود که رقابتهای سیاسی در چارچوب منافع ملی تعریف شود و همه نیروها، حفظ امنیت، رفاه و پیشرفت کشور را بر هر ملاحظه دیگری مقدم بدانند.
وفاق ملی نه یک تاکتیک مقطعی، بلکه ضرورتی پایدار برای ساختن ایرانی قدرتمندتر، باثباتتر و امیدوارتر است؛ ایرانی که بتواند با اتکا به سرمایه عظیم مردم خود، از فرصتهای پیشرو برای توسعه و پیشرفت بهره بگیرد.






