تغییر میدان نبرد با حمله به زیر ساخت ها
- شناسه خبر: 22567
- تاریخ و زمان ارسال: 21 تیر 1405 ساعت 13:40
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» از حمله اخیر آمریکا به پل های راه آهن در مشهد تا آق قلا گزارش می دهد:
مونا ربیعیان/در هفتههای اخیر، گزارشهایی از اختلال یا حمله به برخی زیرساختهای حیاتی در نقاط مختلف کشور، از آققلا در شمال تا مشهد در شرق، منتشر شد؛ رخدادهایی که اگرچه از نظر جغرافیایی پراکنده به نظر میرسند، اما از نگاه کارشناسان امنیتی بخشی از یک الگوی واحد به شمار میروند.
به گفته تحلیلگران، هدف قرار دادن زیرساختها دیگر صرفاً یک اقدام خرابکارانه موضعی نیست، بلکه بخشی از «جنگ فرسایشی علیه ظرفیت حکمرانی» محسوب میشود؛ جنگی که تلاش میکند با ایجاد اختلال در خدمات عمومی، هزینههای اقتصادی و روانی را افزایش دهد.
زیرساخت؛ هدفی ارزان، اثرگذار و پُرهزینه برای کشور
یک کارشناس امنیت زیرساخت در گفتوگو با بشارت نو میگوید:«وقتی مهاجم بهجای یک هدف نظامی، یک ایستگاه برق، مرکز مخابرات یا گره حملونقل را هدف قرار میدهد، با هزینهای کمتر میتواند اختلالی بسیار گستردهتر ایجاد کند. این همان منطق جنگ زیرساختی است.»
به گفته او، در چنین حملاتی حتی اگر خسارت فیزیکی محدود باشد، پیامدهای ثانویه میتواند قابل توجه باشد؛ از اختلال در خدمات شهری گرفته تا افزایش هزینه تولید، حملونقل و توزیع کالا.
از آققلا تا مشهد؛ چرا این مسیر مهم است؟
آققلا در استان گلستان یکی از نقاط مهم در شبکه حملونقل و ارتباطات شمال کشور است و مشهد نیز علاوه بر جایگاه جمعیتی و اقتصادی، یک گره مهم در شبکه انرژی، ریلی و مخابراتی شرق ایران به شمار میرود.
یک پژوهشگر حوزه ژئوپلیتیک در این باره میگوید:«وقتی نقاطی با فاصله جغرافیایی زیاد اما کارکرد زیرساختی مشابه در معرض تهدید قرار میگیرند، باید به دنبال الگوی شبکهای بود، نه صرفاً تحلیلهای محلی.»
به اعتقاد او، مهاجمان تلاش میکنند نقاطی را هدف بگیرند که در شبکه توزیع خدمات نقش پیونددهنده دارند؛ یعنی مراکزی که اختلال در آنها میتواند زنجیرهای از مشکلات را در مناطق دیگر ایجاد کند.
علی قنبری میگوید:«امروز زیرساختها به هم متصلاند. اختلال در یک نقطه میتواند اثر دومینویی در بخشهای دیگر ایجاد کند. اگر شبکه برق، مخابرات یا سامانههای کنترل صنعتی هدف قرار گیرند، پیامد آن فقط محدود به همان شهر نخواهد بود.»
به گفته او، الگوی تهدیدات جدید بیشتر بر اختلال در خدمات عمومی متمرکز است تا تخریب فیزیکی گسترده؛ رویکردی که در بسیاری از منازعات مدرن نیز مشاهده شده است.

پیامد اقتصادی حمله به زیرساختها
کارشناسان اقتصادی معتقدند اثر چنین حملاتی تنها به خسارت مستقیم محدود نمیشود. افزایش هزینه بیمه، ضرورت سرمایهگذاری مجدد برای حفاظت، کاهش بهرهوری و حتی افزایش ریسک سرمایهگذاری از جمله پیامدهای بلندمدت آن است.
مریم رضایی معتقد است: «وقتی مردم با قطعی برق، اختلال اینترنت، تأخیر در حملونقل یا مشکل در خدمات بانکی مواجه میشوند، احساس ناامنی اقتصادی و اجتماعی افزایش مییابد. این دقیقاً همان هدفی است که در جنگهای هیبریدی دنبال میشود.»
او تأکید میکند که بسیاری از زیرساختهای حیاتی کشور در دهههای گذشته طراحی شدهاند و برای مقابله با تهدیدات سایبری پیچیده امروز نیازمند بازنگری جدی هستند.
یک تحلیلگر اقتصاد انرژی میگوید:«در اقتصاد امروز، زیرساختها همان رگهای حیاتی کشور هستند. هر اختلالی در برق، ارتباطات یا حملونقل میتواند چندین بخش اقتصادی را همزمان تحت تأثیر قرار دهد.»
او تأکید میکند که کشورها در شرایط تنش ژئوپلیتیک ناچارند بخشی از منابع خود را از توسعه به سمت «تابآوری زیرساختی» منتقل کنند؛ موضوعی که هزینههای بودجهای قابل توجهی به همراه دارد.
بعد روانی ماجرا؛ هدف فقط تجهیزات نیست
به باور متخصصان امنیت ملی، حمله به زیرساختها علاوه بر هدف اقتصادی، یک هدف روانی نیز دارد. ایجاد احساس نااطمینانی در جامعه، تضعیف اعتماد عمومی به پایداری خدمات و افزایش نگرانی نسبت به آینده، بخشی از اهداف چنین عملیاتهایی است.
یک استاد دانشگاه در حوزه مدیریت بحران میگوید:«در جنگهای جدید، افکار عمومی نیز بخشی از میدان نبرد است. مهاجم تلاش میکند این پیام را القا کند که هیچ نقطهای کاملاً مصون نیست.»
حسن موسوی میگوید:مشهد فقط یک کلانشهر نیست؛ یک گره راهبردی در شرق کشور است. به همین دلیل، حفظ پایداری شبکههای برق، آب، سوخت و ارتباطات در این منطقه اهمیت ملی دارد.
ایران چه گزینههایی پیش رو دارد؟
کارشناسان برای کاهش آسیبپذیری زیرساختها چند راهکار کلیدی را مطرح میکنند:تقویت سامانههای پدافند غیرعامل، ایجاد شبکههای پشتیبان و موازی برای برق و ارتباطات، افزایش امنیت سایبری مراکز حیاتی، توزیع جغرافیایی مراکز کنترل و داده، ارتقای هماهنگی میان دستگاههای امنیتی، اجرایی و خدماترسان به گفته یک مقام سابق حوزه مدیریت بحران:«مهمترین اصل در برابر جنگ زیرساختی، تابآوری است؛ یعنی کشور بتواند حتی در صورت وقوع حمله، خدمات حیاتی را بدون وقفه ادامه دهد.»
محمدصادقی معتقد است: «مهمترین مسئله، فقط جلوگیری از حمله نیست؛ توان بازیابی سریع پس از اختلال اهمیت بیشتری دارد. کشوری موفقتر است که بتواند خدمات حیاتی را در کوتاهترین زمان احیا کند.»
رخدادهای اخیر از آققلا تا مشهد نشان میدهد که تهدید علیه زیرساختهای حیاتی دیگر یک احتمال دور از ذهن نیست، بلکه به یکی از محورهای اصلی رقابتهای امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، حفاظت از شبکه برق، ارتباطات، حملونقل و مراکز داده صرفاً یک موضوع فنی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت ملی و ثبات اقتصادی کشور به شمار میرود.
کارشناسان هشدار میدهند که در عصر جنگهای ترکیبی، کشوری موفقتر خواهد بود که نهتنها توان دفاع از مرزها، بلکه توان حفظ پایداری زیرساختهای حیاتی خود را نیز داشته باشد.





