جنوب زیر آتش و خون؛ تهران در غبار گفت و شنود
- شناسه خبر: 22725
- تاریخ و زمان ارسال: 28 تیر 1405 ساعت 9:41
- منتشرکننده: مدیریت

آیا سهم ساحل نشینان، آتش و دود است؟
سیدرضا هاشمیزاده/روزنامه نگار
این روزها در حالی که پایتخت و شهرهای مرکزی کشور، روزهای تابستانی خود را با دغدغههای معمول سپری میکنند، نوار ساحلی خلیج فارس و دریای عمان، بحرانی چندلایه را تجربه میکند. از خوزستان و بوشهر گرفته تا سیستان و بلوچستان، و بهویژه استان راهبردی هرمزگان که قلب تپنده و شاهرگ حاکمیتی ایران بر تنگه هرمز است، زیر سنگینترین هجمهها و تجاوزات مکرر ارتش خبیث آمریکا قرار گرفتهاند. صدای انفجارهای مداوم، آرامش شبها و روزهای شرجی جزایر و شهرهای بندری را ربوده و سایه سنگین جنگ را بر زندگی روزمره مردم انداخته است؛ اما گویی این صدای مهیب، تا مرکز کشور طنینانداز نمیشود.
زندگی در جنوب، حتی در امنترین روزها نیز به دلیل اقلیم خاص، دشواریهای خود را دارد. حالا تصویر کنید در این تابستان داغ و شرجی طاقتفرسا، بحران قطعی مکرر برق، کمبود سوخت و تنش آبی نیز به مردم تحمیل شده باشد. در این میان، حملات مکرر متجاوزان به زیرساختها و مناطق ساحلی، پازل این بحران را کامل کرده است.
مردم جانبرکف جنوب و جزایر خلیج فارس، همواره سپر بلای کشور در برابر بیگانگان بودهاند، اما امروز این مرزداران غیورگله مندند. صراحت کلام شهروندان جنوبی این است:”مگر ما جزیی از خاک این مرز و بوم نیستیم؟”

آنها به درستی یادآوری میکنند که چطور در سالهای جنگ تحمیلی یا هر زمان که پایتخت و شهرهای مرکزی با کوچکترین تهدیدی مواجه میشدند، تمام توان رسانهای، لجستیکی و مدیریتی کشور بسیج میشد؛ اما امروز که ترکشهای یک جنگ فرسایشی و تجاوزکارانه به جان اقتصاد و روان مردم جنوب افتاده، نوعی “کرختی و بیتوجهی” در میان مدیران ارشد و لایههای سیاسی مرکزنشین دیده میشود.
جنگ در دریا، فوراً خود را در سفرهی مردم نشان میدهد. بخش قابل توجهی از جمعیت سواحل جنوب، نان خود را مستقیماً از پهنه خلیج فارس و دریای عمان تأمین میکنند. صیادانی که کارشان معاش دریایی بوده، اکنون به دلیل ناامنی خطوط و خطر حملات، ماههاست که بیکار شدهاند. لنجها و کشتیهای کوچک تجاری که بار جابهجا میکردند یا ملوانی میکردند، زمینگیر شده و ممر درآمد هزاران خانواده قطع شده است.
این خسارت اقتصادی، شلاق دیگری است بر پیکر مردمی که پیش از این هم با تورم افسارگسیخته دستوپنجه نرم میکردند. دولت و سیاستگذاران باید بدانند که حمایت از این مردم، صرفاً یک مسأله اخلاقی نیست؛ بلکه یک ضرورت امنیت ملی است. صیاد یا ملوانی که داروندارش را در این جنگ ناخواسته از دست داده، نیازمند “جبران خسارت فوری” و همیاری مسئولان است.
اگر امروز تنگه هرمز به عنوان یک مسأله موجودیتی برای اقتدار ایران حفظ شده، به برکت حضور و ایستادگی همین مردم ساحلنشین است. راز تابآوری این مردم در برابر ترکیبِ جانکاهِ “گرما، بیبرقی، بیآبی، تورم و صدای انفجار”، عشق به وطن و ریشههای عمیق آنها در این خاک است.
اما این تابآوری نباید ابزاری برای بیخیالی مسئولان شود. حکمرانی متمرکز نباید فراموش کند که امنیت خلیج فارس از مسیر رضایت و تامین معیشت مردم هرمزگان، بوشهر، خوزستان و سیستان و بلوچستان میگذرد. اگر قرار است جنوب به عنوان خط مقدم نبرد با تجاوزات آمریکا ایستادگی کند، پشت جبهه (یعنی تهران و اتاقهای تصمیمگیری) باید هرچه سریعتر برای بحران رفاهی، جبران خسارت اقتصادی و بازگرداندن آرامش روان به این مرزداران، آستین بالا بزند. جنوب را تنها نگذارید؛ چرا که قلب ایران در خلیج فارس میتپد.






