راهبردهای مشکل گشا
- شناسه خبر: 22094
- تاریخ و زمان ارسال: 23 خرداد 1405 ساعت 14:32
- منتشرکننده: مدیریت

چارچوبی نوین برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی؛
ابوالفضل محلوجی/کارشناس علوم سیاسی
برای تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، توجه صرف به متغیرهایی مانند موقعیت جغرافیایی، منابع انرژی و توان نظامی کافی نیست. یک لایه پنهان و تعیینکننده نیز وجود دارد: بازی هویتها. نظریه «سازهانگاری» در روابط بینالملل (که الکساندر ونت آن را بسط داده) نشان میدهد کشورها پیش از هر محاسبه عقلانی، ابتدا هویت خود را تعریف میکنند؛ سپس بر اساس آن هویت، «منافع ملی» خود را معنا میبخشند.
جمهوری اسلامی ایران سه لایه هویتی همزمان دارد که گاهی در هماهنگی و گاهی در رقابت با یکدیگر عمل میکنند:
۱. هویت تمدنی-ملی
ایران خود را وارث یکی از کهنترین تمدنهای جهان میداند. این خودآگاهی تمدنی، حساسیت بالایی نسبت به هرگونه تحقیر یا دخالت خارجی ایجاد میکند. برای نمونه، واکنش تهران به اخراج سفیرش از سوی عربستان در سال ۱۳۹۴ (۲۰۱۶ میلادی) فراتر از محاسبات اقتصادی بود و رنگ و بوی صیانت از حیثیت ملی داشت. این هویت باعث میشود ایران در هیچ معادله منطقهای نقشی فرودست نپذیرد.
۲. هویت انقلابی-مذهبی
هویت انقلابی-مذهبی ریشه در انقلاب ۱۳۵۷ دارد. استکبارستیزی، دفاع از آرمان فلسطین و پشتیبانی از جبهه مقاومت از ارکان آن است. این هویت سبب میشود هزینههایی که ایران برای حفظ متحدان استراتژیک خود در سوریه، لبنان، عراق و یمن صرف میکند، نه به عنوان «هزینه» بلکه به عنوان «سرمایهگذاری راهبردی» تلقی شود. از همین دریچه است که تهدیدهای رژیم صهیونیستی برای ایران بسیار جدیتر از زرادخانه هستهای برخی قدرتهای اروپایی (مانند فرانسه و بریتانیا با حدود ۵۰۰ کلاهک) ارزیابی میشود. زیرا آنچه درجه تهدید را تعیین میکند، صرفاً شمار سلاح نیست؛ هویت طرف مقابل و سابقه دشمنی او نیز تعیینکننده است.
۳. هویت توسعهگرا
هویت توسعهگرا بر تبدیل ایران به قطب اقتصادی منطقه، بیاثر کردن تحریمها و بهبود معیشت مردم تأکید دارد. این هویت موجب شده است ایران به پیمانهایی چون بریکس و سازمان همکاری شانگهای بپیوندد، پروژه کریدور شمال-جنوب را دنبال کند و در دورههایی (مانند دولت روحانی و تا حدودی دولت چهاردهم) پای میز مذاکره با قدرتهای غربی بنشیند.
رقابت سه هویت؛ منشأ نوسانهای سیاست خارجی
این سه لایه هویتی همواره هماهنگ نیستند. گاه هویت انقلابی بر لزوم تقابل با آمریکا تأکید میکند، در حالی که هویت توسعهگرا رفع تحریمها را شرط پیشرفت میداند. نتیجه چنین کشمکشی، سیاست خارجی دوگانهای است که از بیرون «غیرقابل پیشبینی» به نظر میرسد. برای نمونه، برجام دستاورد هویت توسعهگرا بود، اما خروج آمریکا از برجام و ترور سردار سلیمانی، وزن هویت انقلابی را افزایش داد. امروز دولت پزشکیان نشاندهنده بازگشت نسبی به تعامل است، اما همچنان درون چارچوب تعریفشده توسط هویت انقلابی حرکت میکند.
چگونه از بازی هویتها به سود منافع ملی عمل کنیم؟
با پذیرش این واقعیت که سه هویت یادشده هیچکدام حذفشدنی نیستند، راهبردهای عملی زیر برای خروج از نوسانهای زیانبار و تبدیل تنوع هویتی به نقطه قوت پیشنهاد میشود:
۱. راهبرد «همپوشانی سازنده»
به جای اینکه هر بار یکی از هویتها بر دیگری غلبه کند (و کشور دچار تغییر جهت ناگهانی شود)، باید پروژههایی تعریف شوند که همزمان دو یا سه هویت را راضی نگه دارند مثال عملی: کریدور شمال-جنوب نه تنها یک پروژه اقتصادی (هویت توسعهگرا) است، بلکه استقلال ایران از مسیرهای تحت سلطه دشمنان (هویت انقلابی) و احیای جایگاه تاریخی جاده ابریشم (هویت تمدنی) را نیز تقویت میکند.
· پیشنهاد سیاستی: اولویت دادن به طرحهایی که دارای «مخرج مشترک هویتی» هستند، مانند توسعه دیپلماسی همسایگی (همراستا با هر سه هویت).
۲. راهبرد «تفکیک عرصهها»
ایران میتواند در عرصههای مختلف سیاست خارجی، هویت غالب متفاوتی داشته باشد بدون اینکه دچار تناقض شود.
· پیشنهاد: در حوزه امنیت و دفاع، هویت انقلابی حاکم باشد (حفظ توان بازدارندگی و متحدان منطقهای). در حوزه اقتصاد و تجارت، هویت توسعهگرا اولویت یابد (جذب سرمایه و فناوری از هر منبعی جز دشمنان قسمخورده). در حوزه دیپلماسی فرهنگی و رسانهای، هویت تمدنی به میدان آید (گسترش زبان فارسی، میراث فرهنگی، گردشگری). این تفکیک مانع از آن میشود که یک شکست در عرصه اقتصادی، کل سیاست خارجی را به سمت تقابل سوق دهد.
۳. راهبرد «زبان هویتی مشترک با همسایگان»
بسیاری از تنشهای ایران با کشورهای منطقه، ریشه در بازنمایی هویتی متفاوت دارد. ایران باید بر وجوه اشتراک هویتی با هر همسایه تأکید کند. با عربستان: تأکید بر هویت مشترک اسلامی (حج، همکاریهای عتبات) به جای رقابت بر سر رهبری جهان عرب.
· با پاکستان و افغانستان: تأکید بر میراث مشترک فارسی و تمدنی.
· با ترکیه: تأکید بر همکاریهای اقتصادی و کریدوری در کنار رقابت تمدنی.
این راهبرد باعث میشود هزینههای هویتی ایران در منطقه کاهش یابد.
.۴ راهبرد «شفافسازی هویت رسمی در اسناد بالادستی»
تا زمانی که سند ملی سیاست خارجی ایران به صراحت نگوید «نسبت سه هویت با یکدیگر چگونه است»، هر دولت بر اساس تفسیر خود عمل خواهد کرد و نوسان ادامه مییابد.
· پیشنهاد: تدوین «سند ملی ژئوپلیتیک هویتی» که مشخص کند در کدام حوزهها هویت انقلابی، در کدام حوزهها هویت توسعهگرا و در کدام حوزهها هویت تمدنی اولویت دارد. این سند از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شود تا دولتها نتوانند به راحتی از آن عبور کنند.
۵. راهبرد «مدیریت توقعات داخلی»
بخشی از نوسانهای سیاست خارجی به خاطر انتظارات متناقض در داخل است. گروههای فشار هویتی (طیف انقلابی و طیف توسعهگرا) باید بپذیرند که هیچکدام به تنهایی نمیتوانند تمام عرصهها را در اختیار بگیرند.
· پیشنهاد: ایجاد «شورای هماهنگی هویتها» متشکل از نمایندگان هر سه جریان هویتی در شورای عالی امنیت ملی، تا تصمیمات کلان سیاست خارجی با اجماع حداقلی گرفته شود.
چرا این راهبردها ضروری هستند؟
عدم وجود این راهبردها تاکنون هزینههای زیر را به ایران تحمیل کرده است:
· اتلاف سرمایههای ملی در پروژههایی که یک دولت شروع کرده و دولت بعدی به دلیل تغییر هویت غالب، متوقف کرده است.
· کاهش اعتبار بینالمللی به دلیل غیرقابل پیشبینی بودن.
· خستگی افکار عمومی داخلی از فراز و نشیبهای مذاکره و تقابل.
با اجرای راهبردهای پیشنهادی، ایران میتواند «چندبعدی بودن هویتی» خود را از یک آسیب به یک فرصت تبدیل کند؛ کشوری که هم در برابر تهدیدها استوار است، هم درهای اقتصاد خود را به روی جهان میگشاید، هم با افتخار تمدنی خود در جهان میدرخشد.
جمعبندی نهایی
سیاست خارجی ایران معلول یک «بازی سهگانه هویتی» است. اما بازی را میتوان مدیریت کرد. راهبردهای پنجگانه فوق نشان میدهد که بدون حذف هیچکدام از هویتها، میتوان مسیری پایدار، پیشبینیپذیر و عزتمندانه برای ایران طراحی کرد. آنچه امروز بیش از هر چیز لازم است، «خروج از دوقطبیسازی هویتی» و حرکت به سوی «همپوشانی هوشمندانه» است.







