هیس!!! تندروها دیگر حق ندارند فریاد بزنند
- شناسه خبر: 22090
- تاریخ و زمان ارسال: 23 خرداد 1405 ساعت 14:28
- منتشرکننده: مدیریت

محمد شاکر اردکانی/دکترای حقوق و تحلیلگر مسائل سیاسی
اگر آنچه از تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا منتشر شده به واقعیت نزدیک باشد، ملت ایران پس از سالها تحریم، تهدید، فشار اقتصادی و نگرانی از جنگ، در آستانه یکی از مهمترین پیچهای تاریخی خود قرار گرفته است.
توقف جنگ، رفع محاصره اقتصادی، آزادسازی منابع مالی بلوکهشده، بازگشت نفت ایران به بازارهای جهانی، کاهش فشار بر معیشت مردم و آغاز مسیری برای حلوفصل اختلافات، موضوعاتی نیست که بتوان به سادگی از کنار آنها گذشت.
اما درست در همین نقطه است که چهرههای آشنا از راه میرسند.
همانها که هر بار بوی توافق به مشام میرسد، آژیر خطر به صدا درمیآورند.
همانها که هر بار روزنهای برای تنشزدایی باز میشود، ناگهان نگران «منافع ملی» میشوند.
همانها که سالها از پشت تریبونهای مختلف سخن گفتند، شعار دادند، هشدار دادند و نسخه پیچیدند؛ اما هرگز حاضر نشدند مسئولیت نتایج سیاستهای مورد علاقه خود را بر عهده بگیرند.
امروز اما یک تفاوت بزرگ وجود دارد.
مردم دیگر حافظه خود را از دست ندادهاند.
مردم به یاد دارند چه کسانی در هر مقطع تاریخی علیه هرگونه توافق فریاد کشیدند.
به یاد دارند چه کسانی مذاکره را خیانت نامیدند.
چه کسانی تحریم را بیاثر خواندند.
چه کسانی فشار اقتصادی را کوچک شمردند.
چه کسانی از پشت میزهای امن و آسوده، مردم را به تحمل بیشتر دعوت کردند.
و چه کسانی هر بار که امکان گشایش اقتصادی فراهم شد، به جای حمایت از منافع ملی، به فکر تسویهحسابهای جناحی افتادند.

اکنون پرسش بزرگ این است:
آیا کسانی که سالها نسخه تشدید تنش را تجویز کردند، حق دارند دوباره برای ملت ایران سخنرانی کنند؟
آیا کسانی که نتیجه سیاستهای مطلوبشان تورم، رکود، کاهش ارزش پول ملی، فرار سرمایه و فشار سنگین بر زندگی مردم بوده است، هنوز طلبکار ملت هستند؟
واقعیت تلخ این است که مردم ایران هزینه بسیاری از این تندرویها را پرداختهاند.
هزینه را کارگر داده است.
هزینه را بازنشسته داده است.
هزینه را تولیدکننده داده است.
هزینه را جوانی داده که آینده خود را در میان بحرانهای بیپایان جستوجو کرده است.
هزینه را مادری داده که هر روز کوچکتر شدن سفره خانوادهاش را دیده است.
و امروز همان کسانی که هیچگاه پاسخگوی این خسارتها نبودهاند، بار دیگر برای مخالفت با گشایش احتمالی صف کشیدهاند.
عجیبتر آنکه در سوی دیگر ماجرا نیز صداهای آشنایی شنیده میشود.
از تلآویو.
از رسانههای اسرائیلی.
از سیاستمدارانی که آشکارا اعلام میکنند توافق احتمالی با ایران به زیان آنهاست.
این یک واقعیت انکارناپذیر است که هر بار مسیر دیپلماسی فعال میشود، هر بار سایه جنگ دور میشود و هر بار امکان کاهش فشار بر مردم ایران فراهم میشود، صدای مخالفت از دو نقطه بلند میشود؛ از جنگطلبان خارجی و از افراطیون داخلی.
ممکن است اهدافشان متفاوت باشد، اما نتیجهای که دنبال میکنند یکی است؛ جلوگیری از آرامش، جلوگیری از گشایش و جلوگیری از خروج کشور از فضای بحران.
البته نقد توافق حق همه است.
هیچ توافقی مقدس نیست و هیچ مذاکرهای نباید از بررسی و نقد مصون بماند.
اما میان نقد مسئولانه و کاسبی از بحران فاصلهای عمیق وجود دارد.
میان دلسوزی برای کشور و اعتیاد سیاسی به تنش تفاوتی آشکار وجود دارد.
امروز ملت ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند عقلانیت، همبستگی و تمرکز بر منافع ملی است.
کشور دیگر تحمل ماجراجوییهای پرهزینه را ندارد.
مردم دیگر توان پرداخت هزینه جنگهای سیاسی و جناحی را ندارند.
و به همین دلیل است که باید یک جمله را با صدای بلند گفت:
هیس!!!
تندروها دیگر حق ندارند فریاد بزنند.
شما سالها فرصت داشتید.
سالها تریبون در اختیار شما بود.
سالها سیاستهای مطلوب خود را تبلیغ کردید.
نتیجه را هم مردم با گوشت و پوست و استخوان لمس کردند.
اکنون اگر راهی برای کاهش تحریمها، تقویت اقتصاد ملی، افزایش رفاه مردم و دور کردن سایه جنگ از سر ایران گشوده شده است، دستکم برای یک بار هم که شده اجازه دهید صدای ملت شنیده شود.
اجازه دهید منافع ملی بر منافع جناحی غلبه کند.
اجازه دهید ایران نفسی تازه کند.
و اجازه دهید آنان که از پایان بحران ناراحتاند، این بار در هیاهوی خود تنها بمانند.







