سفره خالی، دلار گران تحریمها همه چیز را هدف می گیرد
- شناسه خبر: 17102
- تاریخ و زمان ارسال: ۳۰ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۳۷
- منتشرکننده: مدیریت

مونا ربیعیان/مکانیزم «اسنپبک» یا همان بازگشت خودکار تحریمها، سالهاست چون شمشیری آویزان بر سر ایران نگه داشته شده بود؛ حالا اما این شمشیر پایین آمده و بار دیگر اقتصاد و سیاست کشور را در بحرانی تازه فرو برده است. آنچه روی کاغذ به عنوان ابزار «اطمینانبخش» در برجام تعریف شد، امروز به اهرم فشار همهجانبه علیه تهران بدل گشته است. فعالسازی این سازوکار نه یک اتفاق ساده حقوقی، بلکه زلزلهای سیاسی و اقتصادی است که آثارش در زندگی روزمره مردم از قیمت نان تا نرخ ارز خود را نشان خواهد داد.
بازگشت تحریمها و جهش قیمت ارز
یکی از بارزترین اثرات تحریمها، نوسانات شدید قیمت ارز است. محدودیتهای بانکی، قطع ارتباطات مالی با شبکههای بینالمللی و جلوگیری از ورود سرمایههای خارجی باعث میشود نرخ دلار و ارزهای دیگر به صورت ناگهانی جهش کند. این جهش، زنجیرهای از افزایش هزینهها را در پی دارد؛ قیمت کالاهای وارداتی و حتی تولیدات داخلی که وابسته به مواد اولیه خارجی هستند، افزایش مییابد. نتیجه، فشار مستقیم بر سفره مردم و کاهش توان خرید خانوادهها است. افزایش نرخ ارز، بیش از هر چیز به اقشار کمدرآمد و متوسط فشار وارد میکند. این اقشار، درآمد ثابت دارند اما هزینههای زندگی روزانه آنها هر روز بالا میرود. خرید مواد غذایی، دارو، خدمات آموزشی و حمل و نقل همگی در معرض افزایش قیمتهای بیسابقه قرار میگیرند. این روند موجب ایجاد فقر گسترده، کاهش رفاه عمومی و افزایش نابرابری میشود.
محدودیت واردات و کمبود کالاهای اساسی
تحریمها نه تنها قیمتها را بالا میبرند، بلکه دسترسی به کالاهای اساسی و حیاتی را نیز محدود میکنند. از دارو و تجهیزات پزشکی گرفته تا ماشینآلات صنعتی و مواد اولیه کارخانهها، بخش قابل توجهی از نیازهای کشور تحت تأثیر تحریمهاست. محدودیت واردات باعث میشود کالاهای حیاتی در بازار کمیاب شده و قیمت آنها چند برابر افزایش یابد. این کمبود، فشار را به مردم عادی منتقل میکند. خانوادهها مجبورند برای تهیه داروهای ضروری یا حتی مواد غذایی پایه، زمان و پول بیشتری صرف کنند. نتیجه این فشارها، افزایش نارضایتی اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی است؛ مردم میبینند که رفاه و امنیت اقتصادی آنها تحت تأثیر تصمیمات و محدودیتهای بینالمللی قرار گرفته است و هیچ ابزاری برای مقابله با این فشار در اختیار ندارند.

فشار بر صنایع داخلی و اشتغال
تحریمها تنها به سفره مردم محدود نمیشوند؛ بلکه زیرساخت اقتصادی کشور و صنایع داخلی را نیز تحت فشار شدید قرار میدهند. محدودیت در واردات قطعات و تجهیزات، افزایش هزینه تولید و کاهش سرمایهگذاری خارجی، تولیدکنندگان داخلی را با بحران مواجه میکند. بسیاری از کارخانهها یا با کاهش ظرفیت تولید روبهرو میشوند یا فعالیت خود را متوقف میکنند. این فشار مستقیم بر اشتغال و درآمد خانوارها تأثیر میگذارد. کارگران و نیروهای شاغل در صنایع وابسته به واردات یا صادرات، نخستین قربانیان تحریمها هستند. کاهش تولید و افزایش هزینهها، به کاهش حقوق، اخراج نیروی کار و نابودی مشاغل منجر میشود. به عبارت دیگر، تحریمها زنجیرهای از مشکلات اقتصادی را شکل میدهند که هر بخش آن به طور مستقیم روی رفاه مردم و سفره خانوادهها تأثیرگذار است.
اثرات اجتماعی و روانی
پیامد تحریمها تنها اقتصادی نیست؛ تأثیر اجتماعی و روانی آن بر مردم بسیار گسترده است. فشار اقتصادی باعث افزایش استرس و اضطراب در میان خانوارها میشود و در مواردی منجر به افزایش مشکلات اجتماعی، مانند فقر شدید، کاهش دسترسی به آموزش و بهداشت و حتی آسیبهای روانی میشود. نوجوانان و جوانان، که آینده خود را در شرایطی مبهم میبینند، انگیزه و امید خود را از دست میدهند. اعتماد عمومی نیز در معرض خطر است. مردم میبینند که دارایی و رفاه آنها در معرض تصمیمات بینالمللی و سیاستهای خارجی قرار گرفته است و احساس میکنند که هیچ کنترلی بر سرنوشت اقتصادی خود ندارند. این وضعیت باعث فاصله گرفتن مردم از مسئولان و کاهش مشارکت اجتماعی و سیاسی میشود.
راهکارها و توصیهها
برای کاهش اثر تحریمها بر سفره مردم، نیاز به سیاستگذاری داخلی هوشمند و برنامهریزی دقیق اقتصادی است. دولت باید با تقویت تولید داخلی، مدیریت واردات و ایجاد مکانیزمهای حمایتی، فشار اقتصادی را کاهش دهد. سیاستهای پولی و ارزی باید به گونهای طراحی شوند که نوسانات شدید قیمت ارز به زندگی مردم منتقل نشود و دسترسی به کالاهای ضروری برای همه اقشار تضمین شود. همچنین شفافیت و نظارت بر بازارها ضروری است تا رانت و سودجویی از بحران تحریم به حداقل برسد. بدون اقدامات سریع و مؤثر، فشار بر سفره مردم همچنان ادامه خواهد یافت و نارضایتی اجتماعی افزایش خواهد یافت.
تحریمها، فارغ از هر بحث سیاسی و دیپلماتیک، به طور مستقیم زندگی مردم را هدف گرفتهاند. افزایش قیمت کالاها، محدودیت دسترسی به خدمات و کالاهای اساسی، فشار بر صنایع و اشتغال، و کاهش رفاه عمومی، همگی پیامدهای ملموس این محدودیتها هستند. مردم، نه سیاستمداران و نه دیپلماتها، قربانی اصلی این فشارها هستند و دولت موظف است با سیاستهای داخلی و حمایتهای مؤثر، آسیبهای ناشی از تحریمها را کاهش دهد. تحریمها ثابت کردهاند که اقتصاد بدون استقلال و مدیریت داخلی قوی، همیشه در معرض بحران و فشار است و سفره مردم نخستین قربانی آن خواهد بود. بنابراین توجه فوری به راهکارهای داخلی و حمایت از اقشار آسیبپذیر ضروری است تا زندگی روزمره مردم بیش از این در معرض نابودی قرار نگیرد.






