سوم خرداد، مرز میان بقا و نابودی را ترسیم میکند
- شناسه خبر: 21734
- تاریخ و زمان ارسال: 3 خرداد 1405 ساعت 12:17
- منتشرکننده: مدیریت

خرمشهر، از خاکِ رها شده تا ارادهی ماندگار:
زهرا زارع/تاریخ، برخلاف آنچه تصور میشود، صرفاً مجموعهای از وقایع گذشتۀ خاکستری نیست که در کتابها به خاک سپرده شود؛ بلکه جریانی زنده است که هر بار موجی از آن به ساحل امروز ما میرسد، میتواند مسیر حرکتمان را تغییر دهد. وقتی از سوم خرداد سخن میگوییم، تنها از یک تاریخ در تقویم یاد نمیکنیم، بلکه از لحظهای حرف میزنیم که در آن، ارادهی جمعی بر ترس غلبه کرد و مرز میان سکوت و فریاد، میان پذیرشِ اجبار و ایستادگی برای حق، برای همیشه جابهجا شد.
این روز، یادآور آن است که حق، هرچقدر هم که تحت فشار قدرتهای ناعادلانه قرار بگیرد، در نهایت راه خود را به سوی آگاهی پیدا میکند. در قلب این ایستادگی، شکوهِ بازپسگیری خرمشهر میتپد؛ شهری که نه تنها یک نقطه بر روی نقشه، بلکه نمادی از رنج، مقاومت و در نهایت پیروزیِ ملموسِ خون بر آهن بود. خرمشهر در آن روزهای سخت، به ما آموخت که خاکِ میهن، وقتی با خونِ آگاهِ مردم آبیاری شود، هرگز تسلیمِ اشغالگران نمیشود و آزادی، چیزی نیست که به کسی بخشیده شود، بلکه حقی است که باید با تمام وجود از آن دفاع کرد. همانگونه که در سوم خرداد، خرمشهر از بندِ اشغال رها شد و دوباره نفس کشید، امروز نیز جهان در میانهی طوفانهای سیاسی و نظامی پیچیدهای است که مفهوم «دفاع» را از یک معنای صرفاً نظامی به معنایی بسیار گستردهتر و عمیقتر ارتقا یافته است.
امروز که مرزهای جغرافیایی تحت فشار هستند و تهدیدها از هر سو میتابند، دفاع از میهن در عصر حاضر، دیگر فقط نگهبانی از مرزهای خاکی نیست؛ بلکه دفاع از کرامت، از استقلال در تصمیمگیری، از روایتهای صادقانه در برابر هجمههای اطلاعاتی و از حفظ هویت ملی در برابر موجهای جهانیسازیِ بیروح است. هر بار که ملتی در برابر دیکته شدنِ خواستههای بیگانگان سر خم نمیکند، در واقع در حال بازآفرینی همان روحِ سوم خردادی است که خرمشهر را از چنگال دشمن بازپس گرفت.

ما امروز در وضعیتی قرار داریم که مرز میان امنیت و ناامنی، میان پیشرفت و عقبماندگی، بسیار باریک شده است. در این میان، یادآوری سوم خرداد به ما میآموزد که هیچ قدرتی، هرچقدر هم که مسلح و مجهز باشد، نمیتواند بر ارادهای که بر پایهی حق و آگاهی بنا شده، پیروز شود. جنگهای امروز، چه آنهایی که با گلوله و بمب در جریاناند و چه آنهایی که با جنگهای نرم و اقتصادی پیش میروند، همگی بر یک اصل استوارند: آزمایشِ میزان پایداری یک ملت. اگر در آن روزهای تاریخی، ایستادگی به معنای حضور در جبههها برای بازپسگیریِ خیابانهای خرمشهر بود، امروز ایستادگی به معنای تسلط بر دانش، پایداری در برابر تحریمها و حفظ انسجام اجتماعی در برابر تفرقهافکنیهاست. دفاع از میهن، در واقع دفاع از آیندهی فرزندانمان است؛ دفاع از این ایده که ما میتوانیم خودمان تعیینکننده سرنوشت خویش باشیم. وقتی به تاریخ نگاه میکنیم، میبینیم که همیشه در لحظات بحرانی، کسانی برنده شدهاند که توانستهاند میان «آنچه هست» و «آنچه باید باشد» تمایز قائل شوند. سوم خرداد نیز از این دست لحظات است؛ لحظهای که به ما یادآوری کرد که سکوت در برابر بیعدالتی، خود نوعی همدستی با بیعدالتی است.
امروز نیز، در حالی که جهان درگیر آشوبهای ناشی از تضاد منافع قدرتهاست، ما نیاز داریم که از این درسِ تاریخی استفاده کنیم. دفاع از میهن، یک شعار نیست، بلکه یک تمرین روزانه برای مسئولیتپذیری است؛ از دانشآموزی که با پشتکار درس میخواند تا پژوهشگری که برای حل مشکلات کشور تلاش میکند و تا هر شهروندی که در برابر بیعدالتی و تضعیف امنیت ملی، نه نمیگوید. ما باید بدانیم که امنیتِ امروز ما، محصولِ پیوند میان اقتدار نظامی و اقتدار علمی و اجتماعی است. اگر میخواهیم از میراث سوم خرداد درس بگیریم، نباید تنها به گریه بر گذشته یا ستایش بیچون و چرای آن بسنده کنیم، بلکه باید بپرسیم: امروز، در این لحظهی حساس از تاریخ، ما چگونه میتوانیم سدِ مقابلِ نیروهای ویرانگر باشیم؟ چگونه میتوانیم در برابر موجهای جدیدی از جنگهای ترکیبی، از خاک و از ارزشهای خود دفاع کنیم؟
پاسخ در همین پیوستگی نهفته است؛ در درک این مطلب که تاریخ، یک خط مستقیم نیست، بلکه چرخهای از آزمونهاست. هر نسل، آزمونِ خود را دارد. آزمونِ سوم خرداد، آزمونِ اراده و بازپسگیریِ خاک بود؛ اما آزمونِ امروز ما، آزمونِ هوشمندی، پایداری و اتحاد در برابر تهدیدهای چندجانبه است.
در اخر، باید دانست که میهن تنها یک سرزمین نیست، بلکه مجموعهای از رویاها، یادمانها و ارادههای جمعی است که ما را از یکدیگر متمایز میکند. وقتی از دفاع از میهن سخن میگوییم، از دفاع از همین پیوندِ نامرئی سخن میگوییم که ما را به هم و به تاریخمان متصل میکند. سوم خرداد، پلی است که از گذشته به امروز میرسد تا به ما بگوید که ایستادگی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای بقاست. بیایید با نگاهی به عقب، خود را برای رویارویی با چالشهای پیش رو آماده کنیم؛ نه با ترس، بلکه با همان آگاهی و عزتی که در روزهای سختِ تاریخ، همواره همراه با حق بوده است. تنها در این صورت است که میتوانیم ادعا کنیم که ما همسنگِ گذشتگان خویش هستیم و راه آنها را در دنیای جدید، با ابزارهای جدید اما با همان قلبِ استوار، ادامه میدهیم.






