قانون تعرفه با مطالبات پرستاران متناسب نیست
- شناسه خبر: 24446
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۳۶
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش «بشارت نو» از چالشهای صنفی پرستاران به مناسبت روز پرستار:
زهرا زارع/در روزگاری که نبض حیات در بیمارستانها و مراکز درمانی با دستان پرمهر و تلاشهای شبانهروزی پرستاران میتپد، راهروهای سفیدپوش بیمارستانها گواه داستان پرغصهای است که سالهاست در میان اوراق نظام سلامت کشور ورق میخورد؛ داستانی که از یک سو با ایثار، فداکاری و نجات جان انسانها گره خورده و از سوی دیگر، در چنبره دغدغههای معیشتی، مطالبات برزمینمانده، شیفتهای فشرده و فشارهای روحی و روانی فرساینده گرفتار شده است. حرفه پرستاری که از دیرباز به عنوان یکی از مقدسترین و انسانیترین مشاغل شناخته میشود، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاهی عمیق، واقعبینانه و ساختاری است تا بتواند از بحرانهای انباشتهشده عبور کند.
بررسی وضعیت کنونی جامعه پرستاری، از میزان حقوق و دستمزدها گرفته تا پدیده نگرانکننده کوچ نیروها از بخش دولتی به خصوصی، چالشهای تعرفهگذاری، مهاجرت به خارج از کشور و وعدههای متوالی مسئولان، تصویری چندبعدی و تکاندهنده از واقعیتهای میدانی این حرفه به نمایش میگذارد که نیازمند بازخوانی دقیق، بدون تعارف و همهجانبه است تا مشخص شود مدافعان خط مقدم سلامت در چه نقطهای از معیشت و انگیزه ایستادهاند و مسئولان و مدیران صنفی چه پاسخها و وعدههایی برای التیام این زخمهای کهنه داشتهاند.
ریشه بسیاری از نارضایتیهای عمیق پرستاران را باید پیش از هر چیز در ناهماهنگی معنادار میان تورم فزاینده جامعه و دریافتیهای ناچیز این قشر جستجو کرد؛ جایی که خط فقر و هزینههای سرسامآور زندگی با مبالغ درجشده در فیشهای حقوقی کادر درمان فاصلهای نجومی پیدا کرده است. پرستاری که ساعتها بر بالین بیمار میایستد، با استرسهای ناشی از وضعیت بحرانی بیماران دستوپنجه نرم میکند و سلامت جسم و روان خود را در معرض انواع آسیبها و بیماریها قرار میدهد، در پایان ماه با حقوقی روبهرو میشود که به سختی پاسخگوی هزینههای اولیه زندگی است. این وضعیت اقتصادی نابسامان باعث شده است که بخش بزرگی از بدنه پرستاری کشور، به ویژه نیروهای جوانتر و تازهکار، انگیزه خود را برای ادامه کار با این شرایط از دست بدهند. در این میان، مسئله اضافهکارهای اجباری با مبالغ بسیار پایین و تحقیرآمیز، یکی از اصلیترین نقاط آتشین اعتراضات صنفی بوده است. بسیاری از پرستاران ناچارند برای جبران بخشی از هزینههای زندگی، شیفتهای متوالی و طاقتفرسایی را تحمل کنند که فرسودگی شغلی شدید را به همراه دارد. مدیران و مسئولان صنفی و وزارتخانهای بارها در اظهارات خود به این مشکلات اذعان کردهاند و بر لزوم اصلاح فرمولهای پرداخت اضافهکار و ترمیم دستمزدها تأکید نمودهاند، اما به اعتراف بسیاری از فعالان صنفی، این قبیل سخنان تا زمانی که به صورت ملموس و عینی در فیشهای حقوقی نمایان نشود، تنها حکم مرهمی موقتی را دارد که دردی را دوا نمیکند.

در کنار موضوع حقوق پایه، موضوع اجرای قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری به یکی از پرماجراترین پروندههای نظام سلامت تبدیل شده است. قانون تعرفهگذاری که پس از سالها انتظار و پیگیری طولانیمدت جامعه پرستاری به تصویب رسید، از همان ابتدا با چالشهای فراوانی در زمینه نحوه محاسبه، ضرایب تخصیص و تاخیرهای طولانی در پرداخت مواجه شد. پرستاران بارها گلایه کردهاند که مبالغ واریزی تحت عنوان تعرفه، با حجم کار سنگین و انتظارات اولیه از این قانون تناسبی ندارد. در همین راستا، مقاماتی همچون احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در مناسبتهایی نظیر آیینهای روز پرستار و در دیدار با نمایندگان این قشر، به پیگیری مطالبات و چالشهای موجود اشاره کرده و از اقداماتی نظیر ابلاغ احکام تعرفهگذاری خدمات پرستاری در بخش تأمین اجتماعی خبر دادهاند؛ ابلاغهایی که بنا بر اعلام مسئولان قرار شده از آبانماه اعمال شده و پرداختیهای آن از آذرماه آغاز گردد. همچنین وعده برگزاری آزمونهای استخدامی برای جذب چند هزار نیروی جدید کادر درمان و پرستار از دیگر راهکارهایی است که دولت و وزارتخانههای مربوطه برای کاهش فشار کمبود نیرو مطرح کردهاند، اما مدیران خانههای پرستار و نمایندگان صنفی همواره با نگاهی تردیدآمیز به این وعدهها مینگرند و یادآور میشوند که جذب چند هزار نیرو در مقایسه با کمبود کلان و سراسری پرستار در بیمارستانهای کشور، گویی قطرهای در برابر دریاست و نمیتواند شکاف عمیق موجود را پر کند.
یکی از پیامدهای مستقیم و نگرانکننده این نارضایتیهای معیشتی و فشارهای کاری، پدیده رو به رشد مهاجرت نیروها و کوچ پرستاران از بیمارستانهای دولتی به سمت بیمارستانهای خصوصی یا مهاجرت به خارج از کشور است. بیمارستانهای دولتی که به عنوان ستون فقرات ارائه خدمات درمانی به اقشار متوسط و ضعیف جامعه عمل میکنند، امروزه با بحران جدی خروج پرستاران باسابقه، متخصص و توانمند روبهرو هستند. پرستاران باتجربه به دلیل شرایط کاری سختتر، عدم تناسب دستمزدها و فشارهای روانی بالا در بخش دولتی، ترجیح میدهند شانس خود را در بیمارستانهای خصوصی امتحان کنند؛ جایی که اگرچه آن نیز با ایدهآلها فاصله دارد، اما به دلیل پرداختهای نسبتاً بهتر یا ساختار منظمتر، جذابیت بیشتری دارد. در سطحی کلانتر، رویای مهاجرت به کشورهای حوزه خلیج فارس، اروپا، کانادا و ایالات متحده آمریکا به یکی از دغدغههای جدی و فراگیر در میان فارغالتحصیلان رشته پرستاری تبدیل شده است. کشورهای مقصد با ارائه حقوقهای بالا، مزایای رفاهی مناسب، ساعت کاری استاندارد و احترام حرفهای، فرش قرمز پهن کردهاند و پرستاران آموزشدیده ایرانی که سرمایههای ارزشمند نظام سلامت کشور محسوب میشوند، با دریافت گواهیهای بینالمللی زبان و مهارت، یکی پس از دیگری چمدانهای خود را میبندند. نمایندگان سازمان نظام پرستاری و کارشناسان حوزه سلامت بارها هشدار دادهاند که اگر روند فعلی اصلاح نشود، نظام درمان کشور در آیندهای نه چندان دور با کمبود فاجعهبار نیروی انسانی متخصصی مواجه خواهد شد که هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد و این زنگ خطری جدی برای امنیت بهداشتی جامعه است.
در سطح کلانتر مدیریت و سیاستگذاری، نقلقولها و سخنان مدیران و مسئولان حوزه سلامت همواره بازتابدهنده دو نگاه متفاوت بوده است؛ از یک سو، مقامات اجرایی و دولتی با اشاره به محدودیتهای بودجهای دولت، کسری اعتبارات سازمانهای بیمهگر و موانع قانونی، از تلاشهای شبانهروزی برای بهبود شرایط سخن میگویند و بر این نکته پافشاری میکنند که دولت تمام تلاش خود را برای پرداخت مطالبات، تسریع در روند اجرای تعرفهها و افزایش ظرفیتهای استخدام به کار بسته است. از سوی دیگر، اعضای شورای عالی نظام پرستاری و فعالان صنفی با انتقاد صریح از نگاه فرمایشی و شعاری به مسائل حوزه درمان، بر این باورند که تا زمانی که نگاه درآمدی و هزینهای به سلامت حاکم باشد و پرستار به عنوان نیروی ارزانقیمت در سیستم دیده شود، هیچ تحول مثبتی رخ نخواهد داد. مدیران صنفی با استناد به گزارشهای میدانی و اعتراضات مکرر پرستاران در شهرهای مختلف، تأکید میکنند که وعدههای دادهشده از سوی مسئولان، به دلیل فرآیندهای اداری طولانی و تورم رو به رشد، اثرگذاری خود را پیش از اجرا از دست میدهند و کادر درمان دیگر رمقی برای اعتماد به وعدههای آینده ندارد. این تضاد میان روایت رسمی مسئولان و واقعیت عینی فیشهای حقوقی و راهروهای شلوغ بیمارستانها، شکاف میان بدنه پرستاری و مدیریت کلان نظام سلامت را عمیقتر کرده است.
علاوه بر تمامی این مباحث، نگاهی به میزان علاقه و انگیزه نسل جوان برای ورود به این حرفه نشان میدهد که چالشهای موجود، بازتاب منفی شدیدی بر جذابیت تحصیلی و شغلی رشته پرستاری گذاشته است. جوانانی که روزگاری با شور و شوق فراوان و با هدف خدمت به همنوعان قدم به دانشکدههای پرستاری میگذاشتند، امروزه با آگاهی از واقعیتهای تلخ بازار کار، دغدغههای معیشتی، شیفتهای شبانه فرساینده و بیتوجهیهای اداری، با تردیدهای جدی برای انتخاب این مسیر روبهرو هستند. کاهش انگیزه تحصیلی در میان دانشجویان پرستاری و افزایش تمایل به تغییر رشته یا انصراف از کار بالینی، پیامی هشداردهنده برای آینده سلامت کشور است؛ چرا که چرخه درمان بدون حضور پرانگیزه، بااستعداد و آرامشخاطر پرستاران جوان دوام نخواهد آورد و استمرار شرایط کنونی میتواند کیفیت خدماترسانی در بیمارستانها را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و سلامت آحاد جامعه را به مخاطره اندازد.
در نهایت و به عنوان جمعبندی این بررسی همهجانبه، وضعیت کنونی جامعه پرستاری در آستانه مناسبتهای گوناگون و روز پرستار، بیش از هر چیز نیازمند گذر از مرحله شعار، وعدههای مقطعی و جلسات فرمایشی، و ورود به فاز تصمیمگیریهای قاطع ساختاری است. حرفهای که با چنین بار سنگینی از مسئولیت انسانی، فداکاری در خط مقدم حوادث و بحرانها، و استرسهای جانکاه بالینی اداره میشود، سزاوار برخورداری از امنیش شغلی پایدار، حقوق و دستمزد متناسب با تورم واقعی، اجرای کامل و بیقید و شرط قوانین حمایتی نظیر تعرفهگذاری عادلانه، و حذف اضافهکارهای اجباری تحقیرآمیز است. تنها با اصلاح ریشهای ساختار پرداختها، توجه واقعی به مطالبات صنفی از سوی وزارتخانهها و مدیران ارشد، و ایجاد بستری مناسب برای حفظ نیروهای باتجربه در بیمارستانهای دولتی و جلوگیری از مهاجرت بیرویه است که میتوان امید داشت چراغ خدمت در مراکز درمانی با دستان پرمهر پرستاران و با آرامش خاطر و انگیزه واقعی روشن بماند و جامعه سلامت کشور از ورطه بحرانهای پیشرو با سرافرازی عبور کند.







