پارادوکس رسانه ملی؛ چرا صداوسیما در بحرانها علیه منافع ملی عمل میکند؟
- شناسه خبر: 22960
- تاریخ و زمان ارسال: 7 مرداد 1405 ساعت 12:04
- منتشرکننده: مدیریت

میثم درستی/در هنگامه جنگ و بحرانهای هستهای، رسانه صرفا یک پیامرسان ساده برای انتقال اخبار نیست؛ بلکه خط مقدم جنگ روایتها و رکن رکین مدیریت افکار عمومی است. در چنین شرایط حساس، انسجام ملی و تابآوری اجتماعی بیش از هر زمان دیگری به کنشگری حرفهای و هوشمندانه رسانه گره خورده است. با اینهمه، وقتی به کارنامه عملکردی صداوسیما در مقاطع حساس و بحرانی مینگریم، با یک پرسش بنیادی و تکاندهنده مواجه میشویم: آیا رسانهای که وظیفه دارد تکیهگاه روانی جامعه و بازوی اطلاعاتی نظام باشد، خود به عاملی برای ایجاد تنش، پراکندگی و تضعیف سرمایههای اجتماعی تبدیل نشده است؟ برای آنکه صداوسیما از وضعیت فعلی و بنبستهای موجود خارج شده و به مدار واقعی منافع ملی بازگردد، باید چهار ضرورت غیرقابلانکار و بنیادین را در دستور کار فوری خود قرار دهد.
نخستین و حیاتیترین اقتضا، رعایت توازن میان سرعت در انتشار و دقت در روایت است. تجربه تاریخی نشان داده است که در فضای پرالتهاب جنگی و عملیاتهای ترکیبی، هر ثانیه تأخیر در انتشار حقیقت یا هر روایت مبهم و دوپهلو، میدانی فراخ برای جولان شایعات و نفوذ پروپاگانداهای دشمن میگشاید. انتشار اخبار ضدونقیض یا ارائه اطلاعاتی که با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد، نهتنها اعتماد مخاطب داخلی را هدف میگیرد، بلکه به هراس عمومی و بیثباتی در لایههای مختلف جامعه دامن میزند. رسانه ملی باید این اصل بدیهی را بپذیرد که صداقت و شفافیت، تنها راه ماندگار برای کسب اعتماد است؛ حتی اگر آن خبر، تلخ و ناگوار باشد. پنهانکاری یا کندی مفرط در روایتگری، مخاطب را به سوی رسانههای بیگانه و پناهگاههای اطلاعاتی غیررسمی سوق میدهد و این دقیقاً همان نقطهآسیبی است که امنیت ملی از درون دچار آن میشود.
دومین اقتضا، صیانت از مرجعیت خبری در عصر کثرت است. ما امروزه در دوران انفجار اطلاعات زندگی میکنیم که در آن شبکههای برونمرزی و منابع غیررسمی با تمام توان برای تسخیر ذهن مخاطب ایرانی صفآرایی کردهاند. وقتی صداوسیما با رفتاری غیرحرفهای، یا از طریق سکوت و یا از طریق ارائه تحلیلهای ضعیف، میدان را به نفع رسانههای معاند و برانداز خالی میکند، در واقع ناخواسته به تقویت روایتهای دشمن کمک کرده است. برای بازپسگیری این جایگاه استراتژیک، پرهیز از اغراقهای مبالغهآمیز و فاصله گرفتن از پروپاگاندای صرف، ضرورتی حیاتی است. جامعهای که واقعیت صریح را از رسانه ملی نشنود، ناچار است آن را از دیگران جستجو کند؛ حتی اگر آن دیگری، دشمن اصلی این سرزمین باشد.
سومین مؤلفه، عبور از شعارزدگی تهی به سوی واقعنمایی امیدوارانه است. رسانه ملی نباید میان دو لبه تیز ترسآفرینی و انکار واقعیت گرفتار شود. ایجاد فضایی که جامعه را در اضطراب و ناامیدی دائمی نگه دارد، خیانت به امنیت روانی ملت است؛ چنانکه تصویرسازیهای غیرواقعی و خوشبینانه و دور از واقعیت نیز باعث از بین رفتن اعتبار رسانه و بیاعتمادی مردم میشود. رسانه ملی باید بلندگوی همه شهروندان باشد؛ صدای دولت، نهادهای نظامی، کادر درمان و مردم عادی را یکجا بازتاب دهد تا تصویری درست از همدلی ملی ساخته شود. امید، محصول دیدن واقعیتهای سخت و گذشتن از آنهاست، نه ناشی از پنهان کردن دشواریها و نادیده گرفتن بحرانها.
چهارمین اقتضا، تبدیل شدن به یک آموزشگر ملی و کاربردی است. در اوج بحران، مردم بیش از هر چیز به آموزشهای ملموس و کاربردی نیاز دارند؛ از مدیریت استرس و کنترل هیجانات گرفته تا شیوههای کمکهای اولیه و حفظ ایمنی در شرایط خاص. صداوسیما ظرفیتهای بینظیری برای این کار دارد که متأسفانه در لایههایی از برنامههای کماثر و روتین مدفون شده است. تولید محتوای کوتاه، دقیق و مبتنی بر نیازهای واقعی مردم، میتواند جامعه را در مواجهه با بحرانهای ناگهانی، رویینتن و تابآور کند.
در نهایت باید با صراحت گفت که عملکرد صداوسیما زمانی ملی معنا مییابد که وحدتآفرین باشد، نه تفرقهافکن. اگر این رسانه به جای تمرکز بر منافع عالیه کشور، به تریبونی برای تخریب دولت، حاشیهسازی برای تیمهای مذاکرهکننده یا تسویهحسابهای جناحی با بخشهای مختلف نظام تبدیل شود، مستقیماً علیه امنیت ملی عمل کرده است. وقتی نهادی که با بودجه بیتالمال اداره میشود، بهجای تقویت سرمایه اجتماعی، مشغول فرسایش اعتماد عمومی باشد، باید از خود بپرسد که آیا هنوز در مسیر رسالت اصلی خود گام برمیدارد؟
ادامه این روند، یعنی تبدیل شدن رسانه ملی به بخشی از مشکل، نه بخشی از راهکار. اگر هدف، حفظ حاکمیت و عبور از گردنههای سخت تاریخی است، صداوسیما باید پیش از آنکه اعتماد عمومی برای همیشه از دست برود، فرمان را به سمت اخلاق حرفهای و مسئولیتپذیری ملی بچرخاند. جامعه مضطرب و در عین حال هوشمند امروز، تفاوت میان خبر راستین و تخریب سیاسی را بهخوبی درک میکند. صداوسیما تنها زمانی میتواند خود را رسانه ملی بنامد که در روزهای سخت، دست مردم را بگیرد، نه اینکه با رفتارهای جناحی، بر آلام آنها بیفزاید. وقت آن است که این سازمان، مسئولیت تاریخی خود را درک کند؛ چرا که امنیت ملی، بازیچه دعواهای رسانهای نیست و خسران ناشی از بیاعتمادی مردم، هزینهای است که به هیچ قیمتی قابل جبران نخواهد بود.







