پیروزی درون حزبی عبدالسید؛ چالشی برای سیاست خارجی ترامپ
- شناسه خبر: 23108
- تاریخ و زمان ارسال: 18 مرداد 1405 ساعت 13:20
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» از اندیشههای متفاوت عبدل السید گزارش میدهد:
سیدمحسن میرحسینی/عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه یزد
مقدمه
«عبدل السید» نامزد انتخابات مقدماتی حزب دموکرات آمریکا برای مجلس سنا در ایالت میشیگان نخستین مسلمان پیروز است که نامزد نهایی این حزب برای یکی از دو کرسی این ایالت در مجلس سنای آمریکا شد. السید که پزشکی از خانواده ای مهاجر مصری است موفق شد با پیروزی خود، در این انتخابات میاندورهای، پایگاه رأیی جدی برای چپهای مترقی در غرب میانه آمریکا ایجاد کند. واقعه ای که درنوع خود و در تاریخ این منطقه از آمریکا بی نظیر است. جمهوریخواهان هم اینک 53 کرسی در مجلس سنا دارند و دموکراتها به دنبال برخی از ایالتهای قرمز هستند تا 4 کرسی مورد نیاز برای کسب اکثریت را از آن خود کنند. اما دموکراتها همچنین باید از کرسیهای چندین ایالت مهم، از جمله جورجیا و میشیگان، دفاع کنند. جمهوری خواهان به نمایندگان مترقی حزب دموکرات مانند عبدل السید را که مواضع منتقدانه جدی نسبت به اسرائیل و مداخلات آمریکا در جهان دارند، برچسب سوسیالیست و حتی کمونیست زده و تلاش دارند افکار عمومی آمریکا به ویژه قشر محافظه کار را علیه آنها بسیج کنند. محور اصلی تبلیغات انتخاباتی السید، شعار «بیمه درمانی برای همه»، محکوم کردن ورود پول لابیگران در سیاست آمریکا و انتقاد از نماینده سابق سنای میشیگان به دلیل حمایت از کمک به اسرائیل، بود.
اندیشه های متفاوت عبدل السید
عبدل السید را میتوان یک سیاستمدار ترقیخواه چپگرا در حزب دموکرات دانست که اندیشه سیاسیاش بر سه محور اصلی عدالت اجتماعی در داخل، مهار نفوذ پول در سیاست، و بازنگری جدی در سیاست آمریکا نسبت به اسرائیل و غزه میچرخد. عبدل منتقد جدی پولهای کلان، شرکتهای بزرگ و لابیهای سیاسی مثل آیپک است و این را بخشی از مشکل ساختاری سیاست آمریکا میداند و به جریان برنی سندرز نزدیک دانسته میشود و پیروزیاش بهعنوان نشانهای از قدرتگیری این جناح تفسیر شده است.نقطه اوج اندیشه السید در انتقاد صریح سیاستهای اسرائیل تجلی می گردد. وی جنگ غزه را «نسلکشی» توصیف کرده و خواستار قطع کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل شده است. در اندیشه او، مسئله فلسطین فقط یک موضوع خارجی نیست؛ بلکه به اخلاق سیاست، عدالت، و نقش پول و لابی در تصمیمگیری آمریکا گره خورده است.
آنچه السید را متمایز میکند این است که او سیاست خارجی را از قالب سنتی «حمایت بیچونوچرا از اسرائیل» بیرون برده و آن را به نفع هزینههای داخلی، حقوق بشر، و دموکراسی اقتصادی متمایل می کند که برای رأیدهندگان عربتبار، مسلمان، و بخشی از دموکراتهای ناراضی از تشکیلات سنتی جذاب می باشد. اندیشه السید ترکیبی است از سوسیالدموکراسی آمریکایی، ضدلابیگری، و نقد رادیکال سیاست اسرائیل در غزه و همین ترکیب او را هم به چهرهای اثرگذار در جناح ترقیخواه و هم به یک چالش جدی برای بدنه سنتی حزب دموکرات تبدیل کرده است
اثر پیروزی عبدل السید بر سیاست داخلی آمریکا
این پیروزی بهعنوان نشانهای از تغییر چهره حزب دموکرات دیده میشود؛ یعنی قدرتگیری نسل جدیدی از سیاستمداران مترقی که روی موضوعهایی مثل عدالت اقتصادی، بهداشت، مسکن و همچنین سیاست خارجی انتقادیتر تمرکز دارند. بنظر می رسد نتیجه این رقابت برای بدنه اصلی حزب دموکرات و گروههای مالی حامی آن هم یک شکست نمادین بوده است.
تأثیر پیروزی عبدل السید بر روابط خارجی آمریکا با ایران
در تأثیر احتمالی عبدل در رابطه آمریکا و ایران نمی توان غلو نمود همچنان که در خصوص پیروزی زهران ممدانی بعنوان شهردار نیویورک هم آنرا مشاهده کردیم می تواند اثر غیرمستقیم و نه تعیینکننده داشته باشد. اگر السید و همفکرانش در کنگره نفوذ بیشتری پیدا کنند، ممکن است فضای سیاسی آمریکا کمی از رویکردهای تند و یکجانبه فاصله بگیرد و امکان بحث درباره کاهش تنش یا بازنگری در سیاستهای منطقهای بیشتر شود، اما سیاست رسمی واشنگتن همچنان عمدتاً در دست کاخ سفید، رهبری اکثریت کنگره و ملاحظات امنیتی گستردهتر خواهد بود.
مهمترین چالش های پیروزی احتمالی عبدل السید برای دولت ترامپ
بنظر می رسد چالشهای اصلی پیروزی عبدل السید برای ترامپ بیشتر از جنس سیاسی و نمادین باشد تا صرفاً انتخاباتی. پیروزی السید میتواند نشان دهد درون حزب دموکرات، جریان ترقیخواه و منتقد اسرائیل در حال تقویت است؛ چیزی که برای ترامپ و متحدانش هم در سطح پیامرسانی و هم در سطح بسیج پایگاه محافظهکارانه حساسیتزا است. بطور خلاصه می توان چالش های احتمالی نمایندگی وی از ایالت میشیگان در مجلس سنا را موارد ذیل دانست:
افزایش نفوذ جریان ترقیخواه: السید نماینده گرایش چپگرای حزب دموکرات است و پیروزی او نشانهای از جابهجایی وزن درون حزب بهسوی چهرههای رادیکالتر تلقی میشود.
– تقویت جناح منتقد اسرائیل و تضعیف آیپک: السید از منتقدان جدی سیاستهای اسرائیل و نفوذ لابیهای حامی اسرائیل است و همین موضوع میتواند برای ترامپ، که معمولاً از حمایت راستگرایان و حامیان سرسخت اسرائیل بهره میبرد، یک محور حمله و دفاع سیاسی شود.
– جذب رأیدهندگان عربتبار و مسلمان: اگر السید بتواند این گروهها را بیشتر بسیج کند، این میتواند الگوی رأیگیری در ایالتهای چرخشی مثل میشیگان را تغییر دهد و برای جمهوریخواهان خبر نگرانکنندهای باشد.
– تقویت پایگاه دموکرات ها در ایالت چرخشی میشیگان
برای ترامپ، خطر فوریتر از خود السید این است که او بتواند در میشیگان هم پایگاه دموکراتها را منسجم کند و هم شکافهای سیاسی درباره غزه، اسرائیل، خدمات درمانی و هزینه زندگی را بهنفع دموکراتها برجسته کند.

تفاوت اصلی السید با دموکراتهای سنتی
تفاوت اصلی السید با دموکراتهای سنتی این است که او از حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل فاصله میگیرد و سیاست آمریکا را بیشتر از زاویه عدالت اجتماعی، هزینههای داخلی، و حقوق فلسطینیها میبیند. در مقابل، بخش سنتی حزب دموکرات معمولاً تلاش کرده میان حمایت از اسرائیل، حفظ ائتلاف با لابیهای قدرتمند، و انتقاد محدود از دولت اسرائیل تعادل برقرار کند. از سوی دیگر زبان سیاسی عبدل السید تندتر از سایر دموکرات ها بوده و جنگ غزه را «نسلکشی» میخواند و ادامه کمک نظامی آمریکا به اسرائیل را رد میکند که این موضوع فراتر از لحن احتیاطآمیز بسیاری از دموکراتهای جریان اصلی است چرا که وی نفوذ لابی آیپک را صریحاً هدف می دهدعلاوه بر این السید بیشتر اولویت را به سیاست داخلی مانند هزینه های درمان و هزینه کرد مالیات مردم در خود ایالت میشیگان می دهد . از سوی دیگر وی به جناح ترقیخواه و جریان برنی سندرز و چپ حزب دموکرات نزدیک دانسته میشود، در حالی که استراتژی سنتی حزب بیشتر بر ائتلافسازی میانهرو و پرهیز از شکاف با حامیان پرو-اسرائیل تکیه دارد. السید از حمایت مشروط اما پایدار به سمت بازتعریف رابطه آمریکا و اسرائیل حرکت میکند؛ یعنی کمک نظامی و سیاسی را نه پیشفرض، بلکه موضوع مذاکره و ارزیابی اخلاقی میداند. همین تفاوت او را هم برای جناح ترقیخواه جذاب و برای دموکراتهای سنتی و متحدانشان در سیاست خارجی چالشبرانگیز می کند.
بنابر گزارش ها آیپک و گروههای نزدیک به آن برای شکست السید حدود ۳۰ میلیون دلار هزینه کرده اند ولی در نهایت نتوانستند مانع پیروزی او شوندو در این راستا آیپک عملاً با حمایت مالی از رقیب السید موضع خود را نشان داده بود و این امر شکست کمسابقه آیپک و نشانهای از تضعیف نفوذ آن در بخشی از بدنه دموکراتها توصیف می شود.و این در حالی است که السید کمکهای نظامی بیقیدوشرط به اسرائیل را رد کرده و جنگ غزه را «نسلکشی خوانده است.
سناریوهای محتمل برای آینده کاری السید
برای آینده عبدل السید سه سناریوی محتمل به شرح زیر می توان در نظر گرفت:
الف- پیروزی و ورود به سنا
اگر عبدل السید واقعاً وارد سنا شود، این یک نشانه مهم از قدرتگیری جناح مترقی در حزب دموکرات است و میتواند صدای مخالفان جنگ، تحریم و حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل را در کنگره بلندتر کند. در این حالت، او شاید نتواند بهتنهایی سیاست واشنگتن را عوض کند، اما میتواند در بحثهای مربوط به ایران، فشار سیاسی برای احتیاط بیشتر و کاهش تنش را افزایش دهد.
ب- شکست در رقابت نهایی
اگر السید در رقابت نهایی ببازد، اثر سیاسی او بیشتر نمادین میماند: یعنی نشان میدهد پایگاه مترقیها در بخشی از حزب دموکرات رشد کرده، اما هنوز برای تبدیل شدن به نیروی تصمیمساز کافی نیست. در این حالت، اثرش بر رابطه آمریکا و ایران هم محدودتر میشود و سیاست رسمی آمریکا احتمالاً همان مسیر قبلی را ادامه میدهد.
ج- ائتلاف با مترقیها
اگر عبدل السید حتی بدون قدرت رسمی، با دیگر چهرههای مترقی در حزب دموکرات ائتلاف کند، میتواند روی گفتمان حزب اثر بگذارد و موضوعهایی مثل پایان جنگهای مداخلهجویانه، محدود کردن اختیارات جنگی دولت و انتقاد از سیاستهای سختگیرانه علیه ایران را پررنگتر کند. این سناریو برای ایران از همه مهمتر است، چون ممکن است فضای سیاسی آمریکا را از «فشار حداکثریِ بیچالش» کمی دورتر کند، هرچند هنوز تضمینی برای تغییر واقعی در سیاست دولت نیست. برای ایران، ائتلاف مترقیها بهسختی میتواند بهتنهایی سیاست رسمی آمریکا را عوض کند. برای اثر واقعی، آنها باید هم درون حزب دموکرات هماهنگ بمانند و هم دستکم بخشی از میانهروها یا جمهوریخواهان را همراه کنند.
تأثیر پیروزی عبدل السید بر سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران
بطورکلی می توان گفت پیروزی «السید» در انتخابات پارلمانی آمریکا بر روابط آمریکا و ایران بیشتر تأثیر غیرمستقیم و محدود و نه فوری و تعیینکننده خواهد داشت چون در آمریکا سیاست های متخذه در مورد ایران فقط به کنگره وابسته نیست و کاخ سفید، تیم امنیت ملی و روندهای حزبی هم نقش اصلی دارندو اگر پیروزی مربوط به جمهوریخواهان باشد، معمولاً فشار بر ایران بیشترو فضای احیای توافق هستهای سختتر میشود و اگر پیروزی مربوط به دموکراتها باشد، احتمال گفتوگو، دیپلماسی و کاهش نسبی تنش بیشتر میشود، هرچند این امرتضمینشده نیست.در هر دو حالت، کنگره میتواند بودجه، نظارت، تحریمها و فضای سیاسی را تحت تأثیر بگذارد، اما تصمیم نهایی درباره ایران معمولاً در سطح دولت و رئیسجمهور گرفته میشود. در عمل، پیروزی یک جریان در انتخابات پارلمانی آمریکا میتواند مسیر روابط را سختتر یا نرمتر کند اما بهتنهایی روابط آمریکا و ایران را تغییر بنیادین نمیدهد. .
اگر عبدل السید بتواند به سنا راه پیدا کند تأثیر مستقیم و فوری او بر سیاست آمریکا در قبال ایران احتمالاً محدود است چون سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران فقط به یک سناتور وابسته نیست و به کاخ سفید، رهبری دو حزب و ترکیب کل سنا بستگی دارد. اما او میتواند در فضای سیاسی و گفتمان کنگره بهعنوان چهرهای ترقیخواه و منتقد سیاستهای اسرائیل تأثیر بگذارد. وی ممکن است از کاهش تنش، دیپلماسی، و محدودکردن اختیارات جنگی رئیسجمهور حمایت کند که این خط سیاسی معمولاً با جناح مترقی دموکراتها همخوان است. همچنین وی در صورت ورود به سنا، میتواند به فشار برای نظارت بیشتر بر اقدام نظامی علیه ایران یا رأیدادن به قطعنامههای محدودکننده کمک کند، هرچند این امر به آرایش کلی سنا و همراهی سایر دموکراتها بستگی دادد. السید احتمالاً ازسختگیری کمتر در مسیر مذاکره و رویکردی انتقادیتر نسبت به سیاستهای جنگمحور حمایت کند، چون سابقهاش نشان میدهد بیشتر بر هزینههای انسانی و سیاسی جنگ تمرکز دارد تا بازدارندگی نظامی
جمع بندی
پیروزی درون حزبی السید برای آینده سیاسی آمریکا، علامت مهم از رشد جناح مترقی است ولی برای ایران، اثرش بیشتر از مسیر تغییر گفتمان و فشار سیاسی غیرمستقیم و نه تغییر فوری در سیاست دولت آمریکا خواهد بود. ورود عبدل السید به سنا بهاحتمال زیاد بیشتر به نفع رویکرد ضدجنگ و طرفدار دیپلماسی تا تغییر فوری و ریشهای در سیاست آمریکا علیه ایران خواهد بود. ٌ
اگر عبدلالسید واقعاً وارد سنا شوداحتمالاً سیاست آمریکا در قبال ایران را به سمت فشار کمترِ ایدئولوژیک و زبان دیپلماتیکتر هل میدهد، اما نه لزوماً به تغییر فوریِ سیاست رسمی. دلیلش این است که او بهعنوان یک نامزد مترقی و منتقد اسرائیل توصیف شده، و چنین چهرهای میتواند در سنا به کاهش حمایت بیچونوچرای سیاسی از رویکردهای تندتر علیه ایران کمک کند.







