تغییر در موازنه قدرت منطقهای، وقتی ریاض و تهران دست میدهند
- شناسه خبر: 14291
- تاریخ و زمان ارسال: 10 اردیبهشت 1404 ساعت 11:17
- منتشرکننده: مدیریت

تحلیل دیدار تاریخی وزیر دفاع عربستان با رهبر جمهوری اسلامی ایران:
دیدار شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی با رهبر معظم انقلاب اسلامی و دیگر مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران، بیشک یکی از مهمترین رویدادهای دیپلماتیک سالهای اخیر در منطقه غرب آسیا محسوب میشود. فهم عمیق این دیدار، مستلزم نگاهی استراتژیک به روابط پیچیده این دو قدرت منطقهای در بستر تحولات تاریخی، جاری و آتی است.
روابط ایران و عربستان همواره در چرخهای از تنش و آرامش قرار داشته است. پیش از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، دو کشور در “نظام مثلثی قدرت” خلیج فارس، متحدانی استراتژیک علیه عراق بودند. پس از انقلاب، این روابط به سردی گرایید و در دهه ۱۹۸۰، به ویژه پس از حادثه خونین مکه در سال ۱۹۸۷، به قطع کامل روابط انجامید. عامل عراق، بار دیگر در دهه ۱۹۹۰ و پس از حمله صدام به کویت، زمینهساز نزدیکی تهران و ریاض شد؛ روندی که با سقوط صدام در سال ۲۰۰۳ و حذف عراق از معادلات منطقهای، به رقابتی مستقیم میان دو قدرت بدل گشت. بهار عربی ۲۰۱۱، بحران سوریه و جنگ یمن، این تنشها را به اوج خود رساند تا اینکه در مارس ۲۰۲۳، با میانجیگری چین، توافقی تاریخی میان دو کشور شکل گرفت.
دیدار وزیر دفاع عربستان با مقامات ایران، بیش از آنکه یک رویداد دیپلماتیک معمولی باشد، نشانگر تغییر محاسبات استراتژیک در سطح منطقه و جهان است:
۱. تغییر در موازنه قدرت منطقهای
این دیدار در شرایطی رخ میدهد که نظم پیشین غرب آسیا در حال دگرگونی است. خروج تدریجی آمریکا از منطقه، تقویت حضور چین و روسیه، و دگرگونی صفبندیهای سنتی، موجب شده قدرتهای منطقهای در جستجوی ترتیبات امنیتی جدید باشند. همچنان که هنری کیسینجر زمانی گفت: “دولتها نه بر اساس دوستیها، بلکه براساس منافع، متحد میشوند.”با تکیه بر این اصل رئالیستی، عربستان به این نتیجه رسیده که امنیت خود را نمیتواند تنها با اتکا به آمریکا تأمین کند. حمله ایران به تأسیسات نفتی آرامکو در سال ۲۰۱۹، درسی تلخ به ریاض آموخت: قدرت بازدارندگی آمریکا همیشه قابل اتکا نیست. محمد بن سلمان، در مسیر متنوعسازی شرکای استراتژیک، اکنون نگاهی ویژه به چین و همچنین ایجاد تفاهم با ایران دارد.
۲. بحرانهای جاری و خطر تشدید تنشها
زمانبندی این دیدار بسیار حائز اهمیت است. موج جدید تنشها در خاورمیانه پس از حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، جنگ غزه، حملات حوثیها به کشتیهای تجاری در دریای سرخ و بابالمندب، و تهدیدات متقابل ایران و آمریکا/اسرائیل، منطقه را در آستانه جنگی گسترده قرار داده است.استفان والت معتقد است: “در شرایط آنارشی (فقدان اقتدار مرکزی) بینالمللی، دولتها ابتدا به منافع امنیتی خود میاندیشند.” در این راستا، عربستان به دنبال کاهش خطر درگیر شدن در جنگی منطقهای است که مستقیماً منافع آن را تهدید میکند. نگرانیهای عربستان از آسیبپذیری تأسیسات نفتی، آبشیرینکنها و زیرساختهای حیاتی در صورت مواجهه احتمالی ایران و آمریکا/اسرائیل، انگیزهای قوی برای دیپلماسی فعال محسوب میشود.
۳. مذاکرات هستهای ایران و آمریکا: نقش میانجیگری عربستان
دیدار خالد بن سلمان درست پیش از دور دوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در رم (که روز شنبه برگزار میشود) صورت گرفته است. این همزمانی، حاکی از نقش احتمالی عربستان به عنوان میانجی یا تسهیلکننده است.
همچنان که دویچه وله گزارش داده، “پیامهای آمریکاییها به ایرانیها پیش از این از طریق سعودیها منتقل شده است.” ریاض در تلاش است خود را به عنوان “بازیگری که کانالهای ارتباطی با تهران را باز نگه میدارد” معرفی کند. این نقش میانجیگری، استقلال استراتژیک عربستان را افزایش داده و جایگاه آن را در آینده دیپلماسی منطقهای ارتقا میبخشد.

منافع و محاسبات عربستان سعودی
زیر لایههای دیپلماتیک این دیدار، محاسبات پیچیدهای از سوی عربستان وجود دارد:
۱. اولویت توسعه اقتصادی: چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان و پروژههای عظیم مانند “نئوم” به ثبات منطقهای نیاز دارند. عربستان دریافته است که مناقشات ژئوپلیتیک مانع جدی برای جذب سرمایهگذاری خارجی و تنوعبخشی اقتصادی هستند.
۲. پایان بخشیدن به بحران یمن: ریاض سالهاست تلاش میکند به جنگ پرهزینه یمن خاتمه دهد. با توجه به نفوذ ایران بر حوثیها (هرچند محدود)، عربستان امیدوار است تهران بتواند به تثبیت آتشبس و دستیابی به راهحلی سیاسی کمک کند.
۳. متوازنسازی روابط بینالمللی: عربستان همچون دیگر قدرتهای منطقهای، به دنبال حفظ روابط با قدرتهای رقیب جهانی است. نزدیکی به ایران، به معنای چرخش کامل از غرب نیست، بلکه نشانگر استقلال استراتژیک بیشتر است.
۴. پیشگیری از شکلگیری ائتلافهای ضدسعودی: عربستان میکوشد از تقویت محور مقاومت (ایران، سوریه، حزبالله و حوثیها) که میتواند تهدیدی مستقیم برای منافع آن محسوب شود، جلوگیری کند.
اهداف و محاسبات جمهوری اسلامی ایران
از سوی دیگر، ایران نیز با محاسباتی استراتژیک وارد این مرحله از روابط شده است:
۱. تقویت موضع مذاکراتی: ایران در آستانه مذاکرات هستهای با آمریکا، میکوشد با نزدیکی به متحدان سنتی واشنگتن، از انزوای دیپلماتیک خارج شده و موضع چانهزنی خود را تقویت کند.
۲. “دتانت بهمثابه بازدارندگی”: همانطور که حمیدرضا عزیزی از موسسه SWP آلمان اشاره کرده، ایران از طریق نزدیکی به عربستان سعودی، در پی جلوگیری از شکلگیری ائتلافی ضدایرانی میان کشورهای عربی و اسرائیل است.
۳. گریز از فشارهای اقتصادی: ایران با چالشهای اقتصادی ناشی از تحریمها مواجه است. بهبود روابط با همسایگان، به ویژه عربستان، میتواند برخی فشارهای اقتصادی را کاهش دهد.
۴. ترویج امنیت منطقهای بدون دخالت خارجی: سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با خالد بن سلمان مبنی بر اینکه “برای برادران منطقه بهتر است با یکدیگر همکاری و همدیگر را حمایت کنند تا اینکه به بیگانگان تکیه کنند” نشانگر تلاش ایران برای ترویج الگوی امنیتی درونمنطقهای است.
پیامدهای احتمالی برای آینده منطقه
دیدار وزیر دفاع عربستان با مقامات ایران، فراتر از یک رویداد دوجانبه، میتواند پیامدهای گستردهای برای منطقه داشته باشد:
۱. تأثیر بر نتیجه مذاکرات هستهای: نزدیکی ایران-عربستان میتواند فشار بر آمریکا را برای انعطافپذیری بیشتر در مذاکرات افزایش دهد. اگر عربستان، به عنوان متحد سنتی آمریکا، دیگر نگرانی جدی از برنامه هستهای ایران نداشته باشد، موضع سرسختانه واشنگتن مشروعیت کمتری خواهد داشت.
۲. بازتعریف نظم منطقهای: روابط نزدیکتر میان تهران و ریاض میتواند به شکلگیری الگوی جدیدی از همکاریهای منطقهای منجر شود. نظامی که کمتر بر محوریت قدرتهای فرامنطقهای متکی است و بیشتر بر اشتراکات منافع کشورهای منطقه تأکید دارد.
۳. کاهش احتمال درگیری گسترده: احتمالاً مهمترین دستاورد کوتاهمدت این نزدیکی، کاهش احتمال درگیری نظامی گسترده در منطقه است. هم ایران و هم عربستان منافع حیاتی در ثبات منطقه دارند و یک جنگ تمامعیار میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به زیرساختهای اقتصادی هر دو کشور وارد کند.
۴. تحول در بحرانهای منطقهای: همکاری ایران و عربستان میتواند به پیشرفت در حل بحران یمن کمک کند، اما بعید است بر جنگ غزه تأثیر چندانی داشته باشد، زیرا این مناقشه بیشتر تحت تأثیر دینامیکهای اسرائیل-فلسطین و سیاست داخلی آمریکا قرار دارد.
نتیجهگیری
دیدار وزیر دفاع عربستان با مقامات عالیرتبه ایران، نقطه عطفی در تاریخ روابط پرفراز و نشیب دو قدرت منطقهای محسوب میشود. این دیدار، بیش از هر چیز، نشاندهنده عملگرایی (پراگماتیسم) دو کشور بر اساس اصول رئالیسم سیاسی است.
همچنان که والت میگوید: “دولتها در نظام بینالملل به دنبال بقا هستند و با تهدیدها بر اساس توانمندیهای نسبی مواجه میشوند، نه صرفاً بر اساس نیات.” ایران و عربستان، با درک این واقعیت، در حال بازتعریف رابطه خود بر پایه منافع مشترک هستند، هرچند اختلافات ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک همچنان پابرجاست. آنچه مشخص است، این است که پس از دههها تنش و رقابت، دو قدرت اصلی منطقه غرب آسیا به این نتیجه راهبردی رسیدهاند که گفتگو و همکاری، حتی محدود، میتواند منافع بیشتری نسبت به تقابل برای آنها داشته باشد. این رویکرد، چشماندازی امیدوارکننده برای ثبات منطقهای در سالهای پیش رو ترسیم میکند./امیرحسین ابراهیمی-پژوهشگر روابط بین الملل





