پایدارسازیِ ذهنیِ فضای خاکستری
- شناسه خبر: 15736
- تاریخ و زمان ارسال: 25 تیر 1404 ساعت 11:16
- منتشرکننده: مدیریت

محمدرضا طورانی/وضعیت جنگی جامعه را بی آنکه تخریبی در روان و رفتار مردم صورت پذیرد، باید پایدارسازی کنیم که یک مهارت مغزافزار است؛ این قاعده باید در همه موارد رعایت شود.
فضای نه جنگ و نه صلح تحت عنوان (فضای خاکستری) نامیده می شود که ویژگی اصلی آن فرسایشی بودن نبرد است که البته به مراتب پیچیده تر خواهد بود، لذا باید شرایط وضعیت جنگی را حفظ کنیم بی آنکه روند عادی زندگی مردم بهم بخورد البته بدون بروز هرگونه استرسی که جامعه را در برگیرد. بردن جامعه به سمت اینکه هیچ خطری نیست و همه چیز عادی است تفکر غلطی است.
تحکیم و مقاوم سازی و داشتن برنامه و پلان آ و ب (a & b) برای مقابله با تهدید زیر ساخت ها، حیاتی و مهم است.
پدافند و کنترل آسمان چه در حوزه هجوم جنگنده ها و چه در بحثِ ریز پرنده ها بسیار حیاتی است. در فوتبال اصلی است که می گوید اول باید به گل نخوردن فکر کنیم. تفکر باز دارندگی ایران در حوزه صنایع موشکی بی بدیل بود و این مزیت اگر در آمیزه آسیب ناپذیری با حوزه های هوایی و پدافند تلفیق میشد کار دشمن در چند روز اول تمام بود . هر چند نیروهای پدافندی ما درخشان عمل کردند.
از یاد نبریم ما با تکنولوزی روز دنیا در عرصه جنگ،رو در رو هستیم. نبردی که مرز نمی شناسد و درمرحله نخست،خیلی متکی به نیروی انسانی نیست. مراوده و بهره گیری برای تقویت بنیه دفاعی،مهم است.وازآن مهم تر آموزش عمومی در رده ها و طبقات مختلف جامعه برای نحوه حضور و نوع و سطح تقابل وتعامل در این شرایط است. تلفات و آسیب های انسانی و مشکلات بعد از جنگ باید به حداقل برسد که مستلزم انجام اموراتی است که باید متولی آن تعیین شود و اقداماتی فوری شکل گیرد.
مردم باید بصورت جدی وارد مفهوم ذهنیِ نبرد شوند. سازماندهی مردم در دل زندگی روزمره و حفظ آمادگی آنها برای سناریوهای مختلف بسیار مهم است. جنگ مثل بَختک نباید بر سر مردم آوار شود . برای نیل به این مقصود فهمِ چند موضوع و انجام پاره ای از مسایل، مهم و ضروری است.
۱- مردم باید دلیل جنگ و مفهوم نبردی که شکل گرفته و نقش آن در زندگی خود را متوجه باشند . جنگ باید به مسأله شخصی مردم تبدیل شود . وطن خانه اصلی ما هست و بدون وطن ،خانه های کوچک هم وجود نخواهد داشت. نباید جنگ چنین وانمود شود که مربوط به حاکمیت یا نظام سیاسی است. جنگ ارتباط مستقیم با زندگی ملت و آینده فرزندان این کشور دارد . در چنین حالتی همگان، برای بود و نبود خود وارد میدان خواهند شد . مردم منطقی و حماسی ایستادند چون ازدیر باز، معنی وطن و غرور ملی را فهمیده بودند. این فهم باید در همه موارد در اولویت باشد .
۲- تخصص ها و مهارت ها و تواناییهای فردی مردم می تواند در این نبرد پشتوانه دولت و مسؤولین جنگ باشد . مردم باید همه داشته های خود را به وقت نیاز پای کار آورند . در ۱۲ روز به کرات شاهد خلق حماسه های زیبایی از مردم کوچه و بازار بودیم. برای تحقق کاملتر این مفهوم می توانیم از ظرفیت های موازی نیز بهره ببریم. مساجد و مجموعه های محلی در چنین شرایطی باید فعال باشند . نشست با مدیران مجتمع های مسکونی و توجیه شرایط و آموزش برای انتقال به ساکنان، شناسایی ظرفیت های پناهگاهی در محل و هماهنگی برای شرایط ویژه، برگزاری جلسات آموزشی،توجیهی و تبیینی علاوه بر تقویت روحیه مودت و جمعی، حداقل هایی راهم در حوزه آمادگی ایجاد می کند. کاری که کشورهایی که به مراتب نسبت به ایران از تهدید کمتری برخوردار هستند انجام داده اند و آمادگیهای زیادی را کسب کرده اند .بی توجهی و به حداقل رسانی آموزش ،تبعات منفی بدنبال خواهد داشت.








