دلار زدایی رمز پیروزی اقتصاد ملی
- شناسه خبر: 24544
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۲
- منتشرکننده: مدیریت

امیر فتحی/کارشناس حوزه بین الملل و پژوهشگر حوزه حکمرانی اسلامی
آنچه امروز در اقتصاد ایران به عنوان یک چالش اساسی مورد نظر است وجود دلار است چرا که نوسان این برگ سبز شوم در مایحتاج عمومی مردمی و کالاها تاثیرگذار است.
در اینجا سوالی مطرح می گردد :
چرا افرادی که در کشور ایران زندگی می کنند و قایق زندگی آنها روی موج آرام بازار در حرکت است وقتی شب هنگام به خواب می روند و صبح هنگام بیدار می شوند و اخبار را روی گوشی های خویش رصد می کنند باید یه شوک روانی را متحمل شوند و این قایق با امواج سنگین مواجه شود؟
آیا این مدیریت اقتصادی مطلوب کشور ایران است و عدم ثبات موج روانی جامعه خاص بازاریان تنها راه برون رفت از بن بست اقتصادی کشور است ؟
با عنایت به بیانات قوی و استدلالی رهبر شهید انقلاب چرا این امکان وجود ندارد که دلار از تبادلات اقتصادی کشور حذف شود و این کابوس شوم برای همیشه پایان یابد.؟..
اگر گفته شود دلار عامل فلاکت اقتصاد ایران است بیان غلطی نیست.
نظر به وضعیت اقتصاد نابسامان کشور و نرخ دلار و نوسانات آن در بازار و میزان نقدینگی در نزد مردم دلار معضل اساسی شوک های پی در پی بازار است و کاهش قدرت خرید در میان مردم است
(معیشت مطلوب مردم در گرو دلار زدایی است)
خارج شدن دلار در این میان کمک دولت را می طلبد و در راستای این امر خطیر که اقتصاد کشور درگیر آن است حرکتی جهادی از سوی دولت محترم و مجلس خدمتگزار را می طلبد.
اما کلام دلار زدایی چیست ؟؟.
دلارزدایی فرایندی است که طی آن کشورها بهدنبال روشهای جایگزین برای انجام تراکنشهای تجاری و مالی بینالمللی میگردند و از تکیه خود به دلار آمریکا بهعنوان ارز ذخیره بینالمللی میکاهند.
دو عامل کلیدی در دلارزدایی شامل متنوعکردن ذخایر ارز و تشویق به استفاده از ارزهای دیگر در معاملات بینالمللی میشوند.
دلار آمریکا برای دههها بر اقتصاد جهان سلطه داشته و بهشکلی گسترده بهعنوان ارز اصلی برای کالاهایی مانند نفت استفاده شده است. بانکهای مرکزی نیز این ارز ذخیرهای را برای تسویه تریدهای بینالمللی نگهداری کردهاند. در این بین، اقداماتی مانند دلارزدایی واکنشی به نگرانی در مورد خطرها و ضعفهای ناشی از سلطه مطلق دلار است.
کشورهایی که بیشتر بهدنبال دلارزدایی هستند، تلاش دارند آسیبپذیری خود را در برابر اختلالات احتمالی ناشی از تغییرات در ارزش دلار کاهش دهند. آنها بهدنبال تعدیل تأثیر سیاستهای پولی آمریکا یا تحریمهای اقتصادی این کشور هستند. این کشورها با تنوعبخشیدن به ذخایر ارزی خود و بررسی گزینههای دیگر مانند ارزهای منطقهای یا ارزهای مجازی، میخواهند ثبات و استقلال سیستمهای مالی خود را افزایش دهند.
در ترسیم ایجاد یک مسیر هموار با پژوهش های صورت گرفته باید از یک زاویه نگاه راهبردی این امر خطیر را بررسی نماییم .
اگر بخواهیم یک نقشه راه برای «خروج دلار از چرخه اقتصادی» ترسیم کنیم، معمولاً این مسیر شامل چند لایه اصلی است که عبارتند از :
1) زیرساختهای پولی و بانکی (جایگزینی سوئیفت)
یکی از ابزارهای اصلی سلطه دلار، شبکه پیامرسانی مالی SWIFT است. برای خروج از آن، کشورها باید:
شبکههای جایگزین:
تقویت اتصال سیستمهای پیامرسانی داخلی (مثل سپام در ایران) با سیستمهای کشورهایی مثل روسیه (SPFS) یا چین (CIPS).
پیمانهای پولی دوجانبه (Currency Swaps):
توافق برای انجام تجارت با ارزهای ملی (ریال – روبل، ریال – یوان) بدون نیاز به تبدیل به دلار.
این کار باعث کاهش تقاضای کاذب برای دلار در بازارهای داخلی میشود.
2) تغییر در الگوی تجارت خارجی
دلارزدایی تنها یک موضوع پولی نیست، بلکه یک موضوع تجاری است:
حذف واسطهها: فروش مستقیم کالا (نفت، محصولات پتروشیمی و…) در قبال ارزهای محلی یا تهاتر کالا با کالا (Barter).
استفاده از ظرفیتهای منطقهای: تمرکز بر سازمانهایی مثل «پیمان شانگهای» و «بریکس» (BRICS) برای ایجاد یک نظام پرداخت مشترک که دلار در آن نقش اصلی را ندارد.
3) مدیریت نقدینگی و تورم (چالش درونی)
اینجاست که نقش یک اندیشکده مثل «آیین تدبیر» پررنگ میشود. بزرگترین چالش دلارزدایی، ثبات داخلی است.
اگر دلار از مبادلات حذف شود، باید برای ریال ارزش و تقاضای جایگزین ایجاد کرد. اگر ریال در داخل کشور لنگرگاه تورمی باشد، حذف دلار میتواند ناپایداریهای شدیدی ایجاد کند.
بنابراین، راهبرد «پشتیبانی از ارز ملی با داراییهای واقعی» (مثل طلا، انرژی یا سبد صادراتی) یک بحث جدی در حکمرانی اقتصادی است.
4) لایه راهبردی و امنیتی
از دیدگاه امنیتی که به آن علاقه داری، دلارزدایی در واقع «خنثیسازی تحریم» است.
این یک نبرد در منطقه خاکستری (Gray Zone) است؛ یعنی جایی که نه جنگ تمامعیار است و نه صلح کامل.
هدف این است که اهرم فشار آمریکا در ایجاد تورم و بیثباتی از طریق نرخ ارز، کند شود.
در امر خطیر حکمرانی دلار زدایی سوالاتی در اذهان وجود دارد :
الف)چرا تلاشهای گذشته برای دلارزدایی در برخی بخشها کند پیش رفته است؟
ب)تدوین یک مدل که در آن صادرکنندگانِ خصوصی (نه فقط دولتی) تشویق شوند که در خارج از سیستم دلاری کار کنند.
ج)چطور میتوان این موضوع را برای افکار عمومی و فعالان اقتصادی به یک «مزیت راهبردی» تبدیل کرد، نه یک «محدودیت»؟
پاسخ به سوالات مطروحه می تواند بخشی از موانع این طریق را حل نماید .
اگر بخواهیم این طرح را به عنوان یک پروژه «عملیاتی و استراتژیک» تعریف کنیم، باید از دلارزدایی به عنوان «ایجاد امنیتِ مبادلات مالی» یاد کنیم. یعنی به جای اینکه بگوییم «دلار را حذف کنیم»، بگوییم «شبکه مالیِ جایگزین برای صیانت از تجارت» شود.







