مردی که راه شناخت میراث مکتوب فارسی را هموار کرد
- شناسه خبر: 24535
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۵
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش «بشارت نو» از زندگی و میراث علمی «ابوالقاسم رادفر»، استاد پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی
سیدرضا هاشمیزاده/روزنامه نگار
درگذشت دکتر ابوالقاسم رادفر، استاد پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی و عضو باسابقه هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، بار دیگر نام پژوهشگری را به یاد آورده است که بخش مهمی از عمر خود را نه فقط به خواندن و تفسیر آثار ادبی، بلکه به شناسایی منابع، ساماندادن اطلاعات پراکنده و فراهمکردن زمینه پژوهش برای دیگران اختصاص داد. کارنامه او مجموعهای از کتابشناسیها، فرهنگنامهها، تصحیح متون و مقالاتی است که از ادبیات کلاسیک فارسی تا ادبیات تطبیقی، فرهنگنویسی، مطالعات قرآنی و بررسی میراث فارسی در شبهقاره هند را دربرمیگیرد.اهمیت کارنامه او را میتوان در گستره موضوعات پژوهشی، استمرار فعالیت دانشگاهی و تلاش برای فراهمآوردن منابع قابل اتکا برای محققان جستوجو کرد؛ میراثی که ارزش آن تنها با شمار کتابها و مقالهها سنجیده نمیشود، بلکه در امکانهایی است که برای ادامه پژوهش در اختیار دیگران قرار میدهد.
از تفرش تا دانشگاه تهران؛ شکلگیری یک مسیر علمی
ابوالقاسم رادفر در سال 1329 در تفرش متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند. مسیر دانشگاهی او با تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه مشهد ادامه یافت؛ جایی که در سال 1353 مدرک کارشناسی خود را دریافت کرد. او سپس در دانشگاه تهران به تحصیل ادامه داد و در سال 1357 کارشناسی ارشد و در سال 1362 دکتری زبان و ادبیات فارسی را به پایان رساند.پایاننامه دکتری او با عنوان “نقد و بررسی نکات دستوری فرهنگهای فارسی از نظر زبانشناسی و آواشناسی” از همان ابتدا نشان میداد که توجهش تنها به خوانش ادبی متون محدود نیست؛ زبان، ساختار واژگان، فرهنگنویسی و شیوه ثبت و تحلیل میراث مکتوب نیز در کانون علاقه علمی او قرار داشتند. دکتر رادفر در سال 1355 با سمت کتابدار در وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد و از سال 1360 فعالیت پژوهشی خود را در مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ــ که بعدها به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تبدیل شد ــ ادامه داد. حضور طولانیمدت او در این مجموعه، زمینه انجام پژوهشهای مرجع، مشارکت در طرحهای علمی و مسئولیتهای مدیریتی در حوزه ادبیات را فراهم کرد.او در سالهای فعالیت حرفهای خود، افزون بر پژوهش در پژوهشگاه، در دانشگاههای مختلف کشور تدریس کرد و از جمله حدود سه سال، از سال 1372 تا 1375، در دانشگاه عثمانیه حیدرآباد هند به آموزش زبان و ادبیات فارسی پرداخت. دروس او طیف گستردهای از تاریخ ادبیات، متون نظم و نثر، دستور زبان، زبانشناسی، نقد ادبی و ادبیات تطبیقی را دربرمیگرفت.او همچنین هیات علمی رشته ادبیات فارسی در دانشگاه آزاد واحد جیرفت بود و در طول سالیان حضور خود در آن مرکز دانشگاهی ،دانشجویان زیادی رادر مقاطع مختلف پرورش داد .
کتابشناسی؛ ساختن نقشه راه برای پژوهشگران
یکی از شاخصترین وجوه کارنامه دکتررادفر، توجه مستمر به کتابشناسی و گردآوری نظاممند اطلاعات درباره آثار و شخصیتهای ادبی است. در این حوزه، کتابشناسی برای او صرفاً فهرستی از نام کتابها نبود؛ ابزاری بود برای نشاندادن اینکه درباره یک شاعر، یک جریان ادبی یا یک میراث فرهنگی چه پژوهشهایی انجام شده، چه منابعی در دسترس است و محقق از کجا میتواند کار خود را آغاز کند. ” کتابشناسی نظامی گنجوی” از آثار مهم او در این زمینه است. این کتاب، منابع مرتبط با نظامی را در حوزههایی چون نسخههای خطی، کتابها، مقالات، ترجمهها، پژوهشهای نظامیشناسی و تأثیر آثار این شاعر در زبانهای دیگر معرفی میکند. اهمیت چنین کاری زمانی روشنتر میشود که بدانیم شناخت یک شاعر بزرگ تنها با مطالعه آثار خود او کامل نمیشود؛ تاریخ نسخهها، شرحها، ترجمهها و مطالعاتی که در دورههای مختلف درباره او نوشته شدهاند نیز بخشی از مسیر شناخت او هستند. زنده یاد دکتر ابوالقاسم رادفر در “کتابشناسی طبری” به آثار و منابع مرتبط با ابوجعفر محمد بن جریر طبری پرداخت و در “کتابشناسی آثار رودکی” نیز مجموعهای از منابع و پژوهشهای منتشرشده درباره این شاعر را سامان داد. “حافظپژوهان و حافظپژوهی” و “کتابشناسی ادبیات دوره صفویه” نیز در امتداد همین رویکرد قرار میگیرند؛ آثاری که به جای محدودشدن به شرح و تفسیر یک متن، میدان گستردهتری از مطالعات انجامشده درباره موضوع را پیش چشم پژوهشگر میگشایند.کتابشناسی ترجمههای قرآن به زبانهای خارجی نیز از دیگر کارهای او در حوزه منابع مرجع بود. در کنار این آثار، پژوهش درباره تاریخ بیهقی و ادبیات تطبیقی، دامنه فعالیت او را به حوزههایی فراتر از مطالعه یک شاعر یا دوره تاریخی گسترش میداد. تصحیح متون؛ بازخوانی میراثی که باید به دست نسلهای بعد برسد
بخش دیگری از کارنامه علمی دکتر رادفر به تصحیح، معرفی و توضیح متون ادبی و عرفانی اختصاص دارد؛ کاری که در آن پژوهشگر باید میان نسخهها و روایتهای مختلف یک اثر مقایسه کند، اختلافها را بشناسد و متنی مستندتر برای خوانندگان و محققان فراهم آورد.از جمله آثار او در این حوزه، تصحیح و تعلیق “تذکره ریاضالعارفین” اثر رضاقلیخان هدایت است که با همکاری گیتا اشیدری انجام شد. این تذکره، احوال و آثار شاعران عارف و عارفان شاعر را دربرمیگیرد و تصحیح آن امکان مراجعه دقیقتر به بخشی از میراث ادبی و عرفانی فارسی را فراهم میکند.او همچنین در تصحیح “تذکره ریاضالشعرا” اثر واله داغستانی با گیتا اشیدری همکاری داشت. این اثر از منابع شرح احوال شاعران و نمونههای شعر آنان به شمار میرود. “فرهنگ مقامات حریری” نیز با همکاری علاءالدین افتخار جوادی، از دیگر کارهای او در زمینه معرفی و ساماندهی متون و واژگان ادبی است.در این نوع پژوهش، نتیجه کار ممکن است کمتر از یک اثر ادبی تازه به چشم بیاید؛ اما اهمیت آن برای محققان جدی است. متنی که با دقت تصحیح و مستند شده باشد، میتواند سالها مبنای مطالعه، ارجاع و پژوهش قرار گیرد. از این منظر، بخشی از سهم رادفر در ادبیات فارسی را باید در فراهمکردن امکان مراجعه دوباره و دقیقتر به آثار گذشتگان جستوجو کرد.

از ادبیات فارسی تا شبهقاره هند
گستره پژوهشهای دکتر رادفر به مرزهای جغرافیایی ایران محدود نبود. او به پیوندهای تاریخی و فرهنگی زبان فارسی با شبهقاره هند توجه داشت؛ حوزهای که در آن، زبان فارسی در دورههای مختلف وسیله آفرینش ادبی، انتقال اندیشه و شکلگیری مناسبات فرهنگی بوده است. “کشمیر، ایران صغیر” از آثار او در این زمینه است که به جنبههای تاریخی، فرهنگی، دینی، عرفانی و ادبی کشمیر و حضور زبان فارسی در آن منطقه میپردازد. “تعامل هنر و ادبیات در مکتب اصفهان” نیز نشاندهنده علاقه او به بررسی ارتباط میان ادبیات و دیگر جلوههای فرهنگ و هنر است؛ از خوشنویسی و نگارگری تا معماری و موسیقی.دکتر رادفر در حوزه ادبیات تطبیقی نیز به بررسی ارتباط میان سنتهای ادبی، آثار شاعران و مسیر انتقال و تأثیرگذاری اندیشهها توجه داشت. در این چارچوب، آثاری درباره فردوسی و شاهنامه در آن سوی مرزها، اقبال لاهوری و رابیندرانات تاگور در کارنامه او دیده میشود. این موضوعات، ادبیات فارسی را نه میراثی جداافتاده، بلکه بخشی از گفتوگوی تاریخی فرهنگها و زبانها نشان میدهند.تدریس او در دانشگاه عثمانیه حیدرآباد نیز با این علاقه پژوهشی پیوند داشت. آموزش مثنوی، حافظ، ادبیات معاصر، دستور و زبانشناسی فارسی در محیط دانشگاهی هند، بخشی از تجربه علمی او را در تماس مستقیم با مخاطبان و دانشجویان خارج از ایران شکل میداد.
فرهنگنویسی، ادبیات عرفانی و مطالعات قرآنی
در کنار کتابشناسی و تصحیح متون، فرهنگنویسی و گردآوری اطلاعات موضوعی نیز جایگاه مهمی در آثار دکتررادفر داشت. “فرهنگ بلاغی ـ ادبی” در دو جلد و “فرهنگواره داستان و نمایش” از نمونههای این بخش از کارنامه او هستند. این آثار به گردآوری و توضیح اصطلاحات و مفاهیم حوزههای ادبی و هنری کمک میکنند و میتوانند برای دانشجویان، نویسندگان و پژوهشگران نقش منابع مرجع داشته باشند.کتاب “زنان عارف؛ سوختگان عشق و اشتیاق” نیز با گردآوری اطلاعات مربوط به زندگی و اندیشه شمار زیادی از زنان عارف و عابد، بخشی از میراثی را بررسی میکند که در روایتهای عمومی تاریخ ادبیات و عرفان، گاه کمتر مورد توجه قرار گرفته است.فعالیتهای او در حوزه مطالعات قرآنی نیز قابل توجه بود. مشارکت در تدوین “دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی” به سرپرستی بهاءالدین خرمشاهی و نگارش مدخلهایی درباره ترجمههای قرآن و قرآنپژوهان شبهقاره، در کنار کتابشناسی ترجمههای قرآن، نشان میدهد که دامنه پژوهش او از ادبیات به مطالعات زبان، فرهنگ و منابع دینی نیز میرسید.در مجموع، آثار دکتررادفر را نمیتوان به یک شاخه محدود از ادبیات فارسی فروکاست. کتابشناسی، فرهنگنویسی، تصحیح متون، ادبیات عرفانی، مطالعات تطبیقی و بررسی مناسبات فرهنگی ایران و شبهقاره، حوزههایی بودند که در کارنامه او به یکدیگر پیوند میخوردند.
کارنامهای فراتر از فهرست کتابها
بر اساس مقاله کتابشناختی دکتر اصغر اسماعیلی، دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، کتابشناسی آثار دکتر رادفر اطلاعات توصیفی 28 کتاب و فهرستی شامل 126 مقاله را دربرمیگیرد. این آثار در گروههایی چون کتابشناسیها، فرهنگها و فرهنگوارهها، تصحیحها و دیگر آثار دستهبندی شدهاند. چنین فهرستی تصویری از گستره و تنوع فعالیتهای علمی او به دست میدهد؛ از پژوهش درباره شاعران کلاسیک تا بررسی زبان فارسی در شبهقاره و مسائل فرهنگنویسی.
این استاد برجسته، افزون بر فعالیتهای پژوهشی، مسئولیتهای علمی و مدیریتی نیز بر عهده داشت. او از سال 1376 تا فروردین 1392 ریاست پژوهشکده ادبیات و مدیریت گروه زبان و ادبیات فارسی را بر عهده داشت و در حوزه انتشار و ارزیابی پژوهشهای ادبی نیز فعالیت میکرد. نام او در سوابق نشریه “کهننامه ادب پارسی” بهعنوان سردبیر آمده است.البته اهمیت یک کارنامه علمی را نمیتوان تنها با تعداد آثار سنجید. بخشی از ارزش پژوهشهای مرجع در این است که به دیگران امکان میدهند با صرف زمان کمتر به منابع معتبر دسترسی پیدا کنند، پیشینه یک موضوع را بشناسند و از تکرار مسیرهای طیشده پرهیز کنند. کتابشناسیها و تصحیحهای دکتر رادفر از همین منظر قابل ارزیابیاند. آنها علاوه بر حاصل پژوهش شخصی او، ابزار کار پژوهشگران بعدی نیز هستند.
پس از انتشار خبر درگذشت دکتررادفر، تقی پورنامداریان، استاد و پژوهشگر ادبیات فارسی، در پیام تسلیت خود از او بهعنوان کتابشناسی یاد کرد که آثار و شخصیتهای فرهنگی را بهخوبی میشناخت و نوشتههایش همچنان برای پژوهشگران راهگشا بود. فرهاد طاهری، نویسنده و پژوهشگر تاریخ فرهنگ، نیز در یادداشتی از دانش گسترده، صمیمیت و همراهی او یاد کرد و نوشت که رادفر در مسیر فعالیت پژوهشی دیگران، از حمایت و راهنمایی دریغ نداشت.این یادها وجه دیگری از جایگاه استاد را نشان میدهد: پژوهشگری که رابطهاش با دانش تنها به تولید کتاب و مقاله محدود نبود، بلکه در تعامل با همکاران و محققان جوان نیز معنا پیدا میکرد. در حوزهای که پیشرفت آن به انتقال تجربه، دسترسی به منابع و راهنمایی علمی وابسته است، چنین نقشی میتواند به اندازه یک اثر مکتوب اهمیت داشته باشد.درگذشت دکتر ابوالقاسم رادفر پایان زندگی پژوهشگری است که دههها با زبان و ادبیات فارسی سروکار داشت؛ اما کتابها، فهرستها، تصحیحها و مقالههای او همچنان در دسترس کسانی خواهند بود که میخواهند درباره شاعران، متون و تاریخ ادبیات ایران بیشتر بدانند. میراث او را باید در همین تداوم جستوجو کرد: در منابعی که باقی ماندهاند، پرسشهایی که برای پژوهشگران گشودهاند و مسیرهایی که برای شناخت دقیقتر میراث مکتوب فارسی هموار کردهاند.







