کاظم هژیر آزاد و آرزوی بازی در نقش «شاه لیر»
- شناسه خبر: 22306
- تاریخ و زمان ارسال: 31 خرداد 1405 ساعت 12:02
- منتشرکننده: مدیریت

بازیگر تئاتر، سینما و تلوزیون از آرزوها و نقش ها می گوید:
کاظم هژیر آزاد ، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون گفت: د وست د ارم نقش «شاهلیر» را بازی کنم، معتقد م با توجه به سنی که اکنون د ارم نقش «شاهلیر» به قیافه و صد ای من میخورد .
کاظم هژیرآزاد ، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون این روزها مشغول بازی د ر سریال تاریخی «نگین ارباب» به کارگرد انی محمد حسین لطیفی است.
تابستان سال ۱۳۴۸ برای فراگرفتن هنر بازیگری، به هنرکد ه آزاد هنرپیشگی آناهیتا رفت و شیوه استانیسلاوسکی را زیر نظر استاد مصطفی اسکویی آموزش د ید . د ر چند ین اثر با گروه آناهیتا همکاری کرد .
فیلمهای آبی روشن، زند گی خصوصی، به نام پد ر، تکیه بر باد و سریالهای زخمکاری، بیهمگان، بامد اد خمار و معمای شاه از شناختهشد هترین آثار او د ر زمینه بازیگری هستند .
با هژیرآزاد د رباره موضوعات مختلف همصحبت شد یم مصاحبه ایرنا با این بازیگر د ر اد امه آمد ه است.
شرایط اقتصاد ی چه تاثیری بر تئاتر گذاشته است؟ آیا تورم باعث شد ه فعالیتهای نمایشی نیز با مشکل مواجه شوند ؟
قطعا همینطور است، کافی است به قیمت بلیت تئاتر نگاه کنیم. سالها پیش بلیت تئاتر با قیمتهای بسیار پایین د ر اختیار مرد م قرار میگرفت. امروز قیمت برخی بلیتها به حد ود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان رسید ه است.
حالا فرض کنید یک خانواد ه چهار نفره بخواهد به تماشای تئاتر برود . هزینه بلیت، رفتوآمد و سایر مخارج را هم د ر نظر بگیرید . د ر چنین شرایطی ممکن است چند میلیون تومان هزینه برای یک شب تئاتر لازم باشد . طبیعی است که بسیاری از خانواد هها از عهد ه چنین هزینهای برنیایند .مخاطب اصلی تئاتر معمولاً طبقه متوسط جامعه است، اقشار کمد رآمد کمتر امکان حضور د ر سالنهای تئاتر را د ارند ، د ر حالی که به اعتقاد من باید شرایطی فراهم شود که این اقشار نیز بتوانند از تئاتر بهرهمند شوند و حتی د ر موارد ی آثار نمایشی به صورت رایگان د ر اختیارشان قرار گیرد .د ر نهایت ریشه بسیاری از این مسائل به موضوع تورم بازمیگرد د . اگر تورم کنترل شود ، آثار آن د ر همه حوزهها د ید ه خواهد شد ؛ از تئاتر و سینما گرفته تا تفریح، گرد شگری، فرهنگ و حتی زند گی روزمره مرد م. تورم مسالهای است که بر تمام ابعاد جامعه تاثیر میگذارد .
تئاتر، سینما و تلویزیون چگونه میتواند د ر خد مت وطند وستی باشد ؟
من د ر یکی از کارهایی که آقای مهد ویان مد یریت آن را بر عهد ه د اشتند ، شرکت کرد م، بازیگر پروژه «اهل ایران» بود م.
د ر یکی از قسمتهای این سریال حضور د اشتم. نقش فرد ی را بازی میکرد م که پرچم میسازد . مرد م برای تهیه پرچم به من مراجعه میکنند ، اما من رنگ کافی برای ساخت پرچم ند ارم؛ رنگ قرمز د ارم اما رنگ سبز ند ارم. به د نبال تهیه رنگ سبز میروم. د ر این میان، د وستی که یکی از عزیزانش را د ر راه وطن از د ست د اد ه و شغلش نیز پرچمسازی نیست و به کار د یگری مشغول است، رنگ سبز مورد نیاز را د ر اختیار د ارد . او به احترام و یاد آن عزیزی که از د ست د اد ه، این رنگ سبز را د ر اختیار من قرار مید هد . من نیز با د ستگاهی که د ر اختیار د ارم پرچم میسازم و آن را به مرد م میرسانم.
من مید انم سالها پیش شما نوشتهای به نام «سوسنگرد » د اشتید که فکر میکنم آقای مهد ی فتحی آن را کارگرد انی کرد ند و به صحنه تئاتر برد ند . از جنگ آن د وران تا این جنگ اخیر، فضای جنگ چه سوژههایی را د ر اختیار اهالی تئاتر و سینما قرار مید هد ؟
هر کسی که ایران را د وست د اشته باشد ، باید مقاومت کند . فرقی نمیکند جنگ به این شکل باشد یا د ر زمان صد ام اتفاق افتاد ه باشد . وقتی تجاوزی صورت میگیرد ، هر کسی که ایران را د وست د اشته باشد ، باید مقاومت کند . د ر برابر تجاوز بیگانه باید ایستاد گی کرد .
آن زمان نیز من همین عقید ه را د اشتم که وقتی صد ام به کشور ما تجاوز کرد ه است، باید نوشتهها، هنر و هر آنچه د ر اختیار د ارم د ر خد مت د فاع از کشور باشد .
من توانایی نوشتن د ارم، فرض کنید سوژهای به د ستم میرسد ؛ آن را مینویسم. مثلاً د رباره اتفاقی که د ر سوسنگرد رخ د اد ه بود ، این موضوع را د ر روزنامه کیهان خواند م و د ید م که مرد م مقاومت کرد هاند و پلی را تخریب کرد هاند تا تانکها نتوانند از کرخه عبور کنند .
من نشستم و آن نمایش را نوشتم. بله، نمایشنامه نوشتم. اتفاقاً شورای نویسند گان و هنرمند ان آن را منتشر کرد بعد آقای اسکویی که آن را به صورت چاپشد ه د ید ه بود ، به آقای مهد ی فتحی پیشنهاد کرد که این نمایشنامه را روی صحنه ببرد . شاید بتوان گفت آن اثر از نخستین نمایشنامههای جنگی به شمار میآمد . بعد ها د ر چند شهر نیز د ید م که آن را اجرا کرد هاند . چون چاپ شد ه بود ، د ر جاهای م
ختلف مورد استفاد ه قرار گرفت و من اجرای آن را د ر شهرستانها نیز مشاهد ه کرد م.
خود من هم د ر آن نمایش نقش یک عراقی را بازی میکرد م.
د رباره این جنگ اخیر نیز سوژهای وجود د ارد که بخواهید د رباره آن بنویسید ؟ نمونهای از آن را هم برای ما فرستاد ید و ما د ر خبرگزاری ایرنا افتخار انتشار آن را د اشتیم. یاد د اشتی بود که منتشر شد .
ذهن هنرمند زمانی که مغشوش باشد و همزمان د ر چند جای مختلف حضور ذهن د اشته باشد ، نمیتواند تمرکز لازم را پید ا کند . وقتی کسی بخواهد همزمان روی د و یا سه صند لی بنشیند ، نمیتواند جمعیت خاطر د اشته باشد و به یک کار بپرد ازد .
من بازیگر هستم و نویسند ه نیستم، هرچند د ر زمینه قصهنویسی نیز تجربیاتی د اشتهام و د ر نقد تئاتر هم فعالیت کرد هام، اگر قصههای مرا بخوانید ، میبینید که بیشتر جنبه تئاتری د ارند و د ر آنها مسائل صنفی و حرفهای نیز د ید ه میشود .
باید ابتد ا آن تمرکز ذهنی به وجود بیاید . برای مثال، وقتی برای آقای لطیفی د ر گرما و سرما جلوی د وربین مشغول کار هستم، تمام حواسم به حفظ نقش و اجرای د رست آن است. جملات عربیای که آقای لطیفی انتخاب کرد هاند ، بسیار د شوار هستند و من باید آنها را حفظ کنم. د ر چنین شرایطی د یگر فرصتی برای فکر کرد ن به موضوعات د یگر باقی نمیماند .
الان نام استاد مصطفی اسکویی را مطرح کرد ید . من جایی خواند هام که شما شیوه بازیگری استانیسلاوسکی را از ایشان آموختهاید . لطفاً د ر این باره توضیح بفرمایید .
ایشان د ر مسکو تحصیل کرد ه بود ند . استانیسلاوسکی فرد ی بود که پیش از انقلاب اکتبر د ر خانواد های ثروتمند و کارخانهد ار زند گی میکرد ، اما خود ش به تئاتر علاقهمند بود . د ر همان خانه خود تئاتر راهاند ازی میکرد ، بچهها را جمع میکرد و نمایش اجرا میکرد . او تمام این تجربیات را یاد د اشت میکرد .
این روند اد امه پید ا کرد تا انقلاب اکتبر رخ د اد . پس از آن، استانیسلاوسکی به همراه فرد د یگری به نام نمیروویچ-د انچنکو که اد یب و نویسند ه بود ، همکاری کرد و این تجربیات را تد وین کرد ند .
تمام تجربیات او د ر قالب د و کتاب اصلی و آثار د یگر منتشر شد ؛ از جمله کتابهای «کار هنرپیشه روی خود » و «کار هنرپیشه بر نقش». این آثار توسط خانم اسکویی ترجمه شد و انتشارات سروش آنها را د ر سه جلد منتشر کرد .
اینها مجموعه آثاری است که د ر مسکو تد ریس میشد . آقا و خانم اسکویی نیز د ر آنجا تحصیل کرد ه بود ند و به هر صورت با نظام آموزشی و شیوهای آشنا شد ند که د ر روسیه رواج د اشت و بعد ها به عنوان کارگرد ان از آن بهره گرفتند .
شما چگونه این شیوه را آموختید ؟
زمانی که ایشان به ایران آمد ند ، همان آموزههایی را که د ر آنجا فرا گرفته بود ند ، به هنرجویان خود آموزش د اد ند .
من نیز کتابی د ر تجلیل از استاد اسکویی نوشتهام به نام «د ر محضر استاد ». از نخستین روزی که به کلاس ایشان رفتم، استاد با من مصاحبه کرد ند . مطالب مربوط به د رس اول، د رس د وم، د رس سوم و به همین ترتیب اد امه یافت. من د وازد ه سال شاگرد ایشان بود م و د ر کلاسهایشان شرکت میکرد م.
تمام این مطالب را یاد د اشت کرد م و بعد ها به صورت کتابی با عنوان «د ر محضر استاد » منتشر شد .
اگر بخواهم نام برخی از افراد ی را که د ر کلاسهای آقای اسکویی حضور د اشتند ذکر کنم، شاید برای شما جالب باشد . آقای کشاورز د ر آن کلاسها حضور د اشتند . همچنین آقای سیروس ابراهیمزاد ه، آقای مهد ی فتحی و آقای نصیریان نیز مد تی د ر آنجا آموزش د ید ه بود ند . آقای فرد ین هم د ورهای د ر آن کلاسها حضور د اشت. همچنین افراد ی مانند آقای د ولتآباد ی، آقای رحمانینژاد ، آقای سلطانپور و آقای رسول نجفیان نیز از جمله هنرجویان آن مجموعه بود ند .
د ر مجموع اگر بخواهیم اسامی را مرور کنیم، حد ود ۲۰۰ بازیگر د ر آن کلاسها حضور د اشتهاند که د ستکم ۱۰۰ نفر از آنان بعد ها به چهرههای شناختهشد ه تبد یل شد ند . البته برخی از آنها نیز بعد ها به مشاغل و حوزههای د یگری روی آورد ند .
شما کارنامه بسیار د رخشان و پرباری د اشتهاید و سالها فعالیت کرد هاید . فکر میکنید د ر بازیگری به جایگاهی که شایسته آن بود هاید رسید هاید یا خیر؟
من از خد اوند تشکر میکنم که این موهبت را به من عطا کرد تا سالم باشم و بتوانم کارهایی را که تاکنون انجام د اد هام به سرانجام برسانم. این سپاسگزاری را باید از خالق خود د اشته باشم.د ر عین حال د وست د ارم همچنان بهترین کارها را انجام د هم و بهترین نقشها را بازی کنم. هنوز چنین اشتیاقی د ر من وجود د ارد ، زیرا خود را همچنان طلبه هنر مید انم.احساس میکنم د ر عالم هنر هنوز د ر کنار اقیانوس ایستاد هام و فقط پاهایم را د ر آب فرو برد هام و خیس شد هام؛ هنوز به عمق آن نرفتهام تا چیزی به د ست آورم. بنابراین همچنان معتقد م که ظرفیت ایفای نقشهای بهتر، بزرگتر و مهمتر را د ارم.
یکی از آرزوهای من بازی د ر نقش شاهلیر است. اکنون احساس میکنم چهره، صد ا و شرایط سنی من برای ایفای این نقش مناسب است. اما باید کارگرد انی باشد که بتواند نمایش «شاهلیر» را روی صحنه بیاورد و این نقش را به من بسپارد . مساله این است که چنین فرصتی کجاست؟






